X
تبلیغات
رایتل

توی جلسه دفاع از پایان نامه م بودم که توی اوایل جلسه،یکی از استادای داور،در حالیکه پایان نامه م توی دستش بود،خطاب به حاضران در جلسه گفت:« این پایان نامه از نمره 18، بیسته،اصلا نمره ش صده! این پایان نامه هیچ ایرادی نداره اما من تو کَتَم نمیره که این پایان نامه رو ایشون نوشته باشه». فک کنید و خودتونو جای من بذارید که اون لحظه چیکار باید بکنید؟. من هم خوشحال بودم که انقد پایان نامه م خوب از آب دراومده بود و هم ناراحت بودم که حالا چطور از  دردسری که برام درست شده بخاطر خوب نوشتن این پایان نامه، خودمو نجات بدم و ثابت کنم که من این پایان نامه رو نوشتم؟ خلاصه داورا، به جای ایراد گرفتن های زیاد و مکرر از من،(البته یکیشون یه تعداد،ایرادات به جا هم  از من گرفت)، شروع کردن به سوال پرسیدن درباره مطالب پایان نامه،تا براشون ثابت بشه که من این پایان نامه رو خودم نوشتم. خلاصه نمره تمام (نمره 18- چون نمره پایان نامه از 18 هست) رو بهم دادن. بعدشم همون داوری که گفته بود ،تو کتم نمیره ایشون اینو نوشته باشه، گفت:« شما برو خارج از کشور . میگفت اونجا بورسیه ت میکنن و حقوقم بهت میدن و ...! » . اون فقط یه مورد بود، مورد دیگه اینکه، همین وبلاگ رو توی یه جشنواره وبلاگ نویسی قرآنی شرکت دادم و یکی از مسئولینی که باهاش حرف میزدم ،میگفت: تو این مطالب رو تولید نکردی و تولیدی نیست.

 

 جالب تر این که بعضی از کسایی که مطالبشون کپی-پیست هست و راحت توی وبلاگشون میذارن و نهایتاً هم اون ته مطالبشون،ذکر منبع میکنن، از من که برای هر پستی که تولید میکنم چیزی حدود 30-40 دقیقه وقت میذارم و خودم اونها رو تولید میکنم،رتبه شون بالاتره.

از طرفی بعضی از مسئولین جشنواره اعلام میکنن که داورای ما از اساتید دانشگاه امام صادق(ع) بودن و دکترای علوم قرآنی دارن و ... مگه یه دکترای علوم و قرآن کیه؟ مگه صِرف داشتن یک دکترای علوم قرآن و حدیث ،یعنی توانایی بالا در درک و تولید مطالب ناب و عمیق؟

بارهای بار بوده که خود من، اساتید محترمی که دکترا داشتن رو در مباحث قرآنی به چالش و یا حتی بن بست علمی کشوندم.ارزش علم فراتر از اینه که ما اونو با مدرک بسنجیم. هرجا که علم وجود داشته باشه ، ولو در دستان یک کشاورز،قابل احترام و تقدیره. ولی متاسفانه خیلیا ظاهر بین هستن و مدرک و تحصیلات طرف براشون مهمه. اما چه بسا یه پیرمرد بی سواد که بار علمی زیادی داره و این علم رو از طریق گذشتگان و یا از طرق ممارست و کار زیاد و مواردی از این قبیل، به دست آورده باشه.

اما انگار توی ایران ،این ظرفیت نیست که باور کنن یکی پیدا شده که چنین مطالب نابی رو ارائه میکنه.انگار حتماً باید مشهور باشی یا وابسته به مراکز شهرت یا قدرت باشی تا حرفت رو بخرن.

نه آقایون نه ما مشهوریم و نه قدرتی داریم و نه ثروتی. تنها ثروتمون همین قرآنه که اونم شماها و امثال شماها براتون سخته که بپذیرید،امثال من این مطالب رو خودمون تولید کرده و نوشته باشیم. شاید اگه منم مثل خیلیای دیگه، مطالب بقیه رو کپی برداری کنم و ،خیلی راحت تر قبول کنید تا اینکه خودم زحمت بکشم و وقت بذارم و اونا رو تولید کنم.

بله اینجاس که قرآن میگه:«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْم‏»حجرات-12، یعنی:«ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری از گمان ها دوری کنید که همانا بعضی از گمان ها، گناه هستند». اما متاسفانه بعضی از مردمان ما، خیلی قشنگ از قرآن و آیات اون دم میزنن و در راستای ترویج اون،گام بر میدارن اما موقع عملِ خودشون که میشه، انگار این آیه و آیات دیگه فقط برای دیگرانه و فقط بقیه باید بهش عمل کنن و اونها از عمل به این آیات ،مستثنی هستن.

بعضی وقتا پیش خودم میگم که حیف این مطالب ؛ آدم باید جایی کارش رو عرضه کنه که قدرشو بدونن.(البته نباید از حق گذشت و نادیده گرفت که بعضی ها هم هستند که با ضمیرهای نیک خودشون ،قدر این مطالب رو دونستن و بارها تشکر کردن از بنده و برام پیام گذاشتن اما بدگمانی بعضی ها، خیلی ضربه ی سختی به آدم میزنه).اگه توی یه کشور عقب افتاده ی عربی بودم و این مطالب رو اونجا ارائه میدادم شاید کلی شهرت پیدا میکردم و صاحب نظر محسوب میشدم و کلی امکانات و ثروت و ... در اختیارم میذاشتن تا فقط فرهنگ و افکار غلط اونها رو براشون ترویج بدم. اما الان که توی ایران هستم،از طرف بعضیا، در مظان اتهام قرار میگیرم که گویی این مطالب رو خودم ننوشتم و تولیدی خودم نیست.

واقعا باید به حال خودمون گریه کنیم با این همه سوءظن!. من و امثال من بخاطر لطماتی که از سوء ظن دیگران میخوریم  و افراد بدگمان هم بخاطر اینکه بقیه رو در مظان اتهام قرار میدن.


والسلام علی من اتبع الهدی



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 شهریور‌ماه سال 1394 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :