X
تبلیغات
رایتل

مصاحبهچند سال پیش یکی از دوستام که پسر خوب و مذهبی ای بود، توی یه آزمون استخدامی قبول شد و باید میرفت مصاحبه حضوری . اما اونایی که توی گزینش بودن، وقتی دیدن ریشاشو زده ،ردش کردن! اون بنده خداهم که محتاج به این کار بود، رفته بود و به هر طریقی که شده ،برای مصاحبه ی مجدد اومده بود اما این بار ریش گذاشته بود و قبول شد.درسته که معمولا افراد متدین ریش میذارن اما هرگز ریش نمیتونه ملاک خوبی برای گزینش باشه چون خیلیا هستن که ریش ندارن و در مشاغل مختلف دارن به مردم خدمت خالصانه میکنن و  افراد لایق،پاک و خدمتگزاری هستن و برعکس، بعضیا هم هستن که ریش گذاشتن و در انجام وظایفشون کوتاهی، خیانت و یا اختلاس میلیاردی میکنن. پس ریش ملاک خوبی برای گزینش افراد نیست.

اما واقعاً قرآن برای استخدام افراد چه ملاک هایی رو در نظر داره؟ آیا دیندار بودن رو ملاک استخدام شدن میدونه یا چیزایی دیگه رو؟

این دوست ما وقتی که توی گزینش قبول شد  و خرش از پل گذشت، ریشاشو زد و الانم سرکاره و ریشاشم میزنه و این نشون میده که سیاست اون اداره ،برای گزینش افراد و اینکه باید حتماً ریش داشته باشن تا قبول بشن ، غلط بوده چون با این کار ،با دست خودش، افراد رو وادار میکنه که دورو و حقه باز باشن. منم باشم به این بنده خدا(دوستم) حق میدم چون سالها زحمت کشیده بود و درس خونده بود و حالا میخواستن بخاطر ریش توی شغلی که توی آزمونشم قبول شده ،ردش کنن.

ما اینجا بحثمون روی حرمت یا عدم حرمت تراشیدن ریش و مسائلی از این دست نیست. بلکه بحثمون رو عوض کردن نحوه ی انتخاب و گزینش افراد در مشاغل توسط برخی از کسانی هست که مسئول گزینش افرادن هست به همین خاطره که روی حرمت یا عدم حرمت و نظرات مختلف علمای بزرگوار نه بحثی میکنیم و نه بهش میپردازیم.

اما قرآن کریم از قول حضرت یوسف(ع) که میخواست در فرمانروایی پادشاه زمانه ی خودش، یه پست و سمتی رو بگیره تا بوسیله ی اون بتونهبه مردم خدمت کنه و اونها رو از بحران خشکسالی و قحطی به سلامت عبور بده،میگه: «قالَ اجْعَلْنی‏ عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفیظٌ عَلیمٌ » یوسف-55     یعنی: «گفت: منو بر خزینه های سرزمین(مصر) قرار ده، که حفظ کننده ای دانا هستم.»

حضرت یوسف توی این آیه دو ویژگی بسیار مهم رو برای استخدام شدن خودش معرفی میکنه که این دو ویژگی مهم رو هرکس که داشته باشه ولو اینکه دیندار هم نباشه، میشه به اون اعتماد کرد و استخدامش کرد.

اول اینکه : «حَفیظٌ » یعنی حفظ کننده و نگهدار اون شغل و مسئولیتی باشه که بهش داده میشه. اگه  کسی که استخدام میشه حفیظ و نگهدارنده اون شغل و امانت و مسئولیتی که بهش سپردن باشه هیچوقت خیانت ، اختلاس و دزدی نمیکنه!

دوم اینکه: «عَلیمٌ » باشه یعنی متخصص در اون کار باشه. استخدام فردی که علم و آگاهی و در یک کلام تخصص توی اون کار و شغل نداره، بیهوده و غیر عاقلانه س!

پس یکی اینکه اون فرد حفظ کننده و امانت دار باشه و دوم اینکه تخصص کافی رو در اون کار داشته باشه!

قرآن روی این دو ویژگی ( امین بودن و تخصص) تاکید کرده نه روی دیندار بودن کسی که میخواد استخدام بشه.

هرچند که اگه یه فردی این دو ویژگی (یعنی امانتداری و تخصص) رو داشته باشه شرایط کافی برای استخدام رو داره و باید یه اینجور افرادی استخدام بشن اما اگه دیندار هم باشه دیگه نورٌ علی نور میشه.

یعنی دیندار بودن شرط احسن هست اما شرط لازم برای استخدام شدن نیست و شرط کافی برای استخدام افراد، نگهدارندگی و تخصص هست.

البته یادمون باشه که وقتی میگیم نگهدارنده ی اون شغل باشه یعنی اینکه باید مسئولیت پذیر و امانتدار باشه تا بتونه اون شغل رو به نحو احسن انجام بده!


والسلام علی من اتبع الهدی



نوشته شده در تاریخ شنبه 27 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :