X
تبلیغات
رایتل

حادثهتوی قرآن اومده که اگر مصیبتی به کسی میرسه به خاطر کارهاییه که خودش قبلا انجام داده: «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ » شوری-30  یعنی: «و مصیبتی به شما نمی رسد مگر بخاطر آنچه که (خودتان) بدست آورده اید. » اما یه مبحث مهم اینجا مطرح میشه و اونم اینه که مگه مصیبت ها واسه امتحان آدما نیست، پس چرا گفته که این مصیبت ها بخاطر کارهای ناشایست و گناهانیه که خودتون قبلا اونا رو انجام دادین؟اول یه نکته رو توضیح بدم و اونم اینکه وقتی اینجا صحبت از مصیبت می کنیم، یعنی هرگونه شر و بدی و چیز ناراحت کننده ای که به انسان میرسه. بطور کلی علت مصیبت هایی که به انسان می رسه یکی از این سه دسته س:

اول: این مصیبت نتیجه ی عمل خود آدمه که بهش میرسه. مثلا اگه شما گندم بکاری حتما چیزی که از زمین درمیاد گندمه.غیرممکنه شما گندم بکاری و مثلا سیب دربیاد.پس وقتی که آدم بدی میکنه نتیجه ش رو که بدی و مصیبت هست میبینه.مثلا کسی که سالهای زیادی سیگار میکشه نتیجه ش میشه مصیبت از دست دادن ریه هاش و نهایتاً مرگ.

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 6 شهریور‌ماه سال 1394 توسط مهدی
قبرستانیکی از بازدیدکنندگان پایگاه قرآنی مهیمن با نام «محدثه»، سوالاتی رو پرسیدند به این شرح: «سلام وخداقوت اگربراتون مقدوره ممنون میشم به چندتاسوالی که برام پیش اومده جواب بدین روزقیامت کسی میتونه برای دیگری شفاعت کنه؟(باتوجه به اینکه حضرت علی ع درنهج البلاغه فرمودند که کسی شفاعت نمیتونه بکنه) ایادرخواست ازائمه شرک است؟یاتوسل به ائمه برای درخواست حاجت یارفع مشکل شرک محسوب میشه؟ ایامرده هاقادربه دعاکردن برای زنده هایاشنیدن صدای زنده هاهستن؟ ممنون »

پاسخ مهیمن: اول : توی بعضی از آیات قرآن بطور کلی شفاعت رو نفی کرده و گفته که شفاعتی در وز قیامت در کار نیست: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ »بقره-254 یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده اید از آنچه که به شما روزی داده ایم انفاق کنید قبل از آنکه روزی بیاد که در آن نه خرید و فروشی است و نه دوستی ای و نه شفاعتی» اما توی بعضی از آیات دیگه میگه که شفاعت فقط مال خداست: «ِ ما لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا شَفیعٍ »سجده-4  یعنی: «برای شما بجز او(خدا) سرپرست و شفاعت کننده ای نیست؟»توی یه جای دیگه میگه که شفاعت وجود داره ولی با اجازه خداست: «ما مِنْ شَفیعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِه‏»یونس-3 یعنی:«هیچ شفاعت کننده ای نیست مگر بعد از اجازه ی او(خدا)». خب حالا بالاخره شفاعت هست یا نیست و چرا قرآن این همه حرفای جورواجور زده؟




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

نیکی به پدر و مادرتوی قرآن از نیکی به پدر مادر صحبت شده در حالیکه جایگاه عدالت، بسیار بالاتر و فراتر از نیکی کردن هست. اصلا وقتی شما عدالت رو رعایت میکنی ، همین عدالت خودش یه نوع نیکی محسوب میشه پس جایگاه عدالت خیلی بالاتر و ارزشمندتر از نیکی کردن هست.چون ممکنه یک جایی شما به کسی نیکی کنید ولی واقعا اون به این نیکی شما احتیاجی نداشته باشه اما اگه بی عدالتی کنید محققا ظلمی صورت گرفته پس باید همیشه عدالت رو رعایت کنید و از اینجا بازم معلوم میشه که جایگاه عدالت بالاتر و برتر از نیکی کردن هست.

قرآن کریم میگه: «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» بقره-83  یعنی:«و نیکی(کنید) نسبت به پدر و مادر»

اما چرا خداوند توی قرآن گفته به پدر و مادر نیکی کنید و نگفته نسبت به اونها عدالت پیشه کنید؟ مثلا چرا نگفته :«وَ بِالوالِدَینِ إعدالاً»؟

عدالت که خیلی بهتر و افضل تر و مقدم تره تا نیکی کردن.پس چرا توصیه به نیکی کرده ولی توصیه به عدالت نسبت به پدر و مادر نکرده؟

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

میز مدیریتدوتا ماجرا -بر اساس شنیده ها-براتون تعریف میکنم. اول اینکه میگفتن سالهای قبل در یکی از ادارات یه فردی مدیر اون اداره بود که بسیار فرد خوب و درستکاری بود. به طوری که حتی وقتی فلان کار که جزء وظایف ذاتی اون اداره بود، انجام میشد، در قبال اون کار، یه مبلغی به سه تا از بخش های اون اداره از جمله ،مدیر داده می شد،وقتی که اون پول رو به ایشون میدن قبول نمیکنه و میگه این پول در قبال چه کاریه که میخواین بدینش به من؟ در جوابش میگن که این پول مربوط به فلان کاره که به حساب این سه بخش واریز میشه. ایشون میگه من که کاری نکردم که این پول رو قبول کنم و من در قبال کاری که انجام ندادم پولی دریافت نمی کنم.

ببینید این فرد چقدر انسان درستکاری بود که حتی از قبول کردن یک چنین پول مفتی خودداری میکنه و اونو مصداق بارز مال حرام میدونه. همین مدیر بعدها بخاطر اینکه به بعضی از افراد ذی نفوذ باج نداد و زیر بار زیاده خواهی های اونها نرفت، برکنار شد.

اما ماجرای دوم که بازم مربوط به همون اداره س و مدیری که بعدها توی اونجا مشغول به کار میشه.

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 16 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

زن بدجنس!این ماجرا واسه ی یکی از دوستام که معلمه اتفاق افتاده و خودش برام اینو تعریف میکرد. میگفت یکی از همکارام که معلمه یه روز یه مبلغی پول احتیاج داشت و به من گفت و منم بهش قرض دادم و مدت ها از این ماجرا گذشت و اونم اصلا به روی خودش نمی آورد که به من پول بدهکاره. منم از این که اصلا  اون به روی خودش نمی آوردم ناراحت بودم و اگه لااقل بهم میگفت فلانی فعلا ندارم بهت بدم میگفتم نمیخواد پولو بدی. تا اینکه یه روز رفتم در خونه شون و اومد بیرون و همینطوری داشتیم با هم حرف میزدیم و اصلا اسمی از پول و اینکه چرا پولمو پس نمیدی و ... نیاوردم یکدفه دیدم خانومش از خونه در اومد و پسرشم که دانشجو بود اومد دم در! خانومش اومد جلو و گفت با شوهر من چیکار داری و شروع کرد به سر و صدا و منم یه نگاهی به دوستم، انداختم و یه نگاهی به زنش انداختم و دیدم اصلا دوستم هیچ حرفی به زبونش نمیاد و به خانومش چیزی نمیگه و همینجوری مونده.

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

توبهیکی از اسم ها(یا صفات) خداوند «توّاب»هست که بعضی ها اونو ترجمه کردن به توبه پذیر. اما توّاب از ریشه «توب» به معنای بازگشت کننده هست و وقتی یه انسان توبه میکنه، درواقع از گناهی که مرتکب شده، برمیگرده. خب اینجا این سوال پیش میاد که مگه خداهم که «توّاب» هست، گناهی مرتکب میشه که از اون برگشت کنه؟

قرآن کریم درباره خداوند متعال میگه: «إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیم‏» حجرات-12   یعنی: «همانا خداوند بسیار توبه پذیر(بازگشت کننده) و رحمتگر است»

چرا اصلا خدا باید یک چنین صفت یا اسمی داشته باشه؟

در پاسخ باید خدمتتون عرض کنم که وقتی یه بنده ای، گناه میکنه با این کار خودش، خدا رو نافرمانی کرده و در واقع به خدا پشت کرده و از خدا هم دور شده!

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 9 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

سلونی قبل ان تفقدونییه دوستی میگفت که هرکس بجز حضرت علی(ع) ، گفته «سَلونی قَبلَ أن تَفقِدونی= از من سوال کنید قبل از اینکه منو از دست بدید» رسوا شده! ابن جوزی از دانشمندان بزرگ اهل سنته و حنبلی مذهبه،که توی زمینه فقه، حدیث، تاریخ نگاری و ... دستی بر آتش داره. خلاصه از لحاظ علمی از سطح بالایی در بین اهل سنت برخورداره! یه روز توی مسجد،به خودش انقدر غرّه بوده که این جمله ی معروف «سَلونی قَبلَ أن تَفقِدونی»رو (که به حضرت علی علیه السلام منسوب هست) بیان میکنه! البته آدم هرقدرم که عالم باشه در حد کسی مثل علی(ع) که وصل به عالم ملکوته نیست که بتونه بگه هرچی که دوس دارید از من بپرسید! خلاصه یه زنی که توی مسجد پای منبر ایشون بوده میپرسه: «آیا این روایت درسته که حضرت علی شبانه از مدینه به مدائن، پیش سلمان فارسی اومد و اونو کفن و دفن کرد و برگشت؟ ابن جوزی جواب میده: بله درسته! بعد اون زن میپرسه: آیا (جسد) عثمان(بعد از کشته شدن) سه روز در زباله دانی بقیه موند در حالیکه علی(ع) اونجا حاضر بود؟ ابن جوزی باز جواب داد: بله! زن گفت: پس لازمه که علی(ع) در یکی از این دو مورد(دفن کردن سلمان فارسی و دفن نکردن عثمان) اشتباه کرده باشه! ابن جوزی گفت: اگه تو بدون اجازه شوهرت از خونه خارج شدی پس لعنت برتو و اگه با اجازه اون خارج شدی لعنت بر اون! زن گفت: آیا عائشه برای جنگ با علی (ع) با اجازه پیامبر (ص) خارج شد یا بدون اجازه آن حضرت؟ ابن جوزی ساکت شد و جوابی نداشت.» ( الصراط المستقیم إلی مستحقی التقدیم، ج 1، ص218 و بحارالانوار )

 



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

کفتربازبه دنیا اومدن آدما توی یک خانواده به اختیار خودشون نیست.مثلا یکی توی یه خانواده خوب متولد میشه و یه آدم خوب میشه. یکی توی یه خانواده ی بد متولد میشه و یه آدم نابهنجار میشه. البته این موارد کلّیت نداره و همیشه اینجوری نیست.

خب اینجا این نوع فکر پیش میاد که «خب اونی که توی یه خانواده بی بند و بار به دنیا میاد نباید در آخرت مجازات بشه چون اگه خدا اونو توی یه خانواده متشخص متولد میکرد، اونم آدم خوبی میشد.» درسته که انسان اختیار داره ولی بجز بحث اختیاری که انسان داره، محیط و مخصوصاً خانواده، در رشد و تربیت درست یا نادرست انسان نقش داره. خب اگه خانواده ش خوب باشه این انسان با اختیار خودش در مسیر درست حرکت میکنه اما اگه خانواده ش بد باشه بازم این انسان با اختیار خودش در مسیر بد حرکت میکنه. پس گناه یا پاداش این انسان چه معنایی داره؟؟ آیا واقعاً این ظلم نیست؟




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

پدر و فرزندهمیشه این واسم سوال بود که اون پسر بچه ای رو که حضرت خضر(ع) کشته بود و به موسی(ع) گفت که اون پسر بچه رو کشتم چون ترسیدم بعداً پدر و مادرش بخاطر اون کافر بشن، چطوری ممکنه که پدر و مادری که از بچه خودشون بزرگتر هستن بعدا گمراه بشن؟؟ آیه ش اینه: «وَ أَمَّا الْغُلامُ فَکانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشینا أَنْ یُرْهِقَهُما طُغْیاناً وَ کُفْراً» کهف- 80

یعنی: «و اما آن پسر ، پدر و مادرش مومن بودند و بیم داشتیم که آنها را به طغیان و کفر وادارد.»

این آیه از احتمال گمراه شدن پدر و مادر توسط فرزندشون در آینده خبر میده اما معمول و متعارف اینه که فرزند چون زاییده ی پدر و مادر هست و معمولا از اونها الگو میگیره و تبعیت میکنه مسیر اونها رو ادامه میده ولی این عجیبه که پدر و مادری عقلشونو بدن دست پسرشون و گمراه بشن.البته بنده منکر این قضیه و وجودش نیستم ولی برام سوال بود و به خودمم هی جواب میدادم و میگفتم بله امکانش هست خیلیم ممکنه چنین چیزایی باشه تا اینکه یه روز خودم عملا چنین چیزی رو درک کردم و معنای این آیه رو واقعا متوجه شدم.ماجرا از این قرار بود که یکی از دانش آموزام کلی تجدیدی آورده بود و قبل از گرفتن کارنامه رفته بود مسافرت و یکی از مسئولین مدرسه کارنامه رو واسه مادرش میفرسته و مادرشم کلی عصبی میشه و دق میخوره. وقتی این دانش آموز متوجه میشه به من زنگ میزنه و ازم میخواد که برم خونه شون و با مادرش صحبت کنم تا آروم بشه.

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 13 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

برده داری و کنیزداریبارها شاید ازتون پرسیده باشن یا سوال واستون پیش اومده باشه که چرا اسلام وقتی اومد برده داری رو حرام اعلام نکرده؟؟ مگه اسلام نمیگه که همه ی انسانها باهم برابرن، پس چرا با برده داری مخالفت نکرد و تازه برای اون احکام فقهی رو هم بیان کرده؟؟

خداوند متعال همه انسانها رو آزاد آفریده اما بخاطر شرایطی که در دوران ظهور اسلام و قبل از اون وجود داشت و برده داری امری عادی در بین مردم اون عصر بود، اسلام نمیتونست یکدفعه بگه برده داری حرامه و باید اونو کنار بذارید چون اگه این کارو میکرد افراد زیادی بودن که یا توی جنگ یا با پرداخت پول های زیاد، برده هایی رو به دست آورده بودن و حالا با اومدن اسلام اگه مجبور میشدن اونها رو کنار بذاره نه تنها این کار رو قبول نمیکرد بلکه زیر بار پذیرش اسلام و ایمان آوردن به خداهم نمیرفتن. لذا اسلام راه  و روش دیگه ای رو برای حذف برده داری و کنیزداری از جامعه، انتخاب میکنه. اونم روش حذف تدریجی هست.

توی این روش اسلام میاد و با برده داری در ظاهر مخالفت نمیکنه و حتی میگه هرکی برده یا کنیز داره میتونه اونو نگه داره حتی میاد برای برده داری و کنیز داری هم قوانین و احکام شرعی رو وضع میکنه و ...

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

جنگ های اسلامشاید بارها آیه ی «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» بقره-256 رو شنیده باشید و اینکه در دین هیچ زوری نیست. اما اتفاقا میخوام این بار درباره ی آیاتی باهاتون صحبت کنم که دم از زور میزنن و میگن باید به زور مسلمون بشی. آیاتی که میگه اگه طرف مسلمون نشد باید بمیره و کشته بشه. به عنوان مثال در ماجرای حضرت سلیمان و ملکه سبا، وقتیکه ملکه ی سبا برای حضرت سلیمان هدایایی رو ارسال میکنه ، حضرت سلیمان اونها رو تهدید میکنه و میگه یا ایمان بیارید و خداپرست بشید یا اینکه با لشگریانی بهتون حمله میکنم که توانایی مقابله با اونو نداشته باشید.: «فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ» نمل-37    یعنی: «پس با لشگریانی بر آنها وارد میشویم که توانایی مقابله با آنرا ندارند و آنها را با ذلت و خواری از سرزمینشان خارج میکنیم».

حضرت سلیمان در مقابل هدایایی که براش فرستاده بودند میخواست حمله نظامی کنه و به زور ، مردم سرزمین سبا رو به خداپرستی وادار کنه. این اولین نمونه از اعمال زور.  دومین نمونه: «فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُم‏» توبه-5   یعنی: «مشرکان را هرجا که یافتید بکشید». این آیه میگه اگه کسی اصلا اسلام رو قبول نداشت و مشرک بود، هرجا گیرش آوردید بکشیدش. یعنی زوره. یا باید مسلمون بشه یا اینکه باید کشته بشه.




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

نظریه تکامل انسانداروین نظریه ی تکامل نسل انسانها از میمونها رو مطرح کرد و گفت که انسانها تکاتمل یافته ی میمونها هستن و الان به شکل امروزی مبدل شدن! اما امروز میخوام دلیلی رو که برخی از مذهبیون از آیات قرآن برداشت میکنن و با اون میخوان بگن که نظریه داروین غلط هست رو براتون مطرح کنم. اما جالب اینه که دلیل همین مذهبیون هم قابل رد هست و نمیشه به اون استناد کرد مگه اینکه دلیل محکم تری برای رد نظریه ی آقای داروین بیاریم.

پس ابتدائا دلیل مخالفان آقای داروین رو مطرح میکنم و بعدشم این دلیل رو رد میکنم. سپس با یک دلیل عقلی و یک دلیل قرآنی اثبات میکنم که نظریه ی آقای داروین باطل و غلطه.

بعضی از متدینین اومدن و استناد کردن به آیه ی « إِنَّ مَثَلَ عیسى‏ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ» آل عمران-159    یعنی: «همانا مثل عیسی نزد خداوند همانند مثل آدم است که خداوند اورا از خاک آفرید». برخی ها به این آیه استناد میکنن و میگن که طبق این آیه، انسان از خاک آفریده شده و لذا نظریه ی آقای داروین درباره اینکه انسانها از نسل میمونها هستند غلطه. چون قرآن گفته که انسانها از خاک آفریده شدن نه از میمونها. اما باید عرض کنم که این جواب متدینان، جواب قانع کننده ای نیست و نمیتونه باعث رد نظریه ی آقای داروین باشه چون قرآن گفته که انسان رو از خاک آفریده و ممکنه که نظریه داروین درست باشه و انسان از نسل میمونها باشه و ماده ی اولیه خلقت میمونها(که انسانها طبق نظریه داروین از نسل اونها هستن)از خاک باشه. و اینها منافاتی باهم نداره.

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

دینسوال:« به کسی که هیچ کمبودی در زندگی ندارد نه بیماری نه در دریا غرق شدنی ...نه فقری..ونه.....چگونه می توان ضرورت نیاز به دین راتفهیم نمود؟باسپاس فراوان از زحماتتون /taha54

پاسخ مهیمن:اول باید خدمتتون عرض کنم که اینگونه از افراد مطمئنا و یقینا مشکلات و گرفتاری های مادی(به جز معنوی) خاص خودشون رو دارن.
اما اینکه ما این گرفتاری ها رو نمی بینیم و یا اونها این گرفتاری ها رو از ما مخفی میکنن دلیل بر راحتی زندگی اونها نیست.
این هم حرف بنده نیست بلکه حرف خداوند متعال در سوره ی زمر آیه 124 هست که میفرماید:«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى‏»
«و کسیکه از یاد من دوری کنه زندگی تنگ و سختی برای او خواهد بود و روز قیامت کور محشور میشه»جالب اینه که قرآن میگه«کسی که» ،یعنی مهم نیست که پولدار باشه یا فقیر،خوشگل باشه یا زشت،یا در ظاهر گرفتار باشه یا اصلا ظاهرا گرفتاری نداشته باشه!
تازه این مال دنیا هست و توی آخرت کور محشور میشه.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 مرداد‌ماه سال 1393 توسط مهدی

قرآن کریم میفرماید: رمضان«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»بقره-183 «ای کسانیکه ایمان آورده اید؛روزه بر شما نوشته شد(واجب و مقرر شد)همانگونه که بر کسانیکه قبل از شما(بوده اند)نوشته(ومقرر شد).امید است که تقوا پیشه کنید.» 

فواید روزه رو میتونیم به دو دسته تقسیم کنیم: 1-فواید مادی(جسمی)   2- فواید معنوی 

که در زیر به تشریح هرکدوم از اونها می پردازیم : 

فواید مادی(جسمی): 

1-تخلیه موثر و مفید سموم بدن: 

روزه باعث میشه که سمومی که در طول سال و به علت استفاده از مواد غذایی یا دارویی مختلف در بدن جمع شدن از بدن دفع شده و یا به حداقل برسن.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 تیر‌ماه سال 1393 توسط مهدی

خلبان جنگندهتوی قرآن یه آیه ای هست که امروزه ما با توجه به پیشرفت تکنولوژی تازه تونستیم حرفی رو که پشت کلمات این ایه نهفته شده هست رو بفهمیم!

اونم آیه 125 سوره انعام هست که میگه:«فَمَن یُرِدِ اللَّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشرَْحْ صَدْرَهُ لِلْاسْلَامِ  وَ مَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یجَْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فىِ السَّمَاء»

یعنی:«هرکسی که خدا بخواد اونو هدایت کنه،سینه ش رو برای(پذیرش اسلام) باز میکنه و هرکس رو که بخواد گمراه کنه،سینه ش رو تنگ میکنه،گویا که داره در آسمان بالا میره!»

شاید اون زمان که این آیه نازل شده ،خیلی از مردم نمیدونستن که منظور این آیه از تنگ شدن سینه ی انسانی که داره به آسمون بالا میره چیه!!

اما امروزه با پیشرفت علم،ما میدونیم که هرچی از سطح زمین بالاتر بریم فشار هوا کمتر میشه و در نتیجه ی کم شدن فشار هوا،سینه ی انسان اصطلاحاً تنگ شده و انسان دچار تنگی نفس میشه و هرچی این ارتفاع بیشتر باشه تنگی نفس هم بیشتر میشه و نهایتا،خفگی به فرد دست میده و نهایتا هم می میره!



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1393 توسط مهدی
   1      2      3      4      5      ...      7    >>

 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :