X
تبلیغات
رایتل

تا حالا شاید درباره ی شب قدر خیلی چیزی شنیده باشید از جمله اینکه این شب از هزار شب بهتره و سرنوشت یک سال انسان در این شب مقدر می شه و ... .

شاید این رو هم شنیده باشید که شب قدر یکی از سه شب، نوزده، بیست و یک و بیست و سوم ماه مبارک رمضان هست و به احتمال قوی شب بیست و سوم همون شب قدر هست که قرآن توی اون شب نازل شده.

اما امروز میخوام با قرآن براتون ثابت کنم که شب قدر همون شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان هست.

خداوند متعال در آیه ی 3 سوره ی مبارکه دخان  درباره ی نزول قرآن میفرماید:« إِنَّا أَنزَلْنَهُ فىِ لَیْلَةٍ مُّبَارَکَة » یعنی :« همانا ما آن را(قرآن را) در شبی مبارک نازل کردیم. »


اگر توی این آیه ی خوب دقت کنید شاید نکات مهم و کلیدی ای درباره ی شب قدر ، به دست بیآرید.

 



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

نزول فرشتگان در شب قدرتوی شب قدر بالاخره فرشته ها باید یه جایی نازل بشن و تمامی امور رو اونجا فرو بیارن.قرآن کریم میگه: «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْر» قدر-4  یعنی: «فرشته ها و روح در آن شب با اجازه پروردگارشان برای هر کاری نازل میشوند».

یعنی اینکه فرشته ها توی شب قدر برای مقدرات کارها و امور مختلف نازل میشن اما این نازل شدن بر کجاست و اونها کجا فرود میآن؟ بعضی از مفسرین خودشون رو راحت کردن و گفتن که فرشته ها و روح به سوی زمین نازل میشن. یعنی به همین سادگی خودشونو راحت کردن و نگفتن که کجا نازل میشن و فقط گفتن به سوی زمین. در حالیکه زمین خلی گسترده و بزگه، آخه کجای زمین؟؟

بعضی ها هم گفتن که فرشته ها و روح نازل میشن تا قرائت قرآن و اطاعت و عبادت بندگان رو ببینن. اما این نظریه هم باطله چونکه فرشتگان الهی اولا خودشون همواره در اطاعت و عبادت خدا هستند و ثانیا اونها با اذن خدا میتونن به راحتی بر عبادت و اطاعت بندگان مسلط باشن و اونو ببینن از طرفی توی آیه گفته شده «مِنْ کُلِّ أَمْر» یعنی برای هر امری نه اینکه برای دیدن عبادت و اطاعت و قرائت قرآن بندگان! پس این نظریه هم باطل و رد هست!

 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

کفتربازبه دنیا اومدن آدما توی یک خانواده به اختیار خودشون نیست.مثلا یکی توی یه خانواده خوب متولد میشه و یه آدم خوب میشه. یکی توی یه خانواده ی بد متولد میشه و یه آدم نابهنجار میشه. البته این موارد کلّیت نداره و همیشه اینجوری نیست.

خب اینجا این نوع فکر پیش میاد که «خب اونی که توی یه خانواده بی بند و بار به دنیا میاد نباید در آخرت مجازات بشه چون اگه خدا اونو توی یه خانواده متشخص متولد میکرد، اونم آدم خوبی میشد.» درسته که انسان اختیار داره ولی بجز بحث اختیاری که انسان داره، محیط و مخصوصاً خانواده، در رشد و تربیت درست یا نادرست انسان نقش داره. خب اگه خانواده ش خوب باشه این انسان با اختیار خودش در مسیر درست حرکت میکنه اما اگه خانواده ش بد باشه بازم این انسان با اختیار خودش در مسیر بد حرکت میکنه. پس گناه یا پاداش این انسان چه معنایی داره؟؟ آیا واقعاً این ظلم نیست؟




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

پدر و فرزندهمیشه این واسم سوال بود که اون پسر بچه ای رو که حضرت خضر(ع) کشته بود و به موسی(ع) گفت که اون پسر بچه رو کشتم چون ترسیدم بعداً پدر و مادرش بخاطر اون کافر بشن، چطوری ممکنه که پدر و مادری که از بچه خودشون بزرگتر هستن بعدا گمراه بشن؟؟ آیه ش اینه: «وَ أَمَّا الْغُلامُ فَکانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشینا أَنْ یُرْهِقَهُما طُغْیاناً وَ کُفْراً» کهف- 80

یعنی: «و اما آن پسر ، پدر و مادرش مومن بودند و بیم داشتیم که آنها را به طغیان و کفر وادارد.»

این آیه از احتمال گمراه شدن پدر و مادر توسط فرزندشون در آینده خبر میده اما معمول و متعارف اینه که فرزند چون زاییده ی پدر و مادر هست و معمولا از اونها الگو میگیره و تبعیت میکنه مسیر اونها رو ادامه میده ولی این عجیبه که پدر و مادری عقلشونو بدن دست پسرشون و گمراه بشن.البته بنده منکر این قضیه و وجودش نیستم ولی برام سوال بود و به خودمم هی جواب میدادم و میگفتم بله امکانش هست خیلیم ممکنه چنین چیزایی باشه تا اینکه یه روز خودم عملا چنین چیزی رو درک کردم و معنای این آیه رو واقعا متوجه شدم.ماجرا از این قرار بود که یکی از دانش آموزام کلی تجدیدی آورده بود و قبل از گرفتن کارنامه رفته بود مسافرت و یکی از مسئولین مدرسه کارنامه رو واسه مادرش میفرسته و مادرشم کلی عصبی میشه و دق میخوره. وقتی این دانش آموز متوجه میشه به من زنگ میزنه و ازم میخواد که برم خونه شون و با مادرش صحبت کنم تا آروم بشه.

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 13 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

شکر خدارفته بودم مسجد یه پیرمرد باحالی که با هم دوست بودیم و اهل مطالعه بود یه شب یه چیزی رو مطرح کرد که جالبه.

گفت خدا بر همه چیز قادره اما نمیتونه سه تا کار رو انجام بده (البته من دوتاشو میگم چون یکیش فراموشم شده). گفتم خب چه کارهایی رو خدا نمیتونه انجام بده؟

گفت: «اینکه یه انسان رو تا وقتیکه آفریده و زنده س نمیتونه روزیشو نده. همینکه زنده س و مثلا نفس میکشه این هوا و اکسیژنی که مصرف میکنه روزیشه و همینکه هست این بودن روزیشه و ... دوم اینکه هرکسی رو که خلق کرده ، اون فرد رو نمیتونه از مُلکِ خودش بیرون بندازه. چون هرجایی رو که در نظر بگیری مُلک خداست.»

خب ایشون این ادعا رو در ناتوانی خدا مطرح کرد و حالا هم باید جوابشو داد اما یادمون باشه که دربرخورد با افرادی که چنین نظرات و شبهاتی رو مطرح میکنن نباید از کوره به در رفت و برخورد ناپسندی با اونها داشت. یا باید جوابشونو داد یا اینکه اگه بلد نیستیم باید بریم و تحقیق کنیم تا به جواب برسیم.

بریم سراغ پاسخ بنده به ایشون:

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

پارتیشاید بارها دیده باشید کسایی رو که میگن چقد خوبه مسیحیا هرکاری دوس دارن میکنن تازه کلیساشونم میرن و کلی عشق و حال میکنن اما اسلام میگه این کارو نکن اون کارو نکن، این حرامه اون حرامه و ...

حتی بعضی ها علناً گرایش به مسیحی شدن دارن و میگن که میخوایم مسیحی بشیم. بعضی از جوونا وقتی میبینن که توی دین مسیحست خیلی راحت میتونن مشروب بخورن، خیلی راحت پارتی شبانه بگیرن و رابطه های آزاد جنسی برقرار کنن و خلاصه کلی آزاد باشن، پیش خودشون میگن کاش منم مسیحی بودم. هم میتونستم این کارا رو انجام بدم هم اینکه به کلیسا میرفتم و عبادتمو میکردم.

اما ماجرا چیه واقعا؟؟

جریان اینکه که هیچ دینی از ادیان الهی به کارهای خلاف و کارهای که زشتی اونها حتی از نظر عقلی هم ثابت شده امر نمیکنه. در زمانها ی خیلی دور، دین مسیحیت هم مثل اسلام، قائل به دو رکن اساسی برای پیروان خودش بود: یکی «ایمان» و دیگری «عمل صالح». اما بعدها فردی به نام «پولُس» ، میگه که تنها «ایمان» و «محبت مسیح» برای رستگار شدن کافیه و نیازی به عمل صالح نیست. بلکه مهم تر از عمل صالح، ایمان و محبت به مسیح هست. مدتها عقیده ی اول با عقیده ی پولس در کشمکش و درگیری بودن تا اینکه به مرور زمان عقیده ی پولس غالب میشه.

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 5 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

برده داری و کنیزداریبارها شاید ازتون پرسیده باشن یا سوال واستون پیش اومده باشه که چرا اسلام وقتی اومد برده داری رو حرام اعلام نکرده؟؟ مگه اسلام نمیگه که همه ی انسانها باهم برابرن، پس چرا با برده داری مخالفت نکرد و تازه برای اون احکام فقهی رو هم بیان کرده؟؟

خداوند متعال همه انسانها رو آزاد آفریده اما بخاطر شرایطی که در دوران ظهور اسلام و قبل از اون وجود داشت و برده داری امری عادی در بین مردم اون عصر بود، اسلام نمیتونست یکدفعه بگه برده داری حرامه و باید اونو کنار بذارید چون اگه این کارو میکرد افراد زیادی بودن که یا توی جنگ یا با پرداخت پول های زیاد، برده هایی رو به دست آورده بودن و حالا با اومدن اسلام اگه مجبور میشدن اونها رو کنار بذاره نه تنها این کار رو قبول نمیکرد بلکه زیر بار پذیرش اسلام و ایمان آوردن به خداهم نمیرفتن. لذا اسلام راه  و روش دیگه ای رو برای حذف برده داری و کنیزداری از جامعه، انتخاب میکنه. اونم روش حذف تدریجی هست.

توی این روش اسلام میاد و با برده داری در ظاهر مخالفت نمیکنه و حتی میگه هرکی برده یا کنیز داره میتونه اونو نگه داره حتی میاد برای برده داری و کنیز داری هم قوانین و احکام شرعی رو وضع میکنه و ...

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

دوست پسر و دوست دختر بازیداشتم توی پیاده روی خیابون میرفتم که دوتا دختر(حدودا چهارده پونزده ساله) از یه کوچه ی خلوت، دراومدن و بدو بدو توی پیاده رو دویدن و یکیشون به اون یکی گفت که خوشم میاد هروقت میرم سر قرار توهم باهام میآی! اون یکی هم گفت: « عزیزم من پایه م»!

بعد سریع وارد آموزشگاه زبان شدن که اون نزدیکی ها بود. یعنی یکی از دخترا قرار داشته و اون یکی هم باهاش رفته سر قرار. پدر و مادر بیچاره هم به امید اینکه دختراشون رفته آموزشگاه زبان، خیالشون راحته!!!

حالا این یه نمونه خیلی کوچیکه که اصلاً چیز مهمی نیست. بدتر از ایناشم سراغ دارم که الان براتون میگم. یه دوستی دارم(البته اینم یه جور دوسته دیگه) که خواهرش از خودش بزرگتره. خواهرش هزارتا دوست پسر داره و باهاشونم در ارتباطه و بیرون میره.  خود این دوستمم میدونه و خیلی عادی مثل سیب زمینی با این موضوع برخورد میکنه. تازه خواهرش، عکسای لختی پختیشم میذاره توی شبکه های اجتماعی تا خلاصه همه ازش لذت ببرن.

 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 2 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

پسر غمگیناین ماجرا کاملا واقعیه!(با اندکی دخل و تصرف جزئی).

سن و سال زیادی نداره. جوون خیلی خوش تیپیه. قیافه ش هم بدک نیست.انقد خوش تیپه که خیلی از دخترا رو جذب میکرد وخلاصه انواع و اقسام خلافهای جور واجور ازش سر میزد. خیلی کارا کرده بود خیلی.هرچقدرم من تو گوشش میخوندم که دست بردار و این کارا و نکن فایده نداشت.از فحش  و هرز بودن دهن گرفته تل خوردن مشروب و هزارجور کثافت کاری دیگه.

یک روز قبل ماه رمضون امسال(1394) بهم گفت که میخوام ببینمت و باهم یه جایی قرار گذاشتیم و رفتم دیدمش و گفت بریم یه امامزاده. خیلی گرفته و پگر و به هم ریخته بود. هرچی بهش اصرار کردم نگفت. گفت بذار وقتی رفتیم امامزاده اونجا برات تعریف میکنم. رفتیم امامزاده و زیارت کردیم و در این حین دیدم با دستاش ضریح رو گرفته و سرشو گذاشته روی ضریح و اشکاش داره میاد. منم که همیشه اونو شاد و شیطون میدیدم این صحنه برام خیلی دردناک بود و رفتم کنارشو گفتم بیا بریم خودتو ناراحت نکن. دیدم گفت تو یه چند لحظه ولم کن خودم میام. خلاصه زیارتشو کرد و بعد با هم یه جای خلوت نشستیم و ازش پرسیدم چت شده؟

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 29 خرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

اباالفضل اعباسیکی از دوستام میگفت که حضرت زینب و حضرت عباس(ع)، معصوم هستن. البته هر حرفی که زده میشه باید با دلیل باشه وگرنه پذیرفتنی نیست. اجازه بدید بنده اول عصمت حضرت زهرا رو ثابت کنم بعد برم سراغ موارد دیگه.معصوم بودن حضرت زهرا(س) با توجه به قرآن قابل اثباته چون قرآن کریم در آیه 33 سوره احزاب درباره اهل بیت(ع) میگه: « إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» یعنی: «فقط خداوند منحصرا اراده کرده تا هرگونه آلودگی رو از شما اهل بیت برطرف کنه و شما رو کاملا پاک کنه!» بنا به تصریح مفسران، «أَهْلَ الْبَیْتِ »در این آیه یعنی پیامبر و حضرت علی و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) هستند. کلمه ی «الرِّجْسَ » هم به معنای هرگونه آلودگی و پلیدی هست. یعنی این پنج نفر از هرگونه آلودگی ظاهری و باطنی به دور هستن. یعنی حتی گناه هم از اونها سر نمیزنه و لذا معصوم هستن. خب حضرت زهرا هم جزء این پنج نفره پس ایشون هم معصوم هست.

اما درباره حضرت زینب و حضرت ابوالفضل:

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی


ازدواج پسر شیعه با دختر سنیاتحاد بین شیعه و سنی چیز خوبیه اما ما هیچوقت از مواضع و اعتقاداتمون کوتاه نمی آیم. بعضی ها این سوال واسشون پیش اومده که آیه میشه با یه سنی ازدواج کرد؟ آیا ازدواج یه پسر شیعه با دختر سنی و یا برعکس ایراد نداره؟

مراجع گرانقدر شیعه هم پاسخ دادن و برخی ها مستقیماً و با صراحت ازدواج دختر شیعه با پسر سنی رو حرام میدونن و برخی دیگه هم اونو مکروه میدونن. اما ازدواج پسر شیعه با دختر سنی رو بلامانع میدونن. اما واقعا چرا اینجوریه؟

قرآن کریم راه رو مشخص کرده و میگه: «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساء» نساء-34 یعنی: «مردان سرپرست زنان هستند».

قرآن با این حرفش به ما نشون میده که نقش مدیریتی در خانواده بر عهده ی مرد هست و مرده که فرمانده ی خانواده س. خب اگه این مرد خودش سنی باشه و زنش شیعه، یقیناً دوس داره بچه ها رو طبق آیین خودش تربیت کنه. حتی دوس داره زنشم سنی بشه. آیا به نظرتون این کار عاقلانه س که ما به دختر شیعه اجازه بدیم که با پسر سنی ازدواج کنه؟

 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 19 خرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

گربه خانگیامروزه نگهداری سگ و گربه توی بعضی از خونه ها به یه چیز عادی تبدیل شده! شاید بارها ما اینجور افراد رو دیده باشیم و از کارشون خوشمون نیومده باشه اونم بخاطر اینکه سگ نجسه و از طرفی هم گربه با اینکه نجس نیست ولی اگه حتی یه تار موی اون توی لباس نمازگزار باشه،  نمازش باطله؛ البته همه ی مراجع بر این قضیه اتفاق نظر ندارن و بعضی ها هم میگن که اگر موی حیوان حرام گوشت(مثل گربه) توی لباس نمازگزار باشه نمازش ایراد نداره.

توی قضیه ی سگ و نجس بودنش و اجتناب از اون شکی نیست. اما جالبه بدونید که بعضی از روایت های ما به نگهداری گربه در منزل سفارش میکنن. بعنوان مثال در کتاب  تهذیب ‏الأحکام شیخ طوسی، ج 1، ص 226، حدیث 35 اومده که: «معاویة بن عمار از امام صادق(ع) نقل میکند که آن حضرت در مورد گربه فرمود: "آن از اهل خانه تان محسوب می شود و از نیم خورده اش می شود وضو گرفت".»

حتی با توجه به روایاتی که در این زمینه وجود داره، خرید و فروش گربه و کسب درآمد از این راه بلامانعه. توی قرآن جایی که اشاره به نگهداری حیوانات توسط انسان و زندگی اون با انسان شده باشه نداریم بجز سگ اصحاب کهف که اون هم ظاهرا سگ گله بوده که به همراه اونها وارد غار میشه. «وَ کَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَیْهِ بِالْوَصید» کهف-18  یعنی: «و سگ آنها دستهایش را در دهانه غار دراز کرده بود».

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

اختلاف فتواهایکی از مراجع به اسم آیت الله محمد صادقی تهرانی که در همین سالهای اخیر از دنیا رفته، احکامی داره بس عجیب. مثلا ایشون نظرش اینه که مراجع دیگه هیچگونه دلیل قانع کننده ای برای نجاست کافر و شراب ندارن و لذا شراب و کافر پاک هستند. ولی با اینکه شراب پاکه ولی خوردن اون حرامه! چون نهی از شراب بخاطر نجاست معنوی اونه نه نجاست ظاهری و عینی! یا مثلا ایشون معتقده که نماز و روزه مسافر شکسته نیست.

خلاصه یه سری از احکام و فتواهای ایشون ، احکامی هستند شاذ و نادر که با احکام و فتواهای متعارف سایر مراجع تفاوت داره.  بنده بحثم روی تایید یا رد این عالم بزرگوار نیست. به هرحال ایشون سالها مطالعه و تحقیق کرده و به این نتیجه رسیده که به این شکل فتوا بده.اصلا شاید ایشون درست بگه.

چون قرآن کریم میگه: «وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّین‏» توبه-122 یعنی: «نباید همه مومنین(برای جهاد) کوچ کنند پس چرا از هر فرقه ای ازآنها دسته ای کوچ نمیکنند(تا دسته ای بمانند) و در دین  آگاهی(جستجو) پیدا کنند».

از این آیه بر میاد که یه مجتهد طبق تفقه و جستجو و تحقیق خودش به یک فتوا رسیده و نمیشه بر اون ایراد وارد کرد. الان در حال حاضر در خیلی از موارد و فتواها بین مراجع بزرگوار تقلید، اختلاف نظر وجود داره.

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

گروگان گیریاسلام با کشتن اسیر مخالفه اما جالبه که در برخی موارد حتی اجازه میده که نیروهای خودی، مسلمونهایی رو که در دست دشمن به گروگان گرفته شدن رو بکشن. یعنی مسلمون میتونه مسلمون رو بکشه!

البته اینو بگم که در اسلام حتی کشتن و آزار دادن اسیران دشمن جائز نیست چه برسه که اونها رو بکشیم اما بازم جالبه که بدونیم اسلام گاهی اوقات هم اجازه میده که اسیران دشمن رو که در دست مسلمونها هستن رو هم بکشیم.

پس گاهی اوقات کشتن گروگانهای مسلمان(که توسط دشمن گروگان گرفته شدن) و گاهی اوقات کشتن گروگانهای دشمن(که توسط مسلمونها گروگان گرفته شدن) جایزه!

قرآن درباره گروگان و اسیر میگیه: «فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبیلَهُم‏» توبه-5

یعنی: « با مشرکین بجنگید هرجا که اونها رو پیداکردید، و اسیرشون کنید و محاصرشون کنید و در هر کمینگاهی به انتظارشون بشینیدو اگر توبه کردن و نماز رو به پا داشتن و زکات دادن، اونها رو آزاد کنید.» توی این آیه سخن از اسیر گرفتن مشرک شده اما باید یادآور بشم که هرکی برعلیه اسلام وارد جنگ بشه در زمره مشرکینه و شامل این آیه میشه. پس اسلام در وهله ی اول میگه که اسیر اگه رو با شرایطی آزاد کنید تا بره یا مثلا توبه کنه یا اینکه فدیه بده و ... اما کجاها میشه گروگان و اسیر دشمن رو کشت؟ و یا کجاها میشه نیروهای خودی رو که در دست دشمن اسیر هستن رو کشت؟

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

نظامیان زنشاید بارها از تصاحب، ازدواج و برقراری رابطه ی جنسی با زنان اسیر شده توسط داعش و برخی گروه های تروریست و به ظاهر مسلمان دیگه، شنیده باشید. اما آیا چنین کاری توی اسلام مبنایی داره؟؟؟

جالب اینه که قرآن بر این مطلب تکیه داره که زنان غیرمسلمانی رو که به اسارت در میان رو میشه تصاحب کرد. اجازه بدید اول آیه ش رو بیارم : «وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ  کِتَابَ اللَّهِ عَلَیْکُم‏» نساء-24

یعنی: «و زنان شوهردار(هم برشما حرام شده است) مگر آنچه را که مالک آن شده اید. این فریضه الهی است برشما». این آیه میگه اگه توی جنگی، زنان دشمن به اسارت شما در اومدن، و حتی اگه شوهر دار هم باشن، این زنان رو میتونید به عقد خودتون در بیارید. یعنی همینکه اونها به اسارات مسلمونها در اومدن، با اینکه شوهر هم دارن، اما این اسارتشون باعث طلاق اونها از شوهرانشون محسوب میشه و بعد از اینکه عده نگه داشتن میتونید با اونها ازدواج کنید. در واقع زن غیر مسلمانی که در جنگ با مسلمونها اسیر میشه رابطه ش با شوهرش به مجرد اسارت قطع میشه و در زمره ی زنان بدون شوهر قرار میگیره و مسلمونها حق دارن یا با اونها ازدواج کنن یا اونها رو بعنوان کنیز در اختیار داشته باشن.

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 15 خرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی
<<    1      2      3      4      5      ...      21    >>

 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :