X
تبلیغات
رایتل

توی جلسه دفاع از پایان نامه م بودم که توی اوایل جلسه،یکی از استادای داور،در حالیکه پایان نامه م توی دستش بود،خطاب به حاضران در جلسه گفت:« این پایان نامه از نمره 18، بیسته،اصلا نمره ش صده! این پایان نامه هیچ ایرادی نداره اما من تو کَتَم نمیره که این پایان نامه رو ایشون نوشته باشه». فک کنید و خودتونو جای من بذارید که اون لحظه چیکار باید بکنید؟. من هم خوشحال بودم که انقد پایان نامه م خوب از آب دراومده بود و هم ناراحت بودم که حالا چطور از  دردسری که برام درست شده بخاطر خوب نوشتن این پایان نامه، خودمو نجات بدم و ثابت کنم که من این پایان نامه رو نوشتم؟ خلاصه داورا، به جای ایراد گرفتن های زیاد و مکرر از من،(البته یکیشون یه تعداد،ایرادات به جا هم  از من گرفت)، شروع کردن به سوال پرسیدن درباره مطالب پایان نامه،تا براشون ثابت بشه که من این پایان نامه رو خودم نوشتم. خلاصه نمره تمام (نمره 18- چون نمره پایان نامه از 18 هست) رو بهم دادن. بعدشم همون داوری که گفته بود ،تو کتم نمیره ایشون اینو نوشته باشه، گفت:« شما برو خارج از کشور . میگفت اونجا بورسیه ت میکنن و حقوقم بهت میدن و ...! » . اون فقط یه مورد بود، مورد دیگه اینکه، همین وبلاگ رو توی یه جشنواره وبلاگ نویسی قرآنی شرکت دادم و یکی از مسئولینی که باهاش حرف میزدم ،میگفت: تو این مطالب رو تولید نکردی و تولیدی نیست.

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 شهریور‌ماه سال 1394 توسط مهدی

شکر خدارفته بودم مسجد یه پیرمرد باحالی که با هم دوست بودیم و اهل مطالعه بود یه شب یه چیزی رو مطرح کرد که جالبه.

گفت خدا بر همه چیز قادره اما نمیتونه سه تا کار رو انجام بده (البته من دوتاشو میگم چون یکیش فراموشم شده). گفتم خب چه کارهایی رو خدا نمیتونه انجام بده؟

گفت: «اینکه یه انسان رو تا وقتیکه آفریده و زنده س نمیتونه روزیشو نده. همینکه زنده س و مثلا نفس میکشه این هوا و اکسیژنی که مصرف میکنه روزیشه و همینکه هست این بودن روزیشه و ... دوم اینکه هرکسی رو که خلق کرده ، اون فرد رو نمیتونه از مُلکِ خودش بیرون بندازه. چون هرجایی رو که در نظر بگیری مُلک خداست.»

خب ایشون این ادعا رو در ناتوانی خدا مطرح کرد و حالا هم باید جوابشو داد اما یادمون باشه که دربرخورد با افرادی که چنین نظرات و شبهاتی رو مطرح میکنن نباید از کوره به در رفت و برخورد ناپسندی با اونها داشت. یا باید جوابشونو داد یا اینکه اگه بلد نیستیم باید بریم و تحقیق کنیم تا به جواب برسیم.

بریم سراغ پاسخ بنده به ایشون:

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

اختلاف فتواهایکی از مراجع به اسم آیت الله محمد صادقی تهرانی که در همین سالهای اخیر از دنیا رفته، احکامی داره بس عجیب. مثلا ایشون نظرش اینه که مراجع دیگه هیچگونه دلیل قانع کننده ای برای نجاست کافر و شراب ندارن و لذا شراب و کافر پاک هستند. ولی با اینکه شراب پاکه ولی خوردن اون حرامه! چون نهی از شراب بخاطر نجاست معنوی اونه نه نجاست ظاهری و عینی! یا مثلا ایشون معتقده که نماز و روزه مسافر شکسته نیست.

خلاصه یه سری از احکام و فتواهای ایشون ، احکامی هستند شاذ و نادر که با احکام و فتواهای متعارف سایر مراجع تفاوت داره.  بنده بحثم روی تایید یا رد این عالم بزرگوار نیست. به هرحال ایشون سالها مطالعه و تحقیق کرده و به این نتیجه رسیده که به این شکل فتوا بده.اصلا شاید ایشون درست بگه.

چون قرآن کریم میگه: «وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّین‏» توبه-122 یعنی: «نباید همه مومنین(برای جهاد) کوچ کنند پس چرا از هر فرقه ای ازآنها دسته ای کوچ نمیکنند(تا دسته ای بمانند) و در دین  آگاهی(جستجو) پیدا کنند».

از این آیه بر میاد که یه مجتهد طبق تفقه و جستجو و تحقیق خودش به یک فتوا رسیده و نمیشه بر اون ایراد وارد کرد. الان در حال حاضر در خیلی از موارد و فتواها بین مراجع بزرگوار تقلید، اختلاف نظر وجود داره.

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

نظریه تکامل انسانداروین نظریه ی تکامل نسل انسانها از میمونها رو مطرح کرد و گفت که انسانها تکاتمل یافته ی میمونها هستن و الان به شکل امروزی مبدل شدن! اما امروز میخوام دلیلی رو که برخی از مذهبیون از آیات قرآن برداشت میکنن و با اون میخوان بگن که نظریه داروین غلط هست رو براتون مطرح کنم. اما جالب اینه که دلیل همین مذهبیون هم قابل رد هست و نمیشه به اون استناد کرد مگه اینکه دلیل محکم تری برای رد نظریه ی آقای داروین بیاریم.

پس ابتدائا دلیل مخالفان آقای داروین رو مطرح میکنم و بعدشم این دلیل رو رد میکنم. سپس با یک دلیل عقلی و یک دلیل قرآنی اثبات میکنم که نظریه ی آقای داروین باطل و غلطه.

بعضی از متدینین اومدن و استناد کردن به آیه ی « إِنَّ مَثَلَ عیسى‏ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ» آل عمران-159    یعنی: «همانا مثل عیسی نزد خداوند همانند مثل آدم است که خداوند اورا از خاک آفرید». برخی ها به این آیه استناد میکنن و میگن که طبق این آیه، انسان از خاک آفریده شده و لذا نظریه ی آقای داروین درباره اینکه انسانها از نسل میمونها هستند غلطه. چون قرآن گفته که انسانها از خاک آفریده شدن نه از میمونها. اما باید عرض کنم که این جواب متدینان، جواب قانع کننده ای نیست و نمیتونه باعث رد نظریه ی آقای داروین باشه چون قرآن گفته که انسان رو از خاک آفریده و ممکنه که نظریه داروین درست باشه و انسان از نسل میمونها باشه و ماده ی اولیه خلقت میمونها(که انسانها طبق نظریه داروین از نسل اونها هستن)از خاک باشه. و اینها منافاتی باهم نداره.

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

یکی از سوالات مهم توی فلسفه ی احکام اینه که چرا برای فلان فعل، فلان عقوبت و یا فلان شرایط قرار داده شده.مثلا بین جرم قتل و زنا، مسلماً و یقیناً، قتل از زنا،جرمش سنگین تره اما می بینیم که دین اسلام برای اثبات جرم قتل گفته که 2 تا شاهد کافیه اما برای اثبات اینکه،آیا دو نفر زنا کردن یا نه میگه باید 4 نفر شاهد باشن تا این جرم به اثبات برسه.

قرآن میفرماید:«وَ اللاَّتی‏ یَأْتینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُم» نساء - 15

 یعنی کسانی از زنان شما که مرتکب زنا شوند،برای(اثبات جرم)آنها چهار شاهد بطلبید.

تازه قرآن میگه اگه سه شاهد بیان و چهارتا نباشن اون سه نفر رو به حکم اینکه دارن به دو نفر تهمت میزنن باید 80 ضربه شلاق زد:«وَ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانینَ جَلْدَةً » نور-4  یعنی اونایی که به زنان پاکدامن تهمت میزنن و 4 تا شاهد نمی آرن(برای این ادعاشون) بهشون 80 ضربه شلاق بزنید.

علت این کار هم اینه که آبروی مومن به قدری مهمه که حتی اگه سه شاهد هم بیان قرآن میگه چون 4 تا نیستن باید اونها مجازات بشن.یعنی داره میگه ولو اینکه 2 نفر با هم زنا کنن و شما خبر دار باشید و تعدادتون هم 3 نفر باشه نباید برید و بگید که این دو نفر با هم زنا کردن و نباید آبروشون رو ببرید

توجه شما رو به یه داستان واقعی که در زمان حضرت علی(ع) اتفاق افتاده جلب میکنم:



نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

دینسوال:« به کسی که هیچ کمبودی در زندگی ندارد نه بیماری نه در دریا غرق شدنی ...نه فقری..ونه.....چگونه می توان ضرورت نیاز به دین راتفهیم نمود؟باسپاس فراوان از زحماتتون /taha54

پاسخ مهیمن:اول باید خدمتتون عرض کنم که اینگونه از افراد مطمئنا و یقینا مشکلات و گرفتاری های مادی(به جز معنوی) خاص خودشون رو دارن.
اما اینکه ما این گرفتاری ها رو نمی بینیم و یا اونها این گرفتاری ها رو از ما مخفی میکنن دلیل بر راحتی زندگی اونها نیست.
این هم حرف بنده نیست بلکه حرف خداوند متعال در سوره ی زمر آیه 124 هست که میفرماید:«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى‏»
«و کسیکه از یاد من دوری کنه زندگی تنگ و سختی برای او خواهد بود و روز قیامت کور محشور میشه»جالب اینه که قرآن میگه«کسی که» ،یعنی مهم نیست که پولدار باشه یا فقیر،خوشگل باشه یا زشت،یا در ظاهر گرفتار باشه یا اصلا ظاهرا گرفتاری نداشته باشه!
تازه این مال دنیا هست و توی آخرت کور محشور میشه.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 مرداد‌ماه سال 1393 توسط مهدی

قرآن کریم میفرماید: رمضان«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»بقره-183 «ای کسانیکه ایمان آورده اید؛روزه بر شما نوشته شد(واجب و مقرر شد)همانگونه که بر کسانیکه قبل از شما(بوده اند)نوشته(ومقرر شد).امید است که تقوا پیشه کنید.» 

فواید روزه رو میتونیم به دو دسته تقسیم کنیم: 1-فواید مادی(جسمی)   2- فواید معنوی 

که در زیر به تشریح هرکدوم از اونها می پردازیم : 

فواید مادی(جسمی): 

1-تخلیه موثر و مفید سموم بدن: 

روزه باعث میشه که سمومی که در طول سال و به علت استفاده از مواد غذایی یا دارویی مختلف در بدن جمع شدن از بدن دفع شده و یا به حداقل برسن.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 تیر‌ماه سال 1393 توسط مهدی

خلبان جنگندهتوی قرآن یه آیه ای هست که امروزه ما با توجه به پیشرفت تکنولوژی تازه تونستیم حرفی رو که پشت کلمات این ایه نهفته شده هست رو بفهمیم!

اونم آیه 125 سوره انعام هست که میگه:«فَمَن یُرِدِ اللَّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشرَْحْ صَدْرَهُ لِلْاسْلَامِ  وَ مَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یجَْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فىِ السَّمَاء»

یعنی:«هرکسی که خدا بخواد اونو هدایت کنه،سینه ش رو برای(پذیرش اسلام) باز میکنه و هرکس رو که بخواد گمراه کنه،سینه ش رو تنگ میکنه،گویا که داره در آسمان بالا میره!»

شاید اون زمان که این آیه نازل شده ،خیلی از مردم نمیدونستن که منظور این آیه از تنگ شدن سینه ی انسانی که داره به آسمون بالا میره چیه!!

اما امروزه با پیشرفت علم،ما میدونیم که هرچی از سطح زمین بالاتر بریم فشار هوا کمتر میشه و در نتیجه ی کم شدن فشار هوا،سینه ی انسان اصطلاحاً تنگ شده و انسان دچار تنگی نفس میشه و هرچی این ارتفاع بیشتر باشه تنگی نفس هم بیشتر میشه و نهایتا،خفگی به فرد دست میده و نهایتا هم می میره!



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1393 توسط مهدی

حضرت موسی(ع)سوال:آیا حضرت موسی(ع) اعلم بود یا حضرت خضر(ع)؟ اگر بگیم که حضرت موسی(ع) اعلم بود اونوقت باید به این سوال هم جواب بدیم که اگه موسی،اعلم بود پس چرا علت کارهای حضرت خضر، رو نمیدونست؟ کارهایی مثل کشتن یک پسر بچه،خراب کردن کشتی مساکین،و بازسازی دیواری رو در یکی از روستاها!!!!!

اگر بگیم حضرت خضر نسبت به حضرت موسی علمش بیشتر بود و اعلم بود اونوقت باید به این سوال جواب بدیم که اگه حضرت خضر اعلم بوده پس چرا موسی که علمش کمتر بوده ،شده پیامبر اولوالعزم اما حضرت خضر که علمش بیشتر بوده ،نشده پیامبر اولوالعزم؟

آیا بین دونفر انسان کامل(مثل خضر و موسی) این عدالته که اونی که علمش کمتره بشه پیامبر اولوالعزم و اون دیگری که علمش بیشتره نشه پیامبر اولوالعزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قبل از اینکه ادامه مطلب و جواب رو بخونید ابتدا کمی فکر کنید و ببینید که خودتون چی فکر میکنید و عقل خودتون چی میگه بعد ادامه مطلب رو بخونید!

پاسخ مهیمن:



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی

عصبقرآن حدود 1400سال پیش ، اشاره ای به بُعد پزشکی و عصب شناسی بدن انسان میکنه و در آیه ای از آیات قرآن این موضوع رو مطرح میکنه.ببینید چقدر قشنگه:

در سوره مبارکه نساء آیه 56 میگه:«إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلیهِمْ ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیْرَها لِیَذُوقُوا الْعَذاب‏»

یعنی:«اونایی که نسبت به آیات ما کافرند بزودی توی آتیش(جهنم) میندازیمشون.هرچی که پوست بدنشون میسوزه(وبرشته میشه) بجای اون پوست یه پوست جدید براشون میاریم تا (پیوسته) عذاب رو بچشند.»

این آیه اشاره به این نکته مهم داره که وقتی پوست انسان بر اثر تماس با آتش ، بسوزه ، عصب هایی (که علم امروزه ی ما به اونها اشاره داره) که زیر پوست هستند هم می سوزند و از بین می رن در نتیجه بعد از این مرحله دیگه انسان درد رو احساس نمیکنه چون در واقع ، چیزی به اسم عصب برای حس کردن درد وجود نداره.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

سیگارسیگار بعنوان یکی از پرمصرفترین مواد دخانیاتی جهان ،مورد استفاده قرار میگیرد. 

اما علماء اسلام درباره سیگار نظرات متفاوتی دارند. 



مثلا برخی استفاده از سیگار را بلا اشکال و بلا مانع می دانند و برخی دیگر مثل آیت الله مکارم شیرازی آن را حرام میدانند. 


اما از هرچه بگذریم سخن ذات اقدس اله خوش تر است.باید نگاه به قران بیندازیم و ببینیم نظر قرآن درباره سیگار چیست؟ 

قرآن کریم میفرماید:




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 آذر‌ماه سال 1392 توسط مهدی

جناولا خود کلمه«جن»در اصل از کلمه«جَنَّ» به معنای پنهان شد گرفته شده! و به همین خاطر هم که جن موجوی نامرئی و پنهانی هست به اون جن گفته میشه.

اصولا بدن اجنه به قدری لطیف خلق شده که اصلا دیده نمیشن! قرآن میگه شیطان(ابلیس) از اجنه بوده:«وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ کانَ مِنَ الْجِن‏» کهف-50

یعنی:«وهنگامیکه به فرشتگان گفتیم که به آدم سجده کنید پس سجده کردند بجز ابلیس که از(نسل)جن بود.»

اجنه از طول عمر بسیار زیادی برخوردار هستن و توی دنیا زیاد عمر میکنن بطوری که علامه طباطبایی در مورد اونها میگه که اجنه ای که در زمان عید غدیر خم،بودند و اون واقعه رو دیدن،الان هم زنده هستند و لذا به همین خاطر در بین اجنه(اجنه ی مسلمان) ،جن سنی مذهب وجود نداره و همه ی اونها شیعه هستن!

از طرف دیگه انسان ها حق برقرار کردن ارتباط با اجنه رو ندارن. اگه کسی با اجنه ارتباط برقرار کنه دچار جنون و دیوانگی میشه که در اصطلاح عامیانه مردم بهش میگن:«جن زده شده!»

اتفاقا قرآن در این باره میگه:«الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَس‏» بقره-275

یعنی:«کسانى که ربا می‏خورند، (در قیامت) برنمی ‏خیزند مگر مانند کسى که بر اثر تماسّ شیطان، دیوانه شده (و نمی ‏تواند تعادل خود را حفظ کند گاهى زمین می ‏خورد، گاهى بپا میخیزد).»



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 آذر‌ماه سال 1392 توسط مهدی

معجزه ی اول:معجزاتی از قرآن

قرآن در سوره ی انعام آیه 125 میفرماید:« فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ »

یعنی: پس هرکس را که خدابخواهد هدایتش کند سینه اش را برای اسلام میگشاید و هرکس راد که(خدا) بخواهد گمراهش کند،سینه اش را تنگ میکند همانند کسیکه به آسمان بالا می رود.

شاید اون موقعی که این آیه نازل شد کسی معنیش رو نمیفهمید که جمله ی «هرکس که خدا بخواد گمراهش کنه سینه ش رو تنگ میکنه مثل کسیکه میخواد به آسمون بالا بره» یعنی چی؟

اما با پیشرفت علم، دانشمندان فهمیدند که هرچی انسان از زمین فاصله بگیره و بالا بره فشار هوا کمتر شده و در نتیجه انسان دچار تنگی نفس شده و درنتیجه خفه شده و از بین خواهد رفت و این یکی از معجزات بزرگ قرآن هست که بر مبنای این معجزه ، برای هواپیماهای جنگنده ،ماسک های اکسیژن قرار میدن تا خلبانان این هواپیما در ارتفاعات بالا دچار خفگی نشن و سقوط نکنن و از بین نرن.

معجزه ی دوم:



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1390 توسط مهدی

   سوره فاتحه                    سوره بقره                  سوره آل عمران

                



نوشته شده در تاریخ جمعه 24 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

ذوالقرنین یا همان کوروش کبیر!!!در اینکه ذو القرنین که در قرآن مجید آمده از نظر تاریخى چه کسى بوده است، و بر کدام یک از مردان معروف تاریخ منطبق میشود؟ در میان مفسران گفتگو بسیار است، نظرات مختلفى در این زمینه ابراز شده که مهمترین آنها سه نظریه زیر است.

اول: بعضى معتقدند او کسى جز" اسکندر مقدونى" نیست، لذا بعضى او را به نام اسکندر ذو القرنین می ‏خوانند، و معتقدند که او بعد از مرگ پدرش بر کشورهاى روم و مغرب و مصر تسلط یافت، و شهر اسکندریه را بنا نمود، سپس شام و بیت المقدس را در زیر سیطره خود گرفت، و از آنجا به ارمنستان رفت، عراق و ایران را فتح کرد، سپس قصد" هند" و" چین" نمود و از آنجا به خراسان بازگشت شهرهاى فراوانى بنا نهاد، و به عراق آمد و بعد از آن در شهر" زور" بیمار شد و از دنیا رفت، و به گفته بعضى بیش از 36 سال عمر نکرد، جسد او را به اسکندریه بردند در آنجا دفن نمودند .

دوم: جمعى از مورخین معتقدند ذو القرنین یکى از پادشاهان" یمن" بوده (پادشاهان یمن بنام" تبع" خوانده می ‏شدند که جمع آن" تبابعه" است).

از جمله" اصمعى" در تاریخ عرب قبل از اسلام، و" ابن هشام" در تاریخ معروف خود بنام" سیره" و" ابو ریحان بیرونى" در" الآثار الباقیه" را مى‏توان نام برد که از این نظریه دفاع کرده‏ اند.




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :