X
تبلیغات
رایتل

غسل تعمید مسیحیانیکی از مجتهدان و مفسران گرانقدر با نام «آیت الله محمد صادقی تهرانی»در یکی از نظرات فقهی خودش اینجور آورده که : «بدن انسان، پاک است؛ اگر چه کافر، مشرک و ملحد باشد، ولی افکار و روح اینان پلید و نجس است.»اما معمولا مراجع و مجتهدای دیگه نظرشون مخالف این حکمه و کافر رو نجس می دونن. تازه جالب اینه که نظر مجتهدان و مراجع تقلید در مورد نجس بودن یا پاک بودن ،اهل کتاب- یعنی یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان- با هم متفاوته و در این مورد بطور کلی به دو دسته تقسیم میشن. دسته اول که تعدادشونم کم نیست، اهل کتاب رو نجس میدونن و یا احتیاط در نجاست اونها دارن. اما دسته دوم ، اهل کتاب رو پاک می دونن. اما آیت الله محمد صادقی تهرانی ،همه انسان ها رو پاک می دونه و معتقده که اگه توی قرآن گفته شده که بعضی از انسان ها- مشرکان- نجس هستن(«إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسً‏»توبه-28)، این نجاست مربوط به ظاهر اونها نیست یعنی اونها در ظاهر نجس نیستن و اگه با دست خیس به اونها بزنی دستت نجس نمیشه و این نجاستی که قرآن گفته، نجاست باطنی و معنویه(نجاست روحی).

اما به عنوان پاسخ، لازم میدونم که به قرآن مراجعه کنیم و نظر واقعی رو از قرآن جویا بشیم و ببینیم واقعا حرف آقای صادقی تهرانی درسته یا نه؟

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

ایزدیبعضی از دین ها هستن که ذاتاً بسته و محدود هستن مثل دین یهودیت. یعنی اینکه کسی نمیتونه بره و یهودی بشه بلکه باید ذاتاً خون بنی اسرائیل در رگ هاش جریان داشته باشه تا بتونه یه یهودی باشه و به همین خاطره که توی دین یهودیها، تبلیغی برای دینشون وجود نداره. یه دین بسته ی دیگه هم با جمعیتی حدود پونصد هزار نفر(کمتر یا بیشتر) وجود داره به اسم ایزدی یا یزیدی؛ که این دین هم یه دین محدود و بسته با خرافات و چرت و پرت های جورواجوره. این دین انقدر اصطلاحاً شلم شوربا هست که انگار اومدن و از دین یا دین های دیگه چیزایی رو برداشتن و شده اینی که الان هست. مثلا اونها یه بزرگی داشتن به نام شیخ عَدی که  1160 میلادی توی اطراف شهر موصل فعلی در کشور عراق، در منطقه ای به اسم لالش از دنیا میره. بعدش برخی از بزرگان ایزدی میگن که هرکسی از ایزدی ها درصورت توانایی(استطاعت)باید حداقل در طول عمرش یکبار به زیارت قبر شیخ عدی در لالش بیاد. دقت کنید که این مطلب چقدر نزدیکه به زیارت کعبه توسط مسلمونها اون هم درصورت استطاعت. حالا مگه قبل از اینکه شیخ عدی بمیره اون ایزدی های اون موقع که استطاعت مالی و جسمی داشتن، کجا رو باید میرفتن زیارت می کردن؟ اگه این حکم خداست خب باید اون موقع هم می بوده پس چرا با مرگ شیخ عدی چنین مسئله ای رو درست کردن ؟

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی
قبرستانیکی از بازدیدکنندگان پایگاه قرآنی مهیمن با نام «محدثه»، سوالاتی رو پرسیدند به این شرح: «سلام وخداقوت اگربراتون مقدوره ممنون میشم به چندتاسوالی که برام پیش اومده جواب بدین روزقیامت کسی میتونه برای دیگری شفاعت کنه؟(باتوجه به اینکه حضرت علی ع درنهج البلاغه فرمودند که کسی شفاعت نمیتونه بکنه) ایادرخواست ازائمه شرک است؟یاتوسل به ائمه برای درخواست حاجت یارفع مشکل شرک محسوب میشه؟ ایامرده هاقادربه دعاکردن برای زنده هایاشنیدن صدای زنده هاهستن؟ ممنون »

پاسخ مهیمن: اول : توی بعضی از آیات قرآن بطور کلی شفاعت رو نفی کرده و گفته که شفاعتی در وز قیامت در کار نیست: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ »بقره-254 یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده اید از آنچه که به شما روزی داده ایم انفاق کنید قبل از آنکه روزی بیاد که در آن نه خرید و فروشی است و نه دوستی ای و نه شفاعتی» اما توی بعضی از آیات دیگه میگه که شفاعت فقط مال خداست: «ِ ما لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا شَفیعٍ »سجده-4  یعنی: «برای شما بجز او(خدا) سرپرست و شفاعت کننده ای نیست؟»توی یه جای دیگه میگه که شفاعت وجود داره ولی با اجازه خداست: «ما مِنْ شَفیعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِه‏»یونس-3 یعنی:«هیچ شفاعت کننده ای نیست مگر بعد از اجازه ی او(خدا)». خب حالا بالاخره شفاعت هست یا نیست و چرا قرآن این همه حرفای جورواجور زده؟




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

پرتاب از بلندیتوی قرآن کریم در مورد حکم لواط چیزی گفته نشده. اما توی روایات در مورد حکم لواط گفته شده که یا باید فرد لواط کار از کوه(یا بلندی) پرت بشه یا با شمشیر گردنش زده بشه یا دیوار بر سرش خراب بشه. اما برای اثبات حکم لواط یا باید لواط کننده خودش چهاربار اعتراف کنه به انجام این کار یا اینکه چهارتا شاهد،شهادت بدن که این کارو کرده.

اما درمورد حکم زنا، توی قرآن اومده که :«الزَّانِیَةُ وَ الزَّانی‏ فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فی‏ دینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنینَ »نور-2 یعنی: «زن زناکار و مرد زناکار ،هرکدومشونو صد ضربه شلاغ بزنید و باهاشون در دین خدا با رافت برخورد نکنید اگر که به خدا و روز قیامت ایمان دارید. و باید گروهی از مومنین شاهد عذاب (شلاق خوردن) اونها باشن». خب این حکم زِنا درمورد زِنایی هست که دونفر مجرد باشن که بهش میگن زنای غیر مُحصِنه. اما اگر دو نفر متاهل باشن بهش میگن زنای محصنه. حالا ممکنه هردونفر زناکار مُحصِن باشن یا یکیشون محصن باشه. اونوقته که حکم زنای محصنه سنگسار هست برای شخصی که متاهله(یا محصنه).

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

جهنمتوی قرآن آیاتی هست که نشون میده جهنمی ها برای نجات از جهنم کارهایی رو انجام میدن تا شاید از عذاب جهنم نجات پیدا کنن.

توی مرحله ی اول، جهنمی ها از اونهایی که باعث گمراهیشون شدن کمک میخوان و بهشون میگن که ما توی دنیا از حرف شما پیروی کردیم و به همین خاطرم هست که الان توی این آتیش جهنم گرفتار شدیم. حالا شما هم یه بخشی از عذاب رو از ما کفایت کنید تا ما کمتر عذاب بکشیم : «وَ إِذْ یَتَحَاجُّونَ فىِ النَّارِ فَیَقُولُ الضُّعَفَؤُاْ لِلَّذِینَ اسْتَکْبرَُواْ إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِیبًا مِّنَ النَّارِ**قَالَ الَّذِینَ اسْتَکْبرَُواْ إِنَّا کلُ‏ٌّ فِیهَا » غافر- 47 و 48  یعنی: «و هنگامیکه در آتش(جهنم) باهم منازعه میکنند و ضعفاء به مستکبران میگویند که ما(در دنیا) پیرو شما بودیم پس آیا(الان)شما بهره ای از آتش(جهنم) را زا ما کفایت می کنید(و بر میدارید)؟؟؟ مستکبران میگویند همگی ما(باهم) در آتش جهنم هستیم.»

منظور از ضعفا کسایی نیستن که از نظر مالی یا جسمی ضعیف هستن بلکه منظور کسایی هستن که از نظر فکری و اعتقادی گمراه شدن و منظور از مستکبران هم کسانی هستن که باعث گمراهی این ضعفا شدن. پس توی مرحله ی اول اینا باهم بحث و گفتگو میکنن و بحثشون به جایی نمیرسه چون همگی باهم توی جهنم هستن و کسی نمیتونه از دیگری عذاب جهنم رو برداره یا اونو کمتر کنه!

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 23 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

11 سپتامبرشاید بارهای این تهمت رو از بعضی آدم های مذهبی شنیده باشید که:«واقعه یازده سپتامبر و حمله به برج های دوقلو در آمریکا، توی قرآن پیش بینی شده!» البته اونا نادانسته این کارو میکنن و فک میکنن با این کارشون دارن به عظمت قرآن و معجزات اون اشاره میکنن. کسایی که چنین ادعایی میکنن گاها افراد متدین و مذهبی ای هستن.مثلا جایی خوندم که یه چنین ادعایی در همین مورد ،شده بود: « اسم این برج ها(یا خیابونی که برج ها توی اون بودن)،جُرُف هارن، بوده که توی سوره توبه آیه 109 این اسم اومده. از طرف دیگه تعداد طبقات این ساختمون،109 طبقه بوده و سوره توبه هم 109 آیه س. از طرف دیگه تاریخ این حادثه روز 11 سپتامبر بوده که ماه سپتامبر، نهمین ماه از سال میلادیه و این اتفاق هم توی سال 2001  رخ داده. و  از طرف دیگه سوره توبه توی جزء 11 قرآنه و  نهمین سوره ی قرآن هم هست و دارای 2001 حرف هم هست».

اما جواب این مزخرفات رو براتون مینویسم تا بدونید اینا فقط یه مشت چرت و پرت و تراوشات ذهنی بعضی هاست که یا خواستن به قرآن و اسلام ضربه بزنن یا نادان هایی بودن که خواستن به خیال خودشون قرآن رو بزرگ و عظیم نشون بدن و ارزش و شأنش رو بالا ببرن.

 



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

توراتتوی تورات،(در کتاب دوم اشموئیل)،داستانی اومده به این مضمون که:« حضرت داوود(ع) یک روز اتفاقی چشمش میخوره به زن همسایه که زنی زیبا بوده! بعدش به این فکر می افته که هرجور شده این زن رو تصاحب کنه.از طرفی، شوهر این زن که اسمش اوریا بوده، یکی از نیروهای لشگر داوود(ع) بوده که در حال نبرد با دشمنانه. داوود علیه السلام هم برای اینکه اوریا کشته بشه و بتونه با همسرش ازدواج کنه به فرمانده لشگر دستور میده که اوریا رو توی خط مقدم جبهه قرار بده.خلاصه اونم همین کارو میکنه و اوریا توی جنگ کشته میشه و داوود هم با همسرش ازدواج میکنه.»

اما واقعا اصل ماجرا چی بوده و آیا واقعا داوود علیه السلام با همسر اوریا ازدواج کرده؟؟؟   در جواب باید بگم که اتفاقا بعضی از روایات های ما ماجرای ازدواج حضرت داوود با همسر اوریا رو تایید میکنه البته نه به این شکلی که توی تورات اومده.

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

شیطانشیطان سالهای سال عبادت کرد بطوریکه توی خطبه 192 نهج البلاغه اومده که : «وَ کَانَ قَدْ عَبَدَ اَللَّهَ سِتَّةَ آلاَفِ سَنَةٍ لاَ یُدْرَى أَ مِنْ سِنِی اَلدُّنْیَا أَمْ مِنْ سِنِی اَلْآخِرَةِ» یعنی: «(ابلیس)شش هزار سال (که) معلوم نیست از سال های دنیا یا سال های آخرت(بوده)،خدارو  عبادت کرده بود!»و به جایگاهی رسید که در میون فرشته ها قرار گرفت. بعدش بخاطر اینکه به انسان سجده نکرد از بهشت اخراج شد و  شخصیت بد این ماجرا و دشمن خدا شد. اما واقعا یک گناه انقد باید مجازات داشته باشه که کسی رو که شش هزار سال خدا رو خالصانه عبادت کرده، و طبق بعضی نقل ها، شده استاد فرشته ها، با یک گناه چنین بلایی به سرش بیاد؟؟؟ مگه خدا ارحم الراحمین نیست،پس چرا این یک خطای شیطان رو در مقابل این همه عبادتش، نبخشید و نادیده نگرفت؟

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

نیکی به پدر و مادرتوی قرآن از نیکی به پدر مادر صحبت شده در حالیکه جایگاه عدالت، بسیار بالاتر و فراتر از نیکی کردن هست. اصلا وقتی شما عدالت رو رعایت میکنی ، همین عدالت خودش یه نوع نیکی محسوب میشه پس جایگاه عدالت خیلی بالاتر و ارزشمندتر از نیکی کردن هست.چون ممکنه یک جایی شما به کسی نیکی کنید ولی واقعا اون به این نیکی شما احتیاجی نداشته باشه اما اگه بی عدالتی کنید محققا ظلمی صورت گرفته پس باید همیشه عدالت رو رعایت کنید و از اینجا بازم معلوم میشه که جایگاه عدالت بالاتر و برتر از نیکی کردن هست.

قرآن کریم میگه: «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» بقره-83  یعنی:«و نیکی(کنید) نسبت به پدر و مادر»

اما چرا خداوند توی قرآن گفته به پدر و مادر نیکی کنید و نگفته نسبت به اونها عدالت پیشه کنید؟ مثلا چرا نگفته :«وَ بِالوالِدَینِ إعدالاً»؟

عدالت که خیلی بهتر و افضل تر و مقدم تره تا نیکی کردن.پس چرا توصیه به نیکی کرده ولی توصیه به عدالت نسبت به پدر و مادر نکرده؟

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

میز مدیریتدوتا ماجرا -بر اساس شنیده ها-براتون تعریف میکنم. اول اینکه میگفتن سالهای قبل در یکی از ادارات یه فردی مدیر اون اداره بود که بسیار فرد خوب و درستکاری بود. به طوری که حتی وقتی فلان کار که جزء وظایف ذاتی اون اداره بود، انجام میشد، در قبال اون کار، یه مبلغی به سه تا از بخش های اون اداره از جمله ،مدیر داده می شد،وقتی که اون پول رو به ایشون میدن قبول نمیکنه و میگه این پول در قبال چه کاریه که میخواین بدینش به من؟ در جوابش میگن که این پول مربوط به فلان کاره که به حساب این سه بخش واریز میشه. ایشون میگه من که کاری نکردم که این پول رو قبول کنم و من در قبال کاری که انجام ندادم پولی دریافت نمی کنم.

ببینید این فرد چقدر انسان درستکاری بود که حتی از قبول کردن یک چنین پول مفتی خودداری میکنه و اونو مصداق بارز مال حرام میدونه. همین مدیر بعدها بخاطر اینکه به بعضی از افراد ذی نفوذ باج نداد و زیر بار زیاده خواهی های اونها نرفت، برکنار شد.

اما ماجرای دوم که بازم مربوط به همون اداره س و مدیری که بعدها توی اونجا مشغول به کار میشه.

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 16 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

زن بدجنس!این ماجرا واسه ی یکی از دوستام که معلمه اتفاق افتاده و خودش برام اینو تعریف میکرد. میگفت یکی از همکارام که معلمه یه روز یه مبلغی پول احتیاج داشت و به من گفت و منم بهش قرض دادم و مدت ها از این ماجرا گذشت و اونم اصلا به روی خودش نمی آورد که به من پول بدهکاره. منم از این که اصلا  اون به روی خودش نمی آوردم ناراحت بودم و اگه لااقل بهم میگفت فلانی فعلا ندارم بهت بدم میگفتم نمیخواد پولو بدی. تا اینکه یه روز رفتم در خونه شون و اومد بیرون و همینطوری داشتیم با هم حرف میزدیم و اصلا اسمی از پول و اینکه چرا پولمو پس نمیدی و ... نیاوردم یکدفه دیدم خانومش از خونه در اومد و پسرشم که دانشجو بود اومد دم در! خانومش اومد جلو و گفت با شوهر من چیکار داری و شروع کرد به سر و صدا و منم یه نگاهی به دوستم، انداختم و یه نگاهی به زنش انداختم و دیدم اصلا دوستم هیچ حرفی به زبونش نمیاد و به خانومش چیزی نمیگه و همینجوری مونده.

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

کودکان سوری کشته شده در حملات شیمیایی تروریست هابعضیا میگن:« بابا مردم خودمون هزار و یه جور مشکل دارن بعدش چرا ما میریم و به فلسطین و سوریه و عراق و یمن کمک میکنیم؟ این پولا رو بیارن و به مردم خودمون کمک کنن نه اینکه بدنشون به مردم فلسطین و سوریه و ...  این همه مشکلات اقتصادی توی کشور هست؛این همه فقیر ،بیچاره توی ایران هست؛بعدش چرا میریم و پولمونو میدیم به کشورهایی مثل فلسطین،یمن، سوریه و عراق؟  چراغی که به خونه رواست به مسجد حرامه و ما اول باید به فکر کشور خودمون باشیم و بعدش اگه مشکلی توی مملکتمون نداشتیم بریم سراغ کشورهای دیگه و به اونا کمک کنیم.» اما بررسی کنیم و ببینم واقعا چه علتی داره که ما پول و سرمایه کشورمونو میدیم به کشورهای دیگه؟ اصلا فلسطین و سوریه و یمن و عراق به ما چه ربطی داره؟  آیا اصلا قرآن در این باره سفارشی و دستوری داده یا نه؟

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

نماز تراویحتوی کتاب صحیح بخاری که از معتبرترین کتابهای حدیثی اهل سنت هست اومده که عمر بن خطاب میاد توی مسجد و میبینه که مردم دارن نمازهای تراویح(نمازهای مستحب که در شب های ماه رمضون خونده میشه) رو فرادا میخونن. بعدش میگه که این مردمی که بصورت پراکنده نماز میخونن اگه پشت سر یه نفر، این نمازاشونو به جماعت بخونن بهتره. خلاصه عمر تصمیم میگیره و ابی ابن کعب رو بعنوان امام جماعت میذاره و بقیه پشت سرش نماز میخونن. و اینجوری میشه که نمازهای مستحبی ای که باید به فرادا خونده بشه بصورت جماعت خونده میشه و از اون به بعد در بین اهل سنت نماز های تراوایح بصورت جماعت خونده میشه و این بدعتی بود که عمر بن خطاب در اسلام گذاشت و جالبه که خودشم میگه که این بدعت خوبیه! اهل سنت هم برای توجیه بدعت میگن که بدعت به دو دسته تقسیم میشه: بدعت خوب و بدعت بد . و این کار عمر یه بدعت خوب بوده و ایرادی نداره!




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

توبهیکی از اسم ها(یا صفات) خداوند «توّاب»هست که بعضی ها اونو ترجمه کردن به توبه پذیر. اما توّاب از ریشه «توب» به معنای بازگشت کننده هست و وقتی یه انسان توبه میکنه، درواقع از گناهی که مرتکب شده، برمیگرده. خب اینجا این سوال پیش میاد که مگه خداهم که «توّاب» هست، گناهی مرتکب میشه که از اون برگشت کنه؟

قرآن کریم درباره خداوند متعال میگه: «إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیم‏» حجرات-12   یعنی: «همانا خداوند بسیار توبه پذیر(بازگشت کننده) و رحمتگر است»

چرا اصلا خدا باید یک چنین صفت یا اسمی داشته باشه؟

در پاسخ باید خدمتتون عرض کنم که وقتی یه بنده ای، گناه میکنه با این کار خودش، خدا رو نافرمانی کرده و در واقع به خدا پشت کرده و از خدا هم دور شده!

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 9 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی

صادق هدایتصادق هدایت یکی از نویسندگان و به اصطلاح روشنفکران معاصر هست که آثار مختلفی رو به رشته تحریر درآورده و طرفداران زیادی هم توی ایران داره. اما همین آقا یه نهلیست هست یا حداقل اینجور به نظر میرسه.نهلیست ها کسانی هستند که میگن حالا ما اومدیم توی دنیا و بزرگ شدیم و ازدواج کردیم و بچه دار هم شدیم و توی دنیا لذت بردیم و تفریح کردیم ، آخرش که چی؟ آخرش مرگه و میمیریم و این دنیا یه سیر تکراری رو طی میکنه و هدف خاصی نداره! نهلیسم یا پوچ گرایی، تفکریه که توی اون فرد گاها برای پایان دادن به این زندگی باطل و بیهوده(از نظر نهلیست ها) دست به خودکشی میزنه و خودشو میکشه. آقای صادق هدایت هم از کسانیه که بارها خودکشی کرده و توی خودکشی اولش که خودشو تو رودخونه میندازه از آب میگیرنش و نجات پیدا میکنه.اما بعدها خودکشی میکنه و جون سالم به در نمیبره.  حالا نظر قرآن رو درباره افراد نهلیسیتی مثل صادق هدایت ببینید:

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1394 توسط مهدی
   1      2    >>

 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :