X
تبلیغات
رایتل

تاحالا خیلی دیدین که مینویسن مراسم عزاداری امام حسین با مداحی فلان مداح یا مداحان! این کار در ظاهر هیچ عیب و ایرادی نداره اما، به نظر این حقیر کار قشنگی نیست! علتشم الان عرض میکنم خدمتتون و اونم اینه که مگه مجلس ، مجلس عزاداری واسه امام حسین(ع) یا هرکدوم از حضرات اهل بیت(ع) نیست؟ اگه اینطوریه چه معنا داره که اسم مداح نوشته بشه و توجه مخاطب رو به اسم و شهرت مداح جلب کنیم و بگیم فلان مداح مشهور اینجاس بیایید مجلس رو شلوغ کنین.مگه ما عزاداری میکنیم واسه تبلیغ مداح یا سرهیئت؟

یه بنر دیدم که اسم هیئت رو نوشته بودن و یه عکسم زده بودن و زیرشم نوشته بودن سرهیئت، فلانی. فک کنم احتمالا اون عکس سرهیئت بود. خب اگه واقعا عکس اون  سرهیئت باشه باید به حال این جامعه گریه کرد و فراتر از گریه باید اقدام اساسی انجام داد. چون  عزاداری برای حسین(ع) هست اما متاسفانه بعضاً بعضی از مجالس عزاداری شده تبلیغ مداح و سر هیئت و ...! تازه اسم خودشونم میذارن خادم الحسین!

 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 5 آبان‌ماه سال 1394 توسط مهدی

توی جلسه دفاع از پایان نامه م بودم که توی اوایل جلسه،یکی از استادای داور،در حالیکه پایان نامه م توی دستش بود،خطاب به حاضران در جلسه گفت:« این پایان نامه از نمره 18، بیسته،اصلا نمره ش صده! این پایان نامه هیچ ایرادی نداره اما من تو کَتَم نمیره که این پایان نامه رو ایشون نوشته باشه». فک کنید و خودتونو جای من بذارید که اون لحظه چیکار باید بکنید؟. من هم خوشحال بودم که انقد پایان نامه م خوب از آب دراومده بود و هم ناراحت بودم که حالا چطور از  دردسری که برام درست شده بخاطر خوب نوشتن این پایان نامه، خودمو نجات بدم و ثابت کنم که من این پایان نامه رو نوشتم؟ خلاصه داورا، به جای ایراد گرفتن های زیاد و مکرر از من،(البته یکیشون یه تعداد،ایرادات به جا هم  از من گرفت)، شروع کردن به سوال پرسیدن درباره مطالب پایان نامه،تا براشون ثابت بشه که من این پایان نامه رو خودم نوشتم. خلاصه نمره تمام (نمره 18- چون نمره پایان نامه از 18 هست) رو بهم دادن. بعدشم همون داوری که گفته بود ،تو کتم نمیره ایشون اینو نوشته باشه، گفت:« شما برو خارج از کشور . میگفت اونجا بورسیه ت میکنن و حقوقم بهت میدن و ...! » . اون فقط یه مورد بود، مورد دیگه اینکه، همین وبلاگ رو توی یه جشنواره وبلاگ نویسی قرآنی شرکت دادم و یکی از مسئولینی که باهاش حرف میزدم ،میگفت: تو این مطالب رو تولید نکردی و تولیدی نیست.

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 شهریور‌ماه سال 1394 توسط مهدی

حمدمردم معمولا میگن خدایا شکرت یا میگن شکر خدا. یا وقتی از کلمه «حمد» استفاده میکنن میگن: «الحمدلله». ما هم وقتی اونو توی فارسی ترجمه میکنیم هم حمد و هم شکر رو ،به یک معنا ترجمه میکنیم و مثلا میگیم الحمدلله یعنی شکر خدا. یا مثلا شکراً لله رو ترجمه میکنیم شکر خدا! اما جالبه که بدونین یه تفاوت خیلی ریز توی این دوتا کلمه،یعنی «حمد» و «شکر» وجود داره.حمد یعنی اینکه سپاس خدا رو به همون اندازه ای که لایق و شایسته ی اون هست بجا بیاری.یعنی اینکه شکر خدا رو همون جوری که بهت لطف کرده و انواع و اقسام نعمت ها رو بهت داده و حتی لطف و محبت هایی در حقت کرده که خودتم ازشون خبر نداری به جا بیاری.

اما شکر یعنی:

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1394 توسط مهدی

حادثهتوی قرآن اومده که اگر مصیبتی به کسی میرسه به خاطر کارهاییه که خودش قبلا انجام داده: «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ » شوری-30  یعنی: «و مصیبتی به شما نمی رسد مگر بخاطر آنچه که (خودتان) بدست آورده اید. » اما یه مبحث مهم اینجا مطرح میشه و اونم اینه که مگه مصیبت ها واسه امتحان آدما نیست، پس چرا گفته که این مصیبت ها بخاطر کارهای ناشایست و گناهانیه که خودتون قبلا اونا رو انجام دادین؟اول یه نکته رو توضیح بدم و اونم اینکه وقتی اینجا صحبت از مصیبت می کنیم، یعنی هرگونه شر و بدی و چیز ناراحت کننده ای که به انسان میرسه. بطور کلی علت مصیبت هایی که به انسان می رسه یکی از این سه دسته س:

اول: این مصیبت نتیجه ی عمل خود آدمه که بهش میرسه. مثلا اگه شما گندم بکاری حتما چیزی که از زمین درمیاد گندمه.غیرممکنه شما گندم بکاری و مثلا سیب دربیاد.پس وقتی که آدم بدی میکنه نتیجه ش رو که بدی و مصیبت هست میبینه.مثلا کسی که سالهای زیادی سیگار میکشه نتیجه ش میشه مصیبت از دست دادن ریه هاش و نهایتاً مرگ.

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 6 شهریور‌ماه سال 1394 توسط مهدی
مضرات شبکه های اجتماعیدقت کردین بچه های زمان الان خیلی بیشتر از بچه های دهه ی 60 و 70 حالشونه؟؟ اون زمان بازی های دوران ما تیله بازی و هفت سنگ و از این جور بازی های سرگرم کننده و پر تحرک بود اما الان سرگرمی بچه ها شده واتس اپ و وایبر و کلش و چیزایی از این دست که متاسفانه نه مال ماست و نه ما اونا رو ساختیم به همین خاطرم هست که کنترل زیادی روی اونها و محتویاتشون نداریم.

اما واقعیت ماجرا چیه؟ واقعیت اینه که الان شرایط زندگی ها خیلی فرق کرده و یه پسر بچه ی 12 ساله سرش توی شبکه های اجتماعی ای مثل وایبر و واتس آپ و لاین و غیره س. بعضی وقتاهم توی یه گروه هایی هست که مطالبی توی اون گروه ها گذاشته میشه که مخصوص آدم بزرگاس ولی این پسربچه با سن کم با اونها آشنا میشه. به همین خاطرم هست که اگه دقت کرده باشین بچه های الان، خیلی بیشتر از بچه های زمان ما(گذشته) می فهمن. ثمره ش هم شده بلوغ زودرس. یعنی زود به بلوغ میرسن و نیازهای جنسی درون اونها بارور میشه.

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1394 توسط مهدی

بمب اتمیوقتی همه ی دنیا دارن میرن به سمت داشتن بمب اتم و حتی کشور عقب افتاده و خونریزی مثل عربستان سعودی که با پول نفت و پول زائران خانه خدا وجهه کشورش رو خوب جلوه میده دنبال بمب اتمه. حتی پاکستانی که از لحاظ امنیت ، کلی مشکلات امنیتی داره؛اونوقت چه دلیلی داره که ما بمب اتم نداشته باشیم ؟؟ حتی کره شمالی یه کشور فسقلیه با مساحت خیلی خیلی کوچیکتر از ایران، برای حفظ امنیت خودش در مقابل آمریکا و کره جنوبی، به بمب اتمی دست پیدا کرد و الانم تازه آمریکا رو به حمله ی اتمی تهدید میکنه و میگه اگه آمریکا روداری کنه اونو مورد حمله ی هسته ای قرار میدم. حالا چه لزومی داره ما به اسم اسلام و دین بیاییم و از داشتن بمب اتم خودداری کنیم و زیر بار حرف ابرقدرت های دنیا بریم که میگن ایران نباید بمب اتمی داشته باشه.؟؟؟

در پاسخ به مطالب بالا بهتره بریم سراغ آیات قرآن. اگه قرآن استفاده از بمب اتمی رو مجاز بدونه هیچ دلیلی برای اینکه ایران هم بمب اتمی داشته باشه و از خودش با اون دفاع کنه، وجود نداره!

 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1394 توسط مهدی

غسل تعمید مسیحیانیکی از مجتهدان و مفسران گرانقدر با نام «آیت الله محمد صادقی تهرانی»در یکی از نظرات فقهی خودش اینجور آورده که : «بدن انسان، پاک است؛ اگر چه کافر، مشرک و ملحد باشد، ولی افکار و روح اینان پلید و نجس است.»اما معمولا مراجع و مجتهدای دیگه نظرشون مخالف این حکمه و کافر رو نجس می دونن. تازه جالب اینه که نظر مجتهدان و مراجع تقلید در مورد نجس بودن یا پاک بودن ،اهل کتاب- یعنی یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان- با هم متفاوته و در این مورد بطور کلی به دو دسته تقسیم میشن. دسته اول که تعدادشونم کم نیست، اهل کتاب رو نجس میدونن و یا احتیاط در نجاست اونها دارن. اما دسته دوم ، اهل کتاب رو پاک می دونن. اما آیت الله محمد صادقی تهرانی ،همه انسان ها رو پاک می دونه و معتقده که اگه توی قرآن گفته شده که بعضی از انسان ها- مشرکان- نجس هستن(«إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسً‏»توبه-28)، این نجاست مربوط به ظاهر اونها نیست یعنی اونها در ظاهر نجس نیستن و اگه با دست خیس به اونها بزنی دستت نجس نمیشه و این نجاستی که قرآن گفته، نجاست باطنی و معنویه(نجاست روحی).

اما به عنوان پاسخ، لازم میدونم که به قرآن مراجعه کنیم و نظر واقعی رو از قرآن جویا بشیم و ببینیم واقعا حرف آقای صادقی تهرانی درسته یا نه؟

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

ایزدیبعضی از دین ها هستن که ذاتاً بسته و محدود هستن مثل دین یهودیت. یعنی اینکه کسی نمیتونه بره و یهودی بشه بلکه باید ذاتاً خون بنی اسرائیل در رگ هاش جریان داشته باشه تا بتونه یه یهودی باشه و به همین خاطره که توی دین یهودیها، تبلیغی برای دینشون وجود نداره. یه دین بسته ی دیگه هم با جمعیتی حدود پونصد هزار نفر(کمتر یا بیشتر) وجود داره به اسم ایزدی یا یزیدی؛ که این دین هم یه دین محدود و بسته با خرافات و چرت و پرت های جورواجوره. این دین انقدر اصطلاحاً شلم شوربا هست که انگار اومدن و از دین یا دین های دیگه چیزایی رو برداشتن و شده اینی که الان هست. مثلا اونها یه بزرگی داشتن به نام شیخ عَدی که  1160 میلادی توی اطراف شهر موصل فعلی در کشور عراق، در منطقه ای به اسم لالش از دنیا میره. بعدش برخی از بزرگان ایزدی میگن که هرکسی از ایزدی ها درصورت توانایی(استطاعت)باید حداقل در طول عمرش یکبار به زیارت قبر شیخ عدی در لالش بیاد. دقت کنید که این مطلب چقدر نزدیکه به زیارت کعبه توسط مسلمونها اون هم درصورت استطاعت. حالا مگه قبل از اینکه شیخ عدی بمیره اون ایزدی های اون موقع که استطاعت مالی و جسمی داشتن، کجا رو باید میرفتن زیارت می کردن؟ اگه این حکم خداست خب باید اون موقع هم می بوده پس چرا با مرگ شیخ عدی چنین مسئله ای رو درست کردن ؟

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی
قبرستانیکی از بازدیدکنندگان پایگاه قرآنی مهیمن با نام «محدثه»، سوالاتی رو پرسیدند به این شرح: «سلام وخداقوت اگربراتون مقدوره ممنون میشم به چندتاسوالی که برام پیش اومده جواب بدین روزقیامت کسی میتونه برای دیگری شفاعت کنه؟(باتوجه به اینکه حضرت علی ع درنهج البلاغه فرمودند که کسی شفاعت نمیتونه بکنه) ایادرخواست ازائمه شرک است؟یاتوسل به ائمه برای درخواست حاجت یارفع مشکل شرک محسوب میشه؟ ایامرده هاقادربه دعاکردن برای زنده هایاشنیدن صدای زنده هاهستن؟ ممنون »

پاسخ مهیمن: اول : توی بعضی از آیات قرآن بطور کلی شفاعت رو نفی کرده و گفته که شفاعتی در وز قیامت در کار نیست: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ »بقره-254 یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده اید از آنچه که به شما روزی داده ایم انفاق کنید قبل از آنکه روزی بیاد که در آن نه خرید و فروشی است و نه دوستی ای و نه شفاعتی» اما توی بعضی از آیات دیگه میگه که شفاعت فقط مال خداست: «ِ ما لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا شَفیعٍ »سجده-4  یعنی: «برای شما بجز او(خدا) سرپرست و شفاعت کننده ای نیست؟»توی یه جای دیگه میگه که شفاعت وجود داره ولی با اجازه خداست: «ما مِنْ شَفیعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِه‏»یونس-3 یعنی:«هیچ شفاعت کننده ای نیست مگر بعد از اجازه ی او(خدا)». خب حالا بالاخره شفاعت هست یا نیست و چرا قرآن این همه حرفای جورواجور زده؟




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

پرتاب از بلندیتوی قرآن کریم در مورد حکم لواط چیزی گفته نشده. اما توی روایات در مورد حکم لواط گفته شده که یا باید فرد لواط کار از کوه(یا بلندی) پرت بشه یا با شمشیر گردنش زده بشه یا دیوار بر سرش خراب بشه. اما برای اثبات حکم لواط یا باید لواط کننده خودش چهاربار اعتراف کنه به انجام این کار یا اینکه چهارتا شاهد،شهادت بدن که این کارو کرده.

اما درمورد حکم زنا، توی قرآن اومده که :«الزَّانِیَةُ وَ الزَّانی‏ فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فی‏ دینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنینَ »نور-2 یعنی: «زن زناکار و مرد زناکار ،هرکدومشونو صد ضربه شلاغ بزنید و باهاشون در دین خدا با رافت برخورد نکنید اگر که به خدا و روز قیامت ایمان دارید. و باید گروهی از مومنین شاهد عذاب (شلاق خوردن) اونها باشن». خب این حکم زِنا درمورد زِنایی هست که دونفر مجرد باشن که بهش میگن زنای غیر مُحصِنه. اما اگر دو نفر متاهل باشن بهش میگن زنای محصنه. حالا ممکنه هردونفر زناکار مُحصِن باشن یا یکیشون محصن باشه. اونوقته که حکم زنای محصنه سنگسار هست برای شخصی که متاهله(یا محصنه).

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

جهنمتوی قرآن آیاتی هست که نشون میده جهنمی ها برای نجات از جهنم کارهایی رو انجام میدن تا شاید از عذاب جهنم نجات پیدا کنن.

توی مرحله ی اول، جهنمی ها از اونهایی که باعث گمراهیشون شدن کمک میخوان و بهشون میگن که ما توی دنیا از حرف شما پیروی کردیم و به همین خاطرم هست که الان توی این آتیش جهنم گرفتار شدیم. حالا شما هم یه بخشی از عذاب رو از ما کفایت کنید تا ما کمتر عذاب بکشیم : «وَ إِذْ یَتَحَاجُّونَ فىِ النَّارِ فَیَقُولُ الضُّعَفَؤُاْ لِلَّذِینَ اسْتَکْبرَُواْ إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِیبًا مِّنَ النَّارِ**قَالَ الَّذِینَ اسْتَکْبرَُواْ إِنَّا کلُ‏ٌّ فِیهَا » غافر- 47 و 48  یعنی: «و هنگامیکه در آتش(جهنم) باهم منازعه میکنند و ضعفاء به مستکبران میگویند که ما(در دنیا) پیرو شما بودیم پس آیا(الان)شما بهره ای از آتش(جهنم) را زا ما کفایت می کنید(و بر میدارید)؟؟؟ مستکبران میگویند همگی ما(باهم) در آتش جهنم هستیم.»

منظور از ضعفا کسایی نیستن که از نظر مالی یا جسمی ضعیف هستن بلکه منظور کسایی هستن که از نظر فکری و اعتقادی گمراه شدن و منظور از مستکبران هم کسانی هستن که باعث گمراهی این ضعفا شدن. پس توی مرحله ی اول اینا باهم بحث و گفتگو میکنن و بحثشون به جایی نمیرسه چون همگی باهم توی جهنم هستن و کسی نمیتونه از دیگری عذاب جهنم رو برداره یا اونو کمتر کنه!

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 23 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

11 سپتامبرشاید بارهای این تهمت رو از بعضی آدم های مذهبی شنیده باشید که:«واقعه یازده سپتامبر و حمله به برج های دوقلو در آمریکا، توی قرآن پیش بینی شده!» البته اونا نادانسته این کارو میکنن و فک میکنن با این کارشون دارن به عظمت قرآن و معجزات اون اشاره میکنن. کسایی که چنین ادعایی میکنن گاها افراد متدین و مذهبی ای هستن.مثلا جایی خوندم که یه چنین ادعایی در همین مورد ،شده بود: « اسم این برج ها(یا خیابونی که برج ها توی اون بودن)،جُرُف هارن، بوده که توی سوره توبه آیه 109 این اسم اومده. از طرف دیگه تعداد طبقات این ساختمون،109 طبقه بوده و سوره توبه هم 109 آیه س. از طرف دیگه تاریخ این حادثه روز 11 سپتامبر بوده که ماه سپتامبر، نهمین ماه از سال میلادیه و این اتفاق هم توی سال 2001  رخ داده. و  از طرف دیگه سوره توبه توی جزء 11 قرآنه و  نهمین سوره ی قرآن هم هست و دارای 2001 حرف هم هست».

اما جواب این مزخرفات رو براتون مینویسم تا بدونید اینا فقط یه مشت چرت و پرت و تراوشات ذهنی بعضی هاست که یا خواستن به قرآن و اسلام ضربه بزنن یا نادان هایی بودن که خواستن به خیال خودشون قرآن رو بزرگ و عظیم نشون بدن و ارزش و شأنش رو بالا ببرن.

 



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

توراتتوی تورات،(در کتاب دوم اشموئیل)،داستانی اومده به این مضمون که:« حضرت داوود(ع) یک روز اتفاقی چشمش میخوره به زن همسایه که زنی زیبا بوده! بعدش به این فکر می افته که هرجور شده این زن رو تصاحب کنه.از طرفی، شوهر این زن که اسمش اوریا بوده، یکی از نیروهای لشگر داوود(ع) بوده که در حال نبرد با دشمنانه. داوود علیه السلام هم برای اینکه اوریا کشته بشه و بتونه با همسرش ازدواج کنه به فرمانده لشگر دستور میده که اوریا رو توی خط مقدم جبهه قرار بده.خلاصه اونم همین کارو میکنه و اوریا توی جنگ کشته میشه و داوود هم با همسرش ازدواج میکنه.»

اما واقعا اصل ماجرا چی بوده و آیا واقعا داوود علیه السلام با همسر اوریا ازدواج کرده؟؟؟   در جواب باید بگم که اتفاقا بعضی از روایات های ما ماجرای ازدواج حضرت داوود با همسر اوریا رو تایید میکنه البته نه به این شکلی که توی تورات اومده.

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

شیطانشیطان سالهای سال عبادت کرد بطوریکه توی خطبه 192 نهج البلاغه اومده که : «وَ کَانَ قَدْ عَبَدَ اَللَّهَ سِتَّةَ آلاَفِ سَنَةٍ لاَ یُدْرَى أَ مِنْ سِنِی اَلدُّنْیَا أَمْ مِنْ سِنِی اَلْآخِرَةِ» یعنی: «(ابلیس)شش هزار سال (که) معلوم نیست از سال های دنیا یا سال های آخرت(بوده)،خدارو  عبادت کرده بود!»و به جایگاهی رسید که در میون فرشته ها قرار گرفت. بعدش بخاطر اینکه به انسان سجده نکرد از بهشت اخراج شد و  شخصیت بد این ماجرا و دشمن خدا شد. اما واقعا یک گناه انقد باید مجازات داشته باشه که کسی رو که شش هزار سال خدا رو خالصانه عبادت کرده، و طبق بعضی نقل ها، شده استاد فرشته ها، با یک گناه چنین بلایی به سرش بیاد؟؟؟ مگه خدا ارحم الراحمین نیست،پس چرا این یک خطای شیطان رو در مقابل این همه عبادتش، نبخشید و نادیده نگرفت؟

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

نیکی به پدر و مادرتوی قرآن از نیکی به پدر مادر صحبت شده در حالیکه جایگاه عدالت، بسیار بالاتر و فراتر از نیکی کردن هست. اصلا وقتی شما عدالت رو رعایت میکنی ، همین عدالت خودش یه نوع نیکی محسوب میشه پس جایگاه عدالت خیلی بالاتر و ارزشمندتر از نیکی کردن هست.چون ممکنه یک جایی شما به کسی نیکی کنید ولی واقعا اون به این نیکی شما احتیاجی نداشته باشه اما اگه بی عدالتی کنید محققا ظلمی صورت گرفته پس باید همیشه عدالت رو رعایت کنید و از اینجا بازم معلوم میشه که جایگاه عدالت بالاتر و برتر از نیکی کردن هست.

قرآن کریم میگه: «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» بقره-83  یعنی:«و نیکی(کنید) نسبت به پدر و مادر»

اما چرا خداوند توی قرآن گفته به پدر و مادر نیکی کنید و نگفته نسبت به اونها عدالت پیشه کنید؟ مثلا چرا نگفته :«وَ بِالوالِدَینِ إعدالاً»؟

عدالت که خیلی بهتر و افضل تر و مقدم تره تا نیکی کردن.پس چرا توصیه به نیکی کرده ولی توصیه به عدالت نسبت به پدر و مادر نکرده؟

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی
   1      2      3      4      5      ...      21    >>

 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :