X
تبلیغات
رایتل

پول ریختن روی مردهشاید تاحالا صحنه های تصادف و مرگ یه نفر رو توی خیابون و مکانهای عمومی دیده باشید و اینکه مردم با دیدن این جسد ، بر روی اون پول میریزن. قبلاً خیلی برام سوال بود که چرا روی مرده پول میریزن. از یه نفر پرسیدم و اونم گفت که این پول، در واقع کفاره س که چون مرده رو دیدن بر روی اون پول میریزن. اما این حرف از ظاهرشم معلومه که یک حرف نادرسته چون چه کفاره ای و چه کشکی و چه دوغی؟

یکی یه سکه ی صد تومنی میندازه و یکی یه اسکناس هزارتومنی. آخه کفاره شد صد تومن؟ اونم صاف باید بیاد و اونو بده به یه مرده؟

پس این حرف کاملا غلط و اشتباهه.  بعضی ها هم میگن که شاید علت این کار صدقه دادن باشه چون توی بعضی از روایتها اومده که با صدقه دادن مرده هاتونو رو مورد رحم قرار بدید. یا توی بعضی از روایتهای دیگه اومده که برای مرده هاتون صدقه بدید. اما این حرف هم نادرسته!

 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 30 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

شب قدر در ایران و عربستانگاها اگه دقت کرده باشین بعضی از کشورها مثل عربستان(یا کشورهای دیگه) یک روز زورتر از ما ، ماه رمضون رو شروع میکنن و ایران یک روز دیرتر!(که البته اون بر میگرده به دیدن ماه در شب اول ماه رمضان) حالا اینجا یه سوال پیش میاد که مثلا اگه شب قدر شب بیست و سوم ماه رمضون باشه، چطور میشه که اونا یک شب قدر دارن و ما توی ایران هم یک شب بعد، شب قدر داریم؟ خب مگه شب قدر یک شب خاص در سال نیست ؟ ولی اونها بخاطر اینکه یک روز زودتر از ما ، ماه رمضون رو شروع کردن، شب قدرشون زودتره و شب قدر ما یک شب دیرتر!

خب حالا کدوم درسته؟ شب قدر اونا یا شب قدر ما؟ فرشته ها در شب قدر اونا نازل میشن یا در شب قدر ما؟

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

مصاحبهچند سال پیش یکی از دوستام که پسر خوب و مذهبی ای بود، توی یه آزمون استخدامی قبول شد و باید میرفت مصاحبه حضوری . اما اونایی که توی گزینش بودن، وقتی دیدن ریشاشو زده ،ردش کردن! اون بنده خداهم که محتاج به این کار بود، رفته بود و به هر طریقی که شده ،برای مصاحبه ی مجدد اومده بود اما این بار ریش گذاشته بود و قبول شد.درسته که معمولا افراد متدین ریش میذارن اما هرگز ریش نمیتونه ملاک خوبی برای گزینش باشه چون خیلیا هستن که ریش ندارن و در مشاغل مختلف دارن به مردم خدمت خالصانه میکنن و  افراد لایق،پاک و خدمتگزاری هستن و برعکس، بعضیا هم هستن که ریش گذاشتن و در انجام وظایفشون کوتاهی، خیانت و یا اختلاس میلیاردی میکنن. پس ریش ملاک خوبی برای گزینش افراد نیست.

اما واقعاً قرآن برای استخدام افراد چه ملاک هایی رو در نظر داره؟ آیا دیندار بودن رو ملاک استخدام شدن میدونه یا چیزایی دیگه رو؟



نوشته شده در تاریخ شنبه 27 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

پیامبر اکرمادرار و مدفوع بدن پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) پاکه! البته خود لفظ ادرار و مدفوع ممکنه برای بعضی ها چندش آور باشه بله همینطوره البته ادرار و مدفوع افراد عادی و معمولی. اما ادرار و غائط پیامبر و امامان پاکه. جالبه که علمای شیعه و سنی هم به این مطلب اذعان دارن! به عنوان مثال توی بعضی از منابع اهل سنت ،مطلبی به این مضمون اومده: «حکیمه دختر امیمه از مادرش نقل میکنه که پیامبر(ص) ظرف چوبی ای داشت که اونو در زیر تخت خودش میذاشت و شب های توی اون بول میکرد. رسول خدا بیدار شد و ظرف رو جستجو کرد اما اون پیدا نکرد. پرسید که ظرف کجاست؟ گفتند:  بره خادم ام سلمه اون رو نوشیده؛ همون خادمی که از سرزمین حبشه اومده بود. پس رسول خدا(ص) فرمود: او پناهگاه و مانعی از آتش برای خود ساخته است.» (معجم الکبیر طبرانی-تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی. ج24 ص 205 )

ابن حجر عسقلانی از دانشمندان اهل سنت میگه: «دلایل زیادی وجود دارد که فضله‌های آن حضرت (هر آن چه از بدن خارج می‌شود) پاک است.»(فتح الباری ، ج1، ص468).

خلاصه طبق روایات اهل سنت ، فضولات پیامبر اکرم(ص) پاکه و حتی برخی از صحابه هم از بول ایشون نوشیدن!

اما چه دلیل قرآنی ای برای این ادعای علمای شیعه و سنی مبنی بر پاک بودن فضولات پیامبر(ص) وجود داره؟

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

یهودیانتوی قرآن اومده که خدا به یهودیان(بنی اسرائیل) وعده ی سرزمین مقدس رو داد که طبق برخی از نظرات مفسران،این سرزمین مقدس، همون سرزمین فلسطین(یا بطور کلی شامات هست که فلسطین رو هم دربر میگیره) هست.الان یهودیان هم خودشون همین ادعا رو دارن و میگن که این سرزمین مال ماست و خدا این سرزمین رو به ما وعده داده و باید مسلمونها از این سرزمین برن بیرون!

جالب اینه که این وعده ، توی قرآن مسلمونها هم اومده!

توی قرآن امده که موسی(ع)، در خطاب به بنی اسرائیل گفته :«یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتی‏ کَتَبَ اللَّهُ لَکُم‏»

یعنی:«ای قوم من! وارد سرزمین مقدسی که خدا براتون مقرر کرده، بشید»

خب پس چرا این همه میگیم که اسرائیل غاصبه و اومده به زور سرزمین فلسطینی ها رو گرفته و باید از اونجا اخراج بشه و بره بیرون؟؟؟اصلا چطور امکان داره که یهودیانی رو که خودشون صاحب خونه هستن و الان میخوان فلسطینی ها رو از خونه شون بیرون کنن، متهم کنیم به اینکه اونها غاصب هستن و ظالم هستن؟؟ اگه کسی به کشور و سرزمین ماهم وارد بشه، ما هم مثل اسرائیلی ها در مقابلش می ایستیم و اونو از سرزمینمون بیرون میکنیم.خب اسرائیلی ها هم میگن این سرزمین مال ماست و باید مسلمونها از این سرزمین برن بیرون.  به نظر شما این حرف، ناحسابیه؟؟؟



نوشته شده در تاریخ جمعه 19 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

تا حالا شاید درباره ی شب قدر خیلی چیزی شنیده باشید از جمله اینکه این شب از هزار شب بهتره و سرنوشت یک سال انسان در این شب مقدر می شه و ... .

شاید این رو هم شنیده باشید که شب قدر یکی از سه شب، نوزده، بیست و یک و بیست و سوم ماه مبارک رمضان هست و به احتمال قوی شب بیست و سوم همون شب قدر هست که قرآن توی اون شب نازل شده.

اما امروز میخوام با قرآن براتون ثابت کنم که شب قدر همون شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان هست.

خداوند متعال در آیه ی 3 سوره ی مبارکه دخان  درباره ی نزول قرآن میفرماید:« إِنَّا أَنزَلْنَهُ فىِ لَیْلَةٍ مُّبَارَکَة » یعنی :« همانا ما آن را(قرآن را) در شبی مبارک نازل کردیم. »


اگر توی این آیه ی خوب دقت کنید شاید نکات مهم و کلیدی ای درباره ی شب قدر ، به دست بیآرید.

 



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

نزول فرشتگان در شب قدرتوی شب قدر بالاخره فرشته ها باید یه جایی نازل بشن و تمامی امور رو اونجا فرو بیارن.قرآن کریم میگه: «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْر» قدر-4  یعنی: «فرشته ها و روح در آن شب با اجازه پروردگارشان برای هر کاری نازل میشوند».

یعنی اینکه فرشته ها توی شب قدر برای مقدرات کارها و امور مختلف نازل میشن اما این نازل شدن بر کجاست و اونها کجا فرود میآن؟ بعضی از مفسرین خودشون رو راحت کردن و گفتن که فرشته ها و روح به سوی زمین نازل میشن. یعنی به همین سادگی خودشونو راحت کردن و نگفتن که کجا نازل میشن و فقط گفتن به سوی زمین. در حالیکه زمین خلی گسترده و بزگه، آخه کجای زمین؟؟

بعضی ها هم گفتن که فرشته ها و روح نازل میشن تا قرائت قرآن و اطاعت و عبادت بندگان رو ببینن. اما این نظریه هم باطله چونکه فرشتگان الهی اولا خودشون همواره در اطاعت و عبادت خدا هستند و ثانیا اونها با اذن خدا میتونن به راحتی بر عبادت و اطاعت بندگان مسلط باشن و اونو ببینن از طرفی توی آیه گفته شده «مِنْ کُلِّ أَمْر» یعنی برای هر امری نه اینکه برای دیدن عبادت و اطاعت و قرائت قرآن بندگان! پس این نظریه هم باطل و رد هست!

 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

کفتربازبه دنیا اومدن آدما توی یک خانواده به اختیار خودشون نیست.مثلا یکی توی یه خانواده خوب متولد میشه و یه آدم خوب میشه. یکی توی یه خانواده ی بد متولد میشه و یه آدم نابهنجار میشه. البته این موارد کلّیت نداره و همیشه اینجوری نیست.

خب اینجا این نوع فکر پیش میاد که «خب اونی که توی یه خانواده بی بند و بار به دنیا میاد نباید در آخرت مجازات بشه چون اگه خدا اونو توی یه خانواده متشخص متولد میکرد، اونم آدم خوبی میشد.» درسته که انسان اختیار داره ولی بجز بحث اختیاری که انسان داره، محیط و مخصوصاً خانواده، در رشد و تربیت درست یا نادرست انسان نقش داره. خب اگه خانواده ش خوب باشه این انسان با اختیار خودش در مسیر درست حرکت میکنه اما اگه خانواده ش بد باشه بازم این انسان با اختیار خودش در مسیر بد حرکت میکنه. پس گناه یا پاداش این انسان چه معنایی داره؟؟ آیا واقعاً این ظلم نیست؟




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

پدر و فرزندهمیشه این واسم سوال بود که اون پسر بچه ای رو که حضرت خضر(ع) کشته بود و به موسی(ع) گفت که اون پسر بچه رو کشتم چون ترسیدم بعداً پدر و مادرش بخاطر اون کافر بشن، چطوری ممکنه که پدر و مادری که از بچه خودشون بزرگتر هستن بعدا گمراه بشن؟؟ آیه ش اینه: «وَ أَمَّا الْغُلامُ فَکانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشینا أَنْ یُرْهِقَهُما طُغْیاناً وَ کُفْراً» کهف- 80

یعنی: «و اما آن پسر ، پدر و مادرش مومن بودند و بیم داشتیم که آنها را به طغیان و کفر وادارد.»

این آیه از احتمال گمراه شدن پدر و مادر توسط فرزندشون در آینده خبر میده اما معمول و متعارف اینه که فرزند چون زاییده ی پدر و مادر هست و معمولا از اونها الگو میگیره و تبعیت میکنه مسیر اونها رو ادامه میده ولی این عجیبه که پدر و مادری عقلشونو بدن دست پسرشون و گمراه بشن.البته بنده منکر این قضیه و وجودش نیستم ولی برام سوال بود و به خودمم هی جواب میدادم و میگفتم بله امکانش هست خیلیم ممکنه چنین چیزایی باشه تا اینکه یه روز خودم عملا چنین چیزی رو درک کردم و معنای این آیه رو واقعا متوجه شدم.ماجرا از این قرار بود که یکی از دانش آموزام کلی تجدیدی آورده بود و قبل از گرفتن کارنامه رفته بود مسافرت و یکی از مسئولین مدرسه کارنامه رو واسه مادرش میفرسته و مادرشم کلی عصبی میشه و دق میخوره. وقتی این دانش آموز متوجه میشه به من زنگ میزنه و ازم میخواد که برم خونه شون و با مادرش صحبت کنم تا آروم بشه.

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 13 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

شکر خدارفته بودم مسجد یه پیرمرد باحالی که با هم دوست بودیم و اهل مطالعه بود یه شب یه چیزی رو مطرح کرد که جالبه.

گفت خدا بر همه چیز قادره اما نمیتونه سه تا کار رو انجام بده (البته من دوتاشو میگم چون یکیش فراموشم شده). گفتم خب چه کارهایی رو خدا نمیتونه انجام بده؟

گفت: «اینکه یه انسان رو تا وقتیکه آفریده و زنده س نمیتونه روزیشو نده. همینکه زنده س و مثلا نفس میکشه این هوا و اکسیژنی که مصرف میکنه روزیشه و همینکه هست این بودن روزیشه و ... دوم اینکه هرکسی رو که خلق کرده ، اون فرد رو نمیتونه از مُلکِ خودش بیرون بندازه. چون هرجایی رو که در نظر بگیری مُلک خداست.»

خب ایشون این ادعا رو در ناتوانی خدا مطرح کرد و حالا هم باید جوابشو داد اما یادمون باشه که دربرخورد با افرادی که چنین نظرات و شبهاتی رو مطرح میکنن نباید از کوره به در رفت و برخورد ناپسندی با اونها داشت. یا باید جوابشونو داد یا اینکه اگه بلد نیستیم باید بریم و تحقیق کنیم تا به جواب برسیم.

بریم سراغ پاسخ بنده به ایشون:

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

پارتیشاید بارها دیده باشید کسایی رو که میگن چقد خوبه مسیحیا هرکاری دوس دارن میکنن تازه کلیساشونم میرن و کلی عشق و حال میکنن اما اسلام میگه این کارو نکن اون کارو نکن، این حرامه اون حرامه و ...

حتی بعضی ها علناً گرایش به مسیحی شدن دارن و میگن که میخوایم مسیحی بشیم. بعضی از جوونا وقتی میبینن که توی دین مسیحست خیلی راحت میتونن مشروب بخورن، خیلی راحت پارتی شبانه بگیرن و رابطه های آزاد جنسی برقرار کنن و خلاصه کلی آزاد باشن، پیش خودشون میگن کاش منم مسیحی بودم. هم میتونستم این کارا رو انجام بدم هم اینکه به کلیسا میرفتم و عبادتمو میکردم.

اما ماجرا چیه واقعا؟؟

جریان اینکه که هیچ دینی از ادیان الهی به کارهای خلاف و کارهای که زشتی اونها حتی از نظر عقلی هم ثابت شده امر نمیکنه. در زمانها ی خیلی دور، دین مسیحیت هم مثل اسلام، قائل به دو رکن اساسی برای پیروان خودش بود: یکی «ایمان» و دیگری «عمل صالح». اما بعدها فردی به نام «پولُس» ، میگه که تنها «ایمان» و «محبت مسیح» برای رستگار شدن کافیه و نیازی به عمل صالح نیست. بلکه مهم تر از عمل صالح، ایمان و محبت به مسیح هست. مدتها عقیده ی اول با عقیده ی پولس در کشمکش و درگیری بودن تا اینکه به مرور زمان عقیده ی پولس غالب میشه.

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 5 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

برده داری و کنیزداریبارها شاید ازتون پرسیده باشن یا سوال واستون پیش اومده باشه که چرا اسلام وقتی اومد برده داری رو حرام اعلام نکرده؟؟ مگه اسلام نمیگه که همه ی انسانها باهم برابرن، پس چرا با برده داری مخالفت نکرد و تازه برای اون احکام فقهی رو هم بیان کرده؟؟

خداوند متعال همه انسانها رو آزاد آفریده اما بخاطر شرایطی که در دوران ظهور اسلام و قبل از اون وجود داشت و برده داری امری عادی در بین مردم اون عصر بود، اسلام نمیتونست یکدفعه بگه برده داری حرامه و باید اونو کنار بذارید چون اگه این کارو میکرد افراد زیادی بودن که یا توی جنگ یا با پرداخت پول های زیاد، برده هایی رو به دست آورده بودن و حالا با اومدن اسلام اگه مجبور میشدن اونها رو کنار بذاره نه تنها این کار رو قبول نمیکرد بلکه زیر بار پذیرش اسلام و ایمان آوردن به خداهم نمیرفتن. لذا اسلام راه  و روش دیگه ای رو برای حذف برده داری و کنیزداری از جامعه، انتخاب میکنه. اونم روش حذف تدریجی هست.

توی این روش اسلام میاد و با برده داری در ظاهر مخالفت نمیکنه و حتی میگه هرکی برده یا کنیز داره میتونه اونو نگه داره حتی میاد برای برده داری و کنیز داری هم قوانین و احکام شرعی رو وضع میکنه و ...

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی

دوست پسر و دوست دختر بازیداشتم توی پیاده روی خیابون میرفتم که دوتا دختر(حدودا چهارده پونزده ساله) از یه کوچه ی خلوت، دراومدن و بدو بدو توی پیاده رو دویدن و یکیشون به اون یکی گفت که خوشم میاد هروقت میرم سر قرار توهم باهام میآی! اون یکی هم گفت: « عزیزم من پایه م»!

بعد سریع وارد آموزشگاه زبان شدن که اون نزدیکی ها بود. یعنی یکی از دخترا قرار داشته و اون یکی هم باهاش رفته سر قرار. پدر و مادر بیچاره هم به امید اینکه دختراشون رفته آموزشگاه زبان، خیالشون راحته!!!

حالا این یه نمونه خیلی کوچیکه که اصلاً چیز مهمی نیست. بدتر از ایناشم سراغ دارم که الان براتون میگم. یه دوستی دارم(البته اینم یه جور دوسته دیگه) که خواهرش از خودش بزرگتره. خواهرش هزارتا دوست پسر داره و باهاشونم در ارتباطه و بیرون میره.  خود این دوستمم میدونه و خیلی عادی مثل سیب زمینی با این موضوع برخورد میکنه. تازه خواهرش، عکسای لختی پختیشم میذاره توی شبکه های اجتماعی تا خلاصه همه ازش لذت ببرن.

 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 2 تیر‌ماه سال 1394 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :