X
تبلیغات
رایتل
قبرستانیکی از بازدیدکنندگان پایگاه قرآنی مهیمن با نام «محدثه»، سوالاتی رو پرسیدند به این شرح: «سلام وخداقوت اگربراتون مقدوره ممنون میشم به چندتاسوالی که برام پیش اومده جواب بدین روزقیامت کسی میتونه برای دیگری شفاعت کنه؟(باتوجه به اینکه حضرت علی ع درنهج البلاغه فرمودند که کسی شفاعت نمیتونه بکنه) ایادرخواست ازائمه شرک است؟یاتوسل به ائمه برای درخواست حاجت یارفع مشکل شرک محسوب میشه؟ ایامرده هاقادربه دعاکردن برای زنده هایاشنیدن صدای زنده هاهستن؟ ممنون »

پاسخ مهیمن: اول : توی بعضی از آیات قرآن بطور کلی شفاعت رو نفی کرده و گفته که شفاعتی در وز قیامت در کار نیست: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ »بقره-254 یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده اید از آنچه که به شما روزی داده ایم انفاق کنید قبل از آنکه روزی بیاد که در آن نه خرید و فروشی است و نه دوستی ای و نه شفاعتی» اما توی بعضی از آیات دیگه میگه که شفاعت فقط مال خداست: «ِ ما لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا شَفیعٍ »سجده-4  یعنی: «برای شما بجز او(خدا) سرپرست و شفاعت کننده ای نیست؟»توی یه جای دیگه میگه که شفاعت وجود داره ولی با اجازه خداست: «ما مِنْ شَفیعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِه‏»یونس-3 یعنی:«هیچ شفاعت کننده ای نیست مگر بعد از اجازه ی او(خدا)». خب حالا بالاخره شفاعت هست یا نیست و چرا قرآن این همه حرفای جورواجور زده؟




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

یا حسینیکی از مخاطبان وبلاگ مهیمن، سوالی پرسیده بود که «چرا امام حسین علیه السلام «تقیه» نکرد؟ پیشاپیش ازلطف شما جهت پاسخگویی سپاسگزارم.سربلند باشید»

پاسخ مهیمن:قرآن کریم در آیات مختلف مسئله تقیه رو اثبات کرده و روی اون تاکید کرده. مثلا قرآن کریم میگه: «لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی‏ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً »آل عمران-28

یعنی: «مومنان نباید به جاى مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود بگیرندو هر کس چنین کند، هیچ رابطه ‏اى با خدا ندارد مگر اینکه از آنها بپرهیزید (و به خاطر هدفهاى مهمترى تقیّه کنید).» از این آیه معلوم میشه که تقیه در شرایطی هست که هدف مهم تر و متعالی تری وجود داشته باشه که انسان بخاطر اون، حاضر میشه با کافران دوستی کنه و حتی در صف اونها قرار بگیره و حتی حرف باطل اونها رو در ظاهر ، تایید کنه.توی کتاب اسرار آل محمد-ترجمه کتاب سلیم،ص435 چنین نقل شده که :« معاویه به امیر المؤمنین علیه السّلام چنین نوشت:اگر آنچه گفته ‏اى و ادعا کرده ‏اى و اصحابت را بر آن شاهد گرفته‏ اى حق باشد، در این صورت ابو بکر و عمر و عثمان و همه مهاجرین و انصار غیر تو و اهل بیت و شیعیانت هلاک شده ‏اند.خبر رحمت فرستادن و استغفار تو براى آنان به من رسیده است. این مطلب یکى از دو صورت است که سوّمى ندارد:

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

یهودیانتوی قرآن اومده که خدا به یهودیان(بنی اسرائیل) وعده ی سرزمین مقدس رو داد که طبق برخی از نظرات مفسران،این سرزمین مقدس، همون سرزمین فلسطین(یا بطور کلی شامات هست که فلسطین رو هم دربر میگیره) هست.الان یهودیان هم خودشون همین ادعا رو دارن و میگن که این سرزمین مال ماست و خدا این سرزمین رو به ما وعده داده و باید مسلمونها از این سرزمین برن بیرون!

جالب اینه که این وعده ، توی قرآن مسلمونها هم اومده!

توی قرآن امده که موسی(ع)، در خطاب به بنی اسرائیل گفته :«یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتی‏ کَتَبَ اللَّهُ لَکُم‏»

یعنی:«ای قوم من! وارد سرزمین مقدسی که خدا براتون مقرر کرده، بشید»

خب پس چرا این همه میگیم که اسرائیل غاصبه و اومده به زور سرزمین فلسطینی ها رو گرفته و باید از اونجا اخراج بشه و بره بیرون؟؟؟اصلا چطور امکان داره که یهودیانی رو که خودشون صاحب خونه هستن و الان میخوان فلسطینی ها رو از خونه شون بیرون کنن، متهم کنیم به اینکه اونها غاصب هستن و ظالم هستن؟؟ اگه کسی به کشور و سرزمین ماهم وارد بشه، ما هم مثل اسرائیلی ها در مقابلش می ایستیم و اونو از سرزمینمون بیرون میکنیم.خب اسرائیلی ها هم میگن این سرزمین مال ماست و باید مسلمونها از این سرزمین برن بیرون.  به نظر شما این حرف، ناحسابیه؟؟؟



نوشته شده در تاریخ جمعه 19 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

نوزادسوالی که بعد از اسلام برای مسلمانان مطرح بوده این بوده که بهشت چه ویژگی هایی داره؟

آیا بهشتیان با همسران خودشون توی بهشت زندگی میکنن؟؟؟

اگه با هم هستن پس مسئله حورالعین چی میشه؟؟

اگه حورالعین برای مردهاست پس زنها چطور از این نعمت استفاده میکنن؟؟؟

و سوالاتی از این دست...

برای دونستن پاسخ این سوالات باید نگاهی به قرآن و روایات اسلامی بندازیم و جواب این سوالات رو از نظر اونا جویا بشیم:



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1393 توسط مهدی

مرغ و تخم مرغیه سوالی که شاید بارهای بار شنیده باشید اینه که :«آیا اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟؟»

نظرات مختلفی در مورد اینکه اول مرغ بوده یا تخم مرغ، گفته شده!! بعضی ها گفتن اول مرغ بوده. بعضی های دیگه هم گفتن اول تخم مرغ بوده!البته جالب تر از همه اینه که برخی ها فقط ادعا کردن و مرغ رو بر تخم مرغ یا تخم مرغ رو بر مرغ مقدم دونستن ولی برای ادعای خودشون دلیل قانع کننده نداشتن و فقط به مقدم بودن تخم مرغ یا مرغ، کفایت کردن.

بعضی های دیگه هم خودشون رو راحت کردن و گفتن نمیدونیم یا اینکه گفتن که این سوال جواب نداره یا چیزایی از این دست.

بعضی ها گفتن :«دایره نقطه ی شروع نداره». منظورشون اینه که این مسئله یک سیکل و چرخه ست و معلوم نیست که کجای اون نقطه ی آغازین و شروع این دایره و چرخه ست و به قول اونها دایره نقطه ی شروع نداره.

خلاصه اگه مرغ اول بوده دلیلتون چیه و اصلا این مرغ از کجا اومده؟؟؟ و اگر اول تخم مرغ بوده دلیلتون چیه و این تخم مرغ از کجا اومده؟؟؟؟

باید خدمتتون عرض کنم که این سوال، سوال سختی نیست که بخواد آدم رو خیلی درگیر خودش کنه چون با نگاهی به قرآن و آیات نورانی اون میتونیم راحت به جواب این سوال دست پیدا کنیم.

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1393 توسط مهدی

جبر و اختیاریکی از مخاطبان مهیمن (الیاقیم) پرسیده:«سلام
من دوباره اومدم...میدونیدچیه من میگم کجای کارآدم اختیاریه وقتی واسه یه چیزکلی تلاش میکنی اما آخرش هیچ نتیجه ای نمی گیری اون وقت همه میگن یه حکمتی داره پس این جا عملا اختیاربی معنی میشه چون بازم خواست خدا بوده.
مثلا دبیرمامیگه اگه یه کسی تلاش کردوپیشرفتی براش حاصل شداگه بگه که به خواست خودم بود دچارشرک شده وبایدبگه خواست خدابودواین درحالیه که اگه یه نفرباهمون شرایط ازموقعیتش استفاده نکنه اونم نمیتونه بگه خواست خدانبوده که من پیشرفت نکردم واون کارش اختیاری بوده ولی اولی اگه بگه به اختیاروخواست خودم پیشرفت کردم دچارشرک شده...من که گیج شدم»

پاسخ مهیمن:

جوابتون رو کامل و واضح میدم اما لطف کنید و با دقت همه ی مطالب رو بخونید!

ببینید با کمال احترام باید بگم که حرف دبیر شما کاملا اشتباهه! البته شاید بشه گفت که از یک دیدگاه و نظر دیگه حرف ایشون درسته اما از دیدگاه دیگه غلط! به هر حال از همون نظر،حرف ایشون غلطه که باعث شده شما براتون شبهه ایجاد بشه و اصلا نتونید حرف ایشون رو متوجه بشید. در ثانی چطور ممکنه وقتی انسان به موفقیت میرسه اون کار رو به خدا نسبت بدیم اما وقتی شکست میخوره به خودش نسبت بدیم؟؟؟

پس این استدلال دبیر شما اصلا پذیرفتنی نیست! اما جواب چیه؟  قرآن چی میگه؟




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی

آیت الله العظمی الامام خامنه اییکی از دوستان با یه سوالی از طرف یکی از مخاطبین وبلاگش روبرو شده بود و عینا اون رو پرسیده بود و من جوابشو توی بخش نظرات دادم.

اما دیدم خودش یه پست خوب و جالبه به همین خاطر تصمیم گرفتم که عینا اونو بذارم.

«سلام یکی از دوستانم این کامنت را برای من گذاشته که من عینا برای شما میگذارم.

اگر می شود به بنده جواب لطف بفرمایید.
سلام خدمت دوست عزیز
ممنون از وبلاگ خوبتون
سوالی برام پیش اومده در مورد این پستتان که در صحبت های خیلی از دوستان شنیدم ولی اجازه ی صحبت کردن نمیدهند! یعنی تا سوال می پرسم میگند که این فکر دشمنه و راه ما جداست از اونها و روشنگری نمیکنند. امیدوارم شما مارو به چوب عداوت نزنید. سوال رو نگفته به قدر کافی پر حرفی کردم
سوال اینکه شما تو این پست بیان کردید «ولی امر مسلمین جهان» و «حضرت آیت الله العظمی»، شک ندارم که طبق آیه ولایت (55 مائده) ولی مسلمین خدا و رسولش (ص) و ائمه ی معصومین (ع) هستند. حال چطور رهبر عزیزمان هم در زمره ی ولی امر قرار میگیرند؟
توضیح بیشتر اینکه من شک ندارم که ایشون در عرض سه ولیی که در آیه ذکر شده اند نیستند. سوال ام این است که طبق چه رابطه ای ایشان در طول این اولیا که توسط قرآن معرفی شده اند قرار می گیرد؟

در مورد لفظ دوم هم که به طور مشابه آیت الله العظمی به معنی نشانه ی خداست، باز در این مورد شک ندارم که خداوند اگر نشانه ای داشته باشد از طرف خودش جعل شده است، و خودش او را نشانه برای خلق قرار داده است. که اینجا مجدد سوال مطرح میشود که چطور می توانیم کسی را آیت خدا بدانیم؟ چه پیش نیازهایی هست تا کسی رو آیت خدا بدونیم ؟ امکان دارد ما هم آیت خدا شویم؟»




نوشته شده در تاریخ جمعه 4 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی
یکی از خوانندگان مهیمن،با نام "الیاقیم" یه سوال رو مطرح کرده که امروز میخوام به اون سوال جواب بدم. ایشون پرسیده: «سلام
من یه جایی خوندم که بعضی گناها هستن که حتی اگه توبه هم بکنیم آخرش اون دنیا مجازاتشو می بینیم مث شراب خوردن میخواستم بدونم این درسته یانه؟

ممنون میشم اگه جواب بدیدباتشکر.»

پاسخ مهیمن:

در جواب باید عرض کنم که از نظر قرآن و اسلام تمامی گناهان قابل بخشش هستن و انسان میتونه با توبه ی از گناهان، به سمت خدا برگرده و گذشته رو جبران کنه.قرآن کریم میفرماید:«إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً» زمر-53

یعنی :«یقیناً خدا، همه ی گناهان رو می بخشد»

از این آیه استفاده میشه که هیچ گناهی وجود نداره که خداوند اون گناه رو نبخشه. تنها مسئله ای که وجود داره اینه که انسان واقعاً از گناه خودش برگرده و شرایط توبه رو طی کنه تا بتونه از شر گناهان راحت بشه.حتی اسلام برای گناهانی که جنبه ی حق الناس دارن، راهکار ارائه داده و حتی اگه کسی نتونه رضایت طرف مقابل رو بدست بیاره، اسلام بازم اونو از توبه محروم نکرده!



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

یکی از کارشناسان شبکه ماهواره ای «نور» که از شبکه های ماهواره ای وهابیت هست و برای کوبیدن و زیر سوال بردن تشیع و باطل معرفی کردن اون راه اندازی شده، شبهه ای رو مطرح کرد که میخوام امروز جوابشو بدم چون ممکنه این شبهه، سوال خیلی از ماها هم باشه. این کارشناس به خیال خودش با این سوال تشیع رو زیر سوال برده. اون میگهاین را خودتان میدانید هر امامی علم تمام ائمه قبلی را دارد علمشان کامل است، کم و زیاد نمی شود اما می بینیم، مذهب جعفری می گویند! چرا مذهب جعفری می گویند؟ چرا مذهب را به امام دوازدهم نسبت نمی دهند در احکام و فروع؟»

منم میگم راستی چرا ما امام صادق(ع) رو بعنوان رییس مذهب جعفری معرفی میکنیم؟مگه قبل از امام صادق(ع) بزرگوارانی چون امام علی(ع)،امام حسین(ع) و... سرپرستی و رهبری شیعیان رو بر عهده نداشتن،پس چرا ما امام صادق(ع) رو بعنوان رییس مذهب جعفری معرفی میکنیم؟؟

اگه میخواهید جواب رو متوجه بشید به بقیه ی عرایضم خوب دقت کنید تا متوجه بشید:



نوشته شده در تاریخ شنبه 16 آذر‌ماه سال 1392 توسط مهدی
فلسطینپرسش مخاطب(سارینا):
«سلام وبلاگ بسیارخوبی دارید،برای من که خیلی مفیدبوده.ممنوم.
درحدیثی خوندم که نوشته بودهرکس به اهل تسنن کمک کنه به قاتلای امام حسین (ع)کمک کرده.وجای دیگه هم خوندم اگه دوتاسنی باهم دعوامیکنن نبایداوناراازهم جداکرد.پس چرامابه فلسطین کمک میکنیم؟!
»
پاسخ مهیمن:
«ببینید در اینکه اهل سنت با ما اختلافات عمده دارن شکی نیست.
در اینکه همین اهل سنت با جدا شدن از مسیر اسلام ناب محمدی(ص) ،حق خلافت حضرت علی(ع) رو غصب کردن، شکی نیست!
در اینکه قاتلان امام حسین(ع) همون اهل سنت هستن شکی نیست.... اما در مذهب شیعه به تعامل و همزیستی مسالمت آمیز در کنار اهل سنت توصیه شده!یعنی سفارش شده که با اونها بعنوان یک مسلمان برخورد بشه!

حتی توصیه شده که در مراسم تشیع جنازه ی اونها شرکت بشه و ...

اما اینکه فرمودید:«درحدیثی خوندم که نوشته بودهرکس به اهل تسنن کمک کنه به قاتلای امام حسین (ع)کمک کرده»، جای بحث داره!

اول باید حدیث بررسی بشه که آیا اصلا چنین حدیثی واقعیت داره یا نه؟؟ اگه واقعیت داره آیا از حیث علم رجال و علم الحدیث و ... حدیث معتبر و قابل اعتمادی هست یا نه؟؟
بعد اگه اثبات شد که چنین حدیثی وجود داره و موثق هم هست اونوقت تازه باید بیآییم و حدیث رو شرح بدیم.



نوشته شده در تاریخ شنبه 2 آذر‌ماه سال 1392 توسط مهدی

حورالعیناحتمالا بارها و بارها درمورد حورالعین وزنان بهشتی مطالبی رو شنیدید.اما بعضی ها سوال میکنن که اگه حورالعین ها برای مردها باشه، پس زنان بهشتی چی؟؟

اگه مردان بهشتی از حورالعین در بهشت بهره مند بشن،تکلیف زنانشون چی میشه؟

زنان بهشتی چطور میخوان از حورالعین ها بهره مند بشن؟؟؟

آیا مردان بهشتی در بهشت با همسران دنیایی خودشون که اونها هم وارد بهشت شدن میتونن ازدواج کنن یا در کنار هم باشن؟؟

قبل از جواب دادن به این سوالات چند آیه از قرآن براتون بگم بعد بریم سراغ بحث شیرین حورالعین:

« وَ حُورٌ عِینٌ* کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ*جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ*»سوره واقعه آیات22تا24

یعنی:«و حورالعین* همانند مروارید در صدف اند*(این برای بهشتیان) پاداشی است بخاطر آنچه (در دنیا)انجام می دادند.»

در این آیات از حورالعین سخن به میون اومده و میگه که این حورالعین ها برای اهل بهشته. حالا این اهل بهشت هم مردها رو شامل میشه و هم زنان رو. خوب! حالا باید ببینیم چطور زنان بهشتی از حورالعین ها بهره مند میشن.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1392 توسط مهدی

امام صادق (ع)سوال:ممکنه این سوال برای شما پیش اومده باشه که چرا به امام صادق(ع) پیشوای مذهب جعفری میگن؟؟مگه امام صادق(ع) از امامان بزرگوار شیعه نیست، پس چرا برای اون مذهب جعفری رو قائل شدن؟؟؟

اصلا مذهب جعفری چیه؟؟ آیا مذهب تشیع با مذهب جعفری تفاوت داره؟؟؟

پاسخ مهیمن:

در دوران امام صادق (ع) مقارن بود با انتقال قدرت از بنی امیه به عباسیان.   عباسیان در ابتدا میخواستن تا امام صادق(ع) رو با خودشون همراه کنن ، به همین خاطر در ابتدا خودشون رو به امام صادق(ع) نزدیک میکردن اما بعد از اینکه امام صادق(ع) با اونها همراهی نکرد و حکومت بنی امیه منقرض شد و عباسیان بر سر کار اومدن، عباسیان ماهیت اصلی خودشون رو نشون دادن و چون امام صادق(ع) رو بعنوان مانعی بر سر اهداف دنیاپرستانه ی خودشون میدیدن، به مخالفت با امام صادق و مذهب تشیع پرداختن و راه رو برای اهل سنت هموار کردن به حدی که هرکسی در گوشه و کناری برای خودش داعیه ی علم و دانش به راه انداخته بود از ظرف دیگه شرایط خیلی خوبی در لابلای این آزادی ها برای امام صادق(ع) بوجود اومده بود تا بتونه به تدریس منابع ناب اسلامی و شیعی بپردازه.

 



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1392 توسط مهدی
ان الله علی کل شیء قدیر

یکی از دوستان میگفت که خدا نمیتونه بنده ش رو از ملک خودش بندازه بیرون!

یعنی هر جا که بنده ش رو ببره اونجا ملک خداست و در نتیجه اینکه خدا این یک کار رو نمیتونه انجام بده!

هرچی هم که من باهاش جر و بحث میکردم به نتیجه ای نرسیدم. البته دلایل من قانع کننده بود اما اون حرف منو قبول نمیکرد.

قرآن هم میگه:«إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ» بقره-20

یعنی:«همانا خداوند بر همه چیز قادر است.»

خوب حالا اینجا این سوال پیش میاد که اگه خدا قادره پس باید بتونه بنده ش رو از ملک و حکومت خودش بیرون بندازه و اگر هم که بگیم هر جا که بنده ش رو بندازه(ببره) اونجا بازم ملک خودشه و نمیتونه این کار رو بکنه، اونوقت آیه ی بالا رو زیر سوال بردیم.

حالا به نظر شما خدا میتونه بنده و مخلوق خودشو جایی ببره که ملک خودش نباشه؟؟؟

برای دونستن جواب، ادامه مطلب رو بخونید.



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1391 توسط مهدی
ابلیس

ماجرای خلقت انسان و سجده نکردن شیطان بر حضرت آدم(ع) رو که میدونی

اما نکته ی مهمی که توی این ماجرا وجود داره اینه که شیطان،یه استدلال آورد که این استدلال جای بحث داره.

شیطان در جواب خدا که ازش می پرسه چه چیز باعث شد که به انسان سجده نکنی،میگه:«قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طین» ص-76

یعنی:«(شیطان)گفت:من از او(انسان)بهترم.مرا از آتش خلق کردی و او را از گل خلق کردی!»

اینجا یه سوال مطرح میشه و اونم اینه که آیا استدلال و حرف شیطان غلط بود؟؟

آیا شیطان حرف اشتباه و ناصحیحی زده بود که موجب سرزنش و عتاب قرار بگیره و از جمع فرشتگان اخراج بشه؟؟

وقتی به حرف و استدلال شیطان نگاه میکنیم میبینیم که حرف شیطان درسته!

یعنی آتش از گل بهتره! آتش هم روشنایی بخشه،هم زیباست و با نور خودش موجودات رو به سمت خودش جذب میکنه و هم اینکه گرما بخشه و خصوصیات دیگه!

اما گل مانده، نه خیره کننده س و نه جذابه و حتی ممکنه بوی بد و متعفن هم بده و به لجن تبدیل شده باشه!



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 توسط مهدی

آیت الله بهجتسوال: ریحانه: ازکجا بفهمیم روح ونفسمان پاک است؟


پاسخ:پایگاه قرآنی مهیمن:

در وصف ابن سیرین(معبر مشهور) گفتن که اون در مغازه ای(مثلا بقالی) شاگرد بود. اون جوانی خوشگل و زیبارو بود. روزی زنی برای خرید مایحتاج منزلش به در اون مغازه اومد و یه سری از اجناس مورد نیازش رو تهیه کرد و بعد از مغازه دار درخواست میکنه که شاگردش(ابن سیرین) رو برای آوردن اونها تا منزل، بفرسته.خلاصه،ابن سیرین اجناس رو تا درب منزل اون زن میبره. بعد اون زن از ابن سیرین درخواست میکنه که اونها رو به داخل منزل بیاره.ابن سیرین هم قبول میکنه و اونها رو داخل خونه میبره. بعد،زن،ناگهان درب خونه رو میبنه و به ابن سیرین میگه که باید حتما به خواسته ی من تن بدی و با من درآمیزی!!!!

ابن سیرین هم خودشو توی یه دام اساسی میبینه سریعاً فکری میکنه و میگه:



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1391 توسط مهدی
   1      2    >>

 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :