X
تبلیغات
رایتل

تاحالا خیلی دیدین که مینویسن مراسم عزاداری امام حسین با مداحی فلان مداح یا مداحان! این کار در ظاهر هیچ عیب و ایرادی نداره اما، به نظر این حقیر کار قشنگی نیست! علتشم الان عرض میکنم خدمتتون و اونم اینه که مگه مجلس ، مجلس عزاداری واسه امام حسین(ع) یا هرکدوم از حضرات اهل بیت(ع) نیست؟ اگه اینطوریه چه معنا داره که اسم مداح نوشته بشه و توجه مخاطب رو به اسم و شهرت مداح جلب کنیم و بگیم فلان مداح مشهور اینجاس بیایید مجلس رو شلوغ کنین.مگه ما عزاداری میکنیم واسه تبلیغ مداح یا سرهیئت؟

یه بنر دیدم که اسم هیئت رو نوشته بودن و یه عکسم زده بودن و زیرشم نوشته بودن سرهیئت، فلانی. فک کنم احتمالا اون عکس سرهیئت بود. خب اگه واقعا عکس اون  سرهیئت باشه باید به حال این جامعه گریه کرد و فراتر از گریه باید اقدام اساسی انجام داد. چون  عزاداری برای حسین(ع) هست اما متاسفانه بعضاً بعضی از مجالس عزاداری شده تبلیغ مداح و سر هیئت و ...! تازه اسم خودشونم میذارن خادم الحسین!

 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 5 آبان‌ماه سال 1394 توسط مهدی

سلونی قبل ان تفقدونییه دوستی میگفت که هرکس بجز حضرت علی(ع) ، گفته «سَلونی قَبلَ أن تَفقِدونی= از من سوال کنید قبل از اینکه منو از دست بدید» رسوا شده! ابن جوزی از دانشمندان بزرگ اهل سنته و حنبلی مذهبه،که توی زمینه فقه، حدیث، تاریخ نگاری و ... دستی بر آتش داره. خلاصه از لحاظ علمی از سطح بالایی در بین اهل سنت برخورداره! یه روز توی مسجد،به خودش انقدر غرّه بوده که این جمله ی معروف «سَلونی قَبلَ أن تَفقِدونی»رو (که به حضرت علی علیه السلام منسوب هست) بیان میکنه! البته آدم هرقدرم که عالم باشه در حد کسی مثل علی(ع) که وصل به عالم ملکوته نیست که بتونه بگه هرچی که دوس دارید از من بپرسید! خلاصه یه زنی که توی مسجد پای منبر ایشون بوده میپرسه: «آیا این روایت درسته که حضرت علی شبانه از مدینه به مدائن، پیش سلمان فارسی اومد و اونو کفن و دفن کرد و برگشت؟ ابن جوزی جواب میده: بله درسته! بعد اون زن میپرسه: آیا (جسد) عثمان(بعد از کشته شدن) سه روز در زباله دانی بقیه موند در حالیکه علی(ع) اونجا حاضر بود؟ ابن جوزی باز جواب داد: بله! زن گفت: پس لازمه که علی(ع) در یکی از این دو مورد(دفن کردن سلمان فارسی و دفن نکردن عثمان) اشتباه کرده باشه! ابن جوزی گفت: اگه تو بدون اجازه شوهرت از خونه خارج شدی پس لعنت برتو و اگه با اجازه اون خارج شدی لعنت بر اون! زن گفت: آیا عائشه برای جنگ با علی (ع) با اجازه پیامبر (ص) خارج شد یا بدون اجازه آن حضرت؟ ابن جوزی ساکت شد و جوابی نداشت.» ( الصراط المستقیم إلی مستحقی التقدیم، ج 1، ص218 و بحارالانوار )

 



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

پیامبر اکرمادرار و مدفوع بدن پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) پاکه! البته خود لفظ ادرار و مدفوع ممکنه برای بعضی ها چندش آور باشه بله همینطوره البته ادرار و مدفوع افراد عادی و معمولی. اما ادرار و غائط پیامبر و امامان پاکه. جالبه که علمای شیعه و سنی هم به این مطلب اذعان دارن! به عنوان مثال توی بعضی از منابع اهل سنت ،مطلبی به این مضمون اومده: «حکیمه دختر امیمه از مادرش نقل میکنه که پیامبر(ص) ظرف چوبی ای داشت که اونو در زیر تخت خودش میذاشت و شب های توی اون بول میکرد. رسول خدا بیدار شد و ظرف رو جستجو کرد اما اون پیدا نکرد. پرسید که ظرف کجاست؟ گفتند:  بره خادم ام سلمه اون رو نوشیده؛ همون خادمی که از سرزمین حبشه اومده بود. پس رسول خدا(ص) فرمود: او پناهگاه و مانعی از آتش برای خود ساخته است.» (معجم الکبیر طبرانی-تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی. ج24 ص 205 )

ابن حجر عسقلانی از دانشمندان اهل سنت میگه: «دلایل زیادی وجود دارد که فضله‌های آن حضرت (هر آن چه از بدن خارج می‌شود) پاک است.»(فتح الباری ، ج1، ص468).

خلاصه طبق روایات اهل سنت ، فضولات پیامبر اکرم(ص) پاکه و حتی برخی از صحابه هم از بول ایشون نوشیدن!

اما چه دلیل قرآنی ای برای این ادعای علمای شیعه و سنی مبنی بر پاک بودن فضولات پیامبر(ص) وجود داره؟

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

اباالفضل اعباسیکی از دوستام میگفت که حضرت زینب و حضرت عباس(ع)، معصوم هستن. البته هر حرفی که زده میشه باید با دلیل باشه وگرنه پذیرفتنی نیست. اجازه بدید بنده اول عصمت حضرت زهرا رو ثابت کنم بعد برم سراغ موارد دیگه.معصوم بودن حضرت زهرا(س) با توجه به قرآن قابل اثباته چون قرآن کریم در آیه 33 سوره احزاب درباره اهل بیت(ع) میگه: « إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» یعنی: «فقط خداوند منحصرا اراده کرده تا هرگونه آلودگی رو از شما اهل بیت برطرف کنه و شما رو کاملا پاک کنه!» بنا به تصریح مفسران، «أَهْلَ الْبَیْتِ »در این آیه یعنی پیامبر و حضرت علی و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) هستند. کلمه ی «الرِّجْسَ » هم به معنای هرگونه آلودگی و پلیدی هست. یعنی این پنج نفر از هرگونه آلودگی ظاهری و باطنی به دور هستن. یعنی حتی گناه هم از اونها سر نمیزنه و لذا معصوم هستن. خب حضرت زهرا هم جزء این پنج نفره پس ایشون هم معصوم هست.

اما درباره حضرت زینب و حضرت ابوالفضل:

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

سلاحنظرات مختلفی درباره سلاح های مورد استفاده در زمان قیام حضرت مهدی وجود داره.

بعضی ها میگن که وقتی امام زمان(عج) ظهور کنه با شمشیر که توی روایات مختلف از اون یاد شده به جنگ دشمن میره: بعضی از این افراد معتقدن که خدای متعال توی این شمشیر قدرت فوق العاده ای میذاره که میتونه با اون بر جهان غالب بشه. بعضیای دیگه میگن که سلاح های مختلف دیگه از کار میفته و همه با شمشیر میجنگن. بعضیها هم ادعا میکنن که چون سلاح های دیگه باعث میشه که به افراد مظلوم هم ظلم بشه و خون کسی به ناحق ریخته بشه، در نتیجه امام زمان فقط از شمشیر استفاده میکنه. بعضی ها هم میگن که بخاطر اینکه در آستانه ی ظهور بدلیل وقوع جنگهای مختلف، سلاح های پیشرفته از بین میره و مردم مجبور میشن از سلاح های ساده ی گذشته مثل شمشیر استفاده کنن. شاید استناد این افراد به برخی از روایات متعددی باشه که توی اون روایات، از شمشیر به عنوان سلاح حضرت مهدی برای جنگ و برقراری عدالت حرف زده. شاید هم دلیل اصلی این افراد برای بیان این مطلب که سلاح جنگی در زمان قیام امام مهدی(ع)،شمشیره اینه که استفاده ی از شمشیر باعث میشه که یه جنگ عادلانه صورت بگیره وب یگناهان ، ناخواسته کشته نشن چون مثلا در بمباران یا موشک باران یا شلیک گلوله ممکنه خیلی ها که بیگناه هستن به خطا کشته بشن!




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

جالب اینه که بدونید امام صادق(ع)، نوه ی ابوبکر هست. بله همون ابوبکر ابن ابی قحافه که غصب کننده ی حق علی(ع) توی خلافت بود و به حضرت زهرا(س) ظلم کرد. بعضی از اهل سنت هم برای اینکه شبهه درست کنن و شیعه رو محکوم کنن میگن که ابوبکر فامیل امام صادق هست و اینجوری میخوان یا برای ابوبکر فضیلت تراشی کنن یا اینکه شیعه رو محکوم کنن و بگن که این دوتا باهم فامیلن، و شماها دارید بیخودی باماها مخالفت میکنید.

جعفر بن ابی طالب،همسری داشت به اسم اسماء بنت عمیس. بعد از شهادت جعفر بن ابیطالب، اسماء با ابوبکر ازدواج میکنه و خدا بهشون پسری میده به اسم محمد که در دوران کودکی، پدرش(ابوبکر) رو از دست میده و بعدش اسماء با حضرت علی(ع) ازدواج میکنه و به این ترتیب، محمد بن ابوبکر، فرزندخوانده حضرت علی(ع) میشه و در دامان حضرت علی(ع) بزرگ میشه. محمد بن ابوبکر برخلافت دشمنی پدرش با علی(ع)، بسیار به حضرت علی ارادت داره و از پیروان و شیعیان ایشون هست. محمد ابوبکر از مخالفان سرسخت عثمان بود. محمد بن ابوبکر یه پسری داره به اسم قاسم که این قاسم هم دختری داره به اسم ام فروه، که این ام فروه، مادر امام صادق(ع) هست. در نتیجه امام صادق(ع)، نوه ی ابوبکره!

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

فرقه های مختلف اسلامی، هرکدومشون خودشون رو بر حق میدونن و معتقدن که خودشون اهل نجات هستن و وارد بهشت میشن. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) به این مضمون نقل شده که:« امت من بر ۷۳ گروه تقسیم می گردند: یک گروه آن در بهشت و ۷۲ فرقه در دوزخ قرار خواهند گرفت.»

این فرقه ای که نجات پیدا میکنه و رستگار میشه و اهل نجات هست و معروف شده به «فرقه ی ناجیه»، کدوم فرقه س؟؟.

به این مطلب دقت کنید که چطور برخی از آقایون اهل سنت خودشون رو اهل نجات میدونن و معتقدند که اون یک فرقه ای که اهل بهشته، اونها هستند.

استاد دینی در دانشگاه امام محمدبن سعود در ریاض، میگه که:« فرقه ی ناجیه همون فرقه ایه که علمای ما بر اون مذهب هستن و همچنین اهل نجد(منطقه ی وسیعی در عربستان) و کسانی که از اونها پیروی میکنن. و اضافه میکنه که اهل سنت یا همون فرقه ی ناجیه کسانی هستند که زمین از وجود اونها خالی نمیشه و تعداد اونها در این سرزمین خیلی زیاده. .... همانطور که نوشته شده که یک فرد عامی در سرزمین نجد از یک فرد عالم در مصر بهتره(چون این فرد عامی اهل نجات هست).»خب حالا ما بعنوان یک شیعه چطور باید اثبات کنیم که اونها اشتباه میکنن و فرقه ای که اهل نجات هست، شیعه و پیروان حضرت علی(ع) هستند؟؟؟  اگه استناد کنیم به واقعه ی غدیر، اهل سنت،باب میل خودشون اونو تفسیر میکنن. اگه استناد کنیم به روایات شیعه، باز هم اهل سنت میگن که روایات شیعه دروغ و باطله و مورد پذیرش ما نیست.

بنابراین باید دنبال یک دلیل محکم باشیم تا بتونیم اثبات کنیم که فرقه ی ناجیه ای که در روایت پیامبر اومده، شیعه س!!! و تنها ترین و بهترین راه ما اینه که به قرآن و روایات مورد پذیرش سنی و شیعه استناد کنیم.



نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

یا زهرا(س)تذکری قبل از مطالعه: منابع مطالب رو در انتهای این پست میارم تا بدونید این حرفها در کتب مختلف اهل سنت ذکر شده و حرف بنده و امثال بنده نیست. تا بدونید کور بودن و جهالت تا چه اندازه دنیای اسلام رو فراگرفته تا مظلومیت مادرم زهرا(س) رو بیشتر متوجه بشید.

بعضی از اهل سنت به دنبال اینن که بگن اصلا حضرت زهرا به شهادت نرسیده چه برسه به اینکه عمر بن خطاب در این ماجرا دخالتی داشته باشه.

اما به روایتی در این مورد توجه کنید: «إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.»
یعنی: «عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گردید.»(1)

پس طبق این روایتی که از علمای مختلف اهل سنت ذکر شده،عمر بن خطاب(لعنة الله علیه) نه تنها در ماجرای شهادت زهرا(س) حضور داشته بلکه با لگد هم  ضربه ای به بدن مطهر اون حضرت میزنه که باعث سقط جنین حضرت هم میشه.

حالا بریم سراغ اصل ماجرا و آتش زدن خانه ی حضرت زهرا(س) و نقش عمر بن خطاب(لعنة الله علیه) در آتش زدن این خانه ی مقس،در روایات اهل سنت:

«عمر بن خطاب به خانه علی آمد در حالى که گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. به آنان گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى کشم؛ مگر اینکه براى بیعت بیرون بیایید. زبیر از خانه بیرون آمد درحالى که شمشیر کشیده بود، ناگهان پاى او لغزید و شمشیر از دستش افتاد، در این موقع دیگران هجوم آوردند و شمشیر را از دست او گرفتند.»(2)



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 12 فروردین‌ماه سال 1393 توسط مهدی

یکى ازشرائط تکلیف،نزد همه عقلاى عالم و از نظرهمه ادیان ومذاهب وهمه قوانین بشرى، این است که شخص موردتکلیف (مکلَّف) بایدعاقل باشد ولذا درهیچ قانونى نه تنهادیوانه رامشمول قانون نمی‏دانندبلکه اگر جرمى هم مرتکب شد کیفرى برایش درنظر گرفته نشده است.

قرآن کریم نیز میفرماید:«لایُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»بقره-286 

یعنی «خداوند کسی را مکلف(به انجام کار یاتعهدی)نمیکندمگر باندازه استعداد وتوانایی اش

 پس از این آیه معلوم میشود که اگرکسی استعدادوتوانایی(که عقل هم یکی ازاین استعدادها وتوانایی هاست) رانداشته باشددرقبال آن عمل مسئول نیست. 

با این مقدمه به حدیث زیر از سنن أبی داود و مستدرک حاکم و غیر آن توجه فرمائید:«زن دیوانه‏اى را که زنا داده بود نزد عمر آوردند. او با عده‏ اى دراین زمینه مشورت کرد.درنتیجه عمر حکم به سنگسارش نمود.

على بن أبی طالب(ع)برآن زن گذشت.پرسید:جریان این زن چیست؟ گفتند دیوانه بنى فلان است که زناداده و عمر دستور به سنگسارش داده است. فرمود:او رابرگردانید. سپس خودحاضر شد و خطاب به عمر گفت: آیا نمیدانى که قلم تکلیف ازسه دسته برداشته شده است:1 -از دیوانه تا بهبودى یابد 2 -از خوابیده تا بیدارشود 3 -ازکودک تابه عقل رسد؟

گفت: آرى،گفت: پس چرا این زن بایدسنگسار شود؟ گفت:طورى نیست. گفت:پس اورا رها کنید. او را رها کردندو عمر شروع به گفتن تکبیر کرد.»(1)  

در بعض از نقلها که علامه امینى رحمه ‏الله آن را در الغدیر آورده عمر گفت: «لولا على لهلک عمر».



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1392 توسط مهدی

امام علی(ع)برادران اهل سنت به آیه 40 سوره مبارکه توبه استناد میکنن و این آیه رو فضیلتی برای ابوبکر بعنوان خلیفه ی اول مسلمین میدونن و کلی روی این آیه مانور میدن:

آیه 40سوره توبه درباره ماجرای مهاجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه در شب«لیلة المبیت» بود که حضرت علی(ع) در بستر پیامبر خوابید تا ایشون بتونه از شهر خارج بشه!

این در حالی بود که 40 مرد مسلح از قریش میخواستن پیامبر رو بُکُشن تا هم از دست اسلام راحت بشن و هم اینکه بنی هاشم نتونه با 40 قبیله ای که این چهل نفر هرکدوم از یکی از اون قبیله ها بودن وارد جنگ بشه و در نتیجه به گرفتن دیه ی خون پیامبر راضی بشه!

بعد از اینکه پیامبر موفق به فرار میشه در بین راه، ابوبکر رو میبینه و اونو با خودش می بره!

تا اینکه به غار ثور میرسن و برای اینکه از دست مشرکانی که اونها رو تعقیب میکردن در امان باشن وارد این غار میشن!

قرآن میگه:«إِذْ هُما فِی الْغارِ إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها» توبه-40

یعنی:«وقتیکه آن دو(پیامبر و ابوبکر)در غار بودند.آن هنگام که(پیامبر)به همراهش(ابوبکر)گفت:ناراحت نباش!همانا خدا باماست.پس خدا آرامش خودش را بر او(پیامبر)نازل کرد و او را با لشکریانی که نمی بینید تایید کرد.»



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی

حضرت محمد(ص)

گفته میشه که یه آقایی به اسم دکتر سینا،سالهای قبل یه سری از شبهات رو  بر علیه اسلام و پیامبر اکرم(ص) مطرح کرده بود و حتی برای کسی هم که بتونه به شبهات پاسخ بده،50.000 دلار جایزه هم تعیین کرده بود.

یکی از شبهاتی که اون به حضرت رسول اکرم(ص) وارد کرده بود ماجرای ازدواج حضرت رسول اکرم(ص) با صفیه دختر حی ابن اخطب است.

صفیه در واقع یهودی بود و پدرش رییس قبیله یهودی بنی نضیر بود. بعد از جنگ مسلمانها با یهودیان و کشته شدن پدر و بعضی از اقوام صفیه،زنان یهودی به اسارت گرفته شدند و پیامبر(ص) با صفیه ازدواج کرد.

دکتر سینا شبهه ای رو به این صورت مطرح کرده که چرا پیامبر اسلام اومده و زیباترین اون زنان رو بعنوان همسر برای خودش انتخاب کرده؟

دکتر سینا میگه:پیامبر اگه میخواست میتونست با زنان دیگه ای ازدواج کنه اما بخاطر بهره گیری جنسی با این زن ازدواج کرده و ...

اولا ازدواج حضرت رسول اکرم(ص) با صفیه به زور و اجبار نبوده و مورخان گفتن که پیامبر اکرم(ص) به صفیه میگه که اگه مسلمان بشی،تو رو آزاد میکنم و باهات ازدواج میکنم.

و صفیه هم قبول میکنه و اینطور میشه که پیامبر باهاش ازدواج میکنه.

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 28 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

امام رضا(ع)* عیادت از مریض و بهترین هدیه

مرحوم قطب الدّین راوندى در کتاب خود، به نقل از حضرت جوادالائمّه علیه السلام حکایت کند: یکى از اصحاب امام رضا علیه السلام مریض شده و در بستر بیمارى افتاده بود، روزى حضرت از او عیادت نمود و ضمن دیدار، به او فرمود: در چه حالتى هستى؟

عرض کردم: مرگ را بسیار سخت و دردناک مى بینم.

حضرت رضا علیه السلام فرمود: این ناراحتى که احساس مى کنى، اندکى از حالات و علائم مرگ مى باشد که اکنون بر تو عارض شده است، پس اگر تمام حالات و سکرات مرگ بر تو عارض شود، چه خواهى کرد؟!

و بعد از آن، در ادامه فرمایش خود افزود: مردم دو دسته اند: عدّه اى مرگ برایشان وسیله آسایش و استراحت است. و عدّه اى دیگر آن قدر مرگ برایشان سخت و طاقت فرسا است، که پس از آن احساس راحتى مى کنند. حال چنانچه بخواهى که مرگ برایت نیک و لذّت بخش باشد، ایمان و اعتقادات خود را نسبت به خداوند متعال و رسالت حضرت محمّد صلى الله علیه و آله و نیز ولایت ما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را تجدید کن و شهادتین را بر زبان و قلب خود جارى گردان.



نوشته شده در تاریخ جمعه 20 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

علی بن موسی الرضا(ع)مسیحیان قائل به خدایی،حضرت مسیح(ع)،هستند و اونو بعنوان پسر خدا و یکی از خدایان سه گانه،پرستش میکنند. قرآن درباره کسانیکه قائل به خدایی حضرت عیسی(ع) هستند در آیه 72 سوره مائده میگه که اونها کافرند:«لَقَدْ کَفَرَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسیحُ ابْنُ مَرْیَمَ» یعنی «محققا کافر شده اند، آنهایی که گفتند مسیح پسر مریم،خداست.»


مامون جلسه ی بحثی رو بین امام رضا(ع) و برخی از علمای ادیان مختلف ترتیب داد تا به این طریق امام رضا(ع) رو مغلوب کنه. در یکی از این بحث ها استدلال قوی ای درمورد رد خدا بودن عیسی(ع) بیان میشه که خیلی جالبه:


آورده اند که امام رضا(ع) به یکی از علمای اونها(مسیحیت) میگه که مسیح(ع) همه چیزش خوب بود،الّا اینکه عبادتش کم بود.

اون عالم مسیحی برآشفته میشه و میگه نه اینطور نیست،اتفاقا مسیح خیلی عبادت می کرده.!!



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

شهادت حضرت محمد (ص)توی تقویم و توی رسانه های ما هی دم از «رحلت پیامبر» زده میشه! این دقیقا همون چیزیه که اهل سنت قائل به اون هستن.یعنی میگن که پیامبر از دنیا رفته و رحلت کرده.البته بعضی از اهل سنت هم قائل بر شهادت پیامبر هستن و ضمنا روایاتی رو هم در این زمینه آوردن و توی این روایات ذکر کردن که بعد از جنگ خیبر یک زن یهودی برای پیامبر غذایی رو میاره و پیامبر و برخی از یاران ایشون از اون غذا میخورن و مسموم میشن و پیامبر بر اثر همین مسمومیت به شهادت میرسه.

اما متاسفانه شاید دقت کافی در این روایات یا برخی از دلایل تاریخی و ... وجود نداشته که این شبهه و ایراد رو برای اونها بوجود آورده.

ما منکر آوردن غذای مسموم از طرف یه زن یهودی برای پیامبر نیستیم اما اولا پیامبر در سال یازدهم هجری از دنیا رفته و ماجرای فتح خیبر و آوردن غذای مسموم توسط یک زن یهودی برای پیامبر، مربوط به حدود سال هفتم هجری میشه!

کدوم عقل سلیمی این مسئله رو قبول میکنه که پیامبر در سال هفتم هجری مسموم بشه و در سال یازدهم از دنیا بره؟؟؟؟؟

اما ماجرا از چه قرار بوده؟؟؟

در منابع اهل سنت ذکر شده که:« یک زن یهودی برای پیامبر یک گوسفند بریان و در عین حال مسموم شده میاره و پیامبر به اذن الهی از مسموم بودن این غذا مطلع میشه و به زن یهودی میگه چرا این کار رو کردی؟؟؟

زن یهودی میگه: من گفتم این گوسفند بریان مسموم رو برای او (پیامبر) میبرم. اگر واقعا پیامبر بود، خدا اونو از مسموم بودن این غذا مطلع میکنه و نجات پیدا میکنه اما اگر دروغگو بود، مردم رو از دستش راحت میکنم. بعد پیامبر گذاشت که بره.»

(منبع:السیره النبویه، ابن کثیر، ج 3، ص 396، از بیهقی و ابی داوود و تاریخ بغداد، ج 7، ص 384 و ... .)

اما چرا اهل سنت دچار چنین اشتباهی شدن؟؟؟

 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 10 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

حسن بن علی(ع)قصابی را که چاقوی خون آلود دردست داشت،در خرابه ای دیدند و درکنار او جنازه خون آلود شخصی افتاده بود، قرائن نشان می داد که کشنده او همین قصاب است ، او را دستگیر کرده و به حضور امام علی (ع) آوردند.

امام علی(ع) به قصاب گفت: در مورد کشته شدن آن مرد، چه نظر داری؟

قصاب گفت: من او را کشته ام.

امام بر اساس ظاهر جریان، و اقرار قصاب، دستور داد تا قصاب را ببرند و بعنوان قصاص، اعدام کنند.

در این حال که مامورین، او را به قتلگاه می بردند، قاتل حقیقی با شتاب به دنبال مامورین دوید و به آنها گفت:عجله نکنید و این قصاب را به حضور امام علی (ع) بازگردانید.

مامورین او را به حضور علی (ع) باز گرداندند، قاتل حقیقی به حضور علی(ع) آمد و گفت: ای امیر مؤمنان! سوگند به خدا، قاتل آن شخص این قصاب نیست ، بلکه او را من کشته ام.

امام به قصاب فرمود: چه موجب شد که تو اعتراف نمودی من او را کشته ام؟



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی
   1      2      3    >>

 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :