X
تبلیغات
رایتل

پدر و فرزندهمیشه این واسم سوال بود که اون پسر بچه ای رو که حضرت خضر(ع) کشته بود و به موسی(ع) گفت که اون پسر بچه رو کشتم چون ترسیدم بعداً پدر و مادرش بخاطر اون کافر بشن، چطوری ممکنه که پدر و مادری که از بچه خودشون بزرگتر هستن بعدا گمراه بشن؟؟ آیه ش اینه: «وَ أَمَّا الْغُلامُ فَکانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشینا أَنْ یُرْهِقَهُما طُغْیاناً وَ کُفْراً» کهف- 80

یعنی: «و اما آن پسر ، پدر و مادرش مومن بودند و بیم داشتیم که آنها را به طغیان و کفر وادارد.»

این آیه از احتمال گمراه شدن پدر و مادر توسط فرزندشون در آینده خبر میده اما معمول و متعارف اینه که فرزند چون زاییده ی پدر و مادر هست و معمولا از اونها الگو میگیره و تبعیت میکنه مسیر اونها رو ادامه میده ولی این عجیبه که پدر و مادری عقلشونو بدن دست پسرشون و گمراه بشن.البته بنده منکر این قضیه و وجودش نیستم ولی برام سوال بود و به خودمم هی جواب میدادم و میگفتم بله امکانش هست خیلیم ممکنه چنین چیزایی باشه تا اینکه یه روز خودم عملا چنین چیزی رو درک کردم و معنای این آیه رو واقعا متوجه شدم.ماجرا از این قرار بود که یکی از دانش آموزام کلی تجدیدی آورده بود و قبل از گرفتن کارنامه رفته بود مسافرت و یکی از مسئولین مدرسه کارنامه رو واسه مادرش میفرسته و مادرشم کلی عصبی میشه و دق میخوره. وقتی این دانش آموز متوجه میشه به من زنگ میزنه و ازم میخواد که برم خونه شون و با مادرش صحبت کنم تا آروم بشه.

 

منم قبول کردم و رفتم منزلشون با مادرش صحبت کردم. مادرشم میگفت که:این بچه درس نمیخونه و ال و بل و ... میگفت اما داداشش انقد پسر خوبیه و انقد به من علاقه داره که نگو.

همینجوری داشت از اون پسرش تعریف میکرد تا رسید به اینجا که گفت:«اون پسرم خودش تنها زندگی میکرده و یه خونه مجردی توی فلان خیابون داشته. هزارتا هم دوست دختر داشته. میگفت بهش گفتم اگه فردا روزی بگیرنت با یکی از این دوست دخترات من نمیام کلانتری ها. اونم گفته نه مادر من مراقبم تو نگران نباش.

تا اینکه یه روز بهم گفته من میخوام دوس دخترمو بیارم خونه. گفت منم رفتم خونه پسرم و براش خونه رو مرتب کردم و سفره پذیرایی رو انداختم و خودمم بدون اینکه دختره بفهمه رفتم توی زیر زمین نشستم تا یه ساعت، دوساعت، سه ساعت، تا هر وقت که اینا کارشون تموم میشه و دختره میره، من اونجا باشم که اگه یه وقت کسی اومد من برم و درو باز کنم و بگم من خودم در جریانم که این دختر اومده اینجا و مشکلی برای پسرم درست نشه.»

 تازه اینجا فهمیدم که این آیه از قرآن چی میگه و چطور یه فرزند میتونه پدر و مادرشو گمراه کنه و مادر بخاطر عشق به فرزندش ، عشق به خدا رو نادیده بگیره و بذاره تا پسرش با یه دختر نامحرم گناه کنه و مادر هم نگهبانی بده که نکنه کسی بیاد.

تازه فهمیدم که گمراه شدن پدر و مادر توسط فرزند چطوری امکانش هست.



والسلام علی من اتبع الهدی



نوشته شده در تاریخ شنبه 13 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :