X
تبلیغات
رایتل

هدهد و مورچهتا حالا شاید در باره مورچه ای که با در زمان حضرت سلیمان (ع) بقیه مورچه ها رو خطاب قرار داد و گفت که از جلوی راه سلیمان و لشگریانش کنار برید تا اونا پا روتون نذارن شنیده باشین. شاید بارها اینو شنیده باشین که اون مورچه یه مورچه ی ماده بوده. چون قرآن کریم درباره این مورچه میگه: «حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى‏ وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساکِنَکُمْ لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا یَشْعُرُون‏» نمل/ 18    یعنی: «وقتی که سلیمان و لشگریانش به سرزمین مورچه ها رسیدند و مورچه ی ای گفت: ای مورچه ها داخل خونه هاتون بشید تا سلیمان و لشگریانش شمارو درحالیکه نمیدونن(حواسشون به شما نیست) لگدمال نکنن.»

حضرت سلیمان که به اذن خدا حرف حیوونات رو میفهمید، متوجه این کلام مورچه شد و لبخندی زد: «فَتَبَسَّمَ ضاحِکاً مِنْ قَوْلِها» نمل/19

توی زبون عربی، مورچه میشه «نمل» و مورچه مونث میشه «نملة». توی آیه اومده که «قالَتْ نَمْلَةٌ» و از اینجا معلوم میشه که این مورچه، یه مورچه ماده بوده. و یا اینکه هدهد که یه پرنده س و در خدمت حضرت سلیمان بود یه پرنده نر بوده چون وقتی برمیگرده پیش حضرت سلیمان و ماجرای ملکه ی سبأ و مردم سرزمینش رو میگه، حضرت سلیمان به اون دستور میده که برو و نامه ی منو پیش ملکه سبأ بنداز. قرآن در این باره میگه: «اذْهَبْ بِکِتابی‏ هذا فَأَلْقِهْ إِلَیْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا یَرْجِعُون‏» نمل/28 یعنی :«با این نامه من برو و اونو به سوی اونها بنداز و بعدش از اونها رویگردان شو و منتظر باش که اونها چطور برمیگردن(به سمت من) »  از این آیه و عبارت هایی مثل «اذْهَبْ -فَأَلْقِهْ -تَوَلَّ-فَانْظُرْ»  که همه فعل امر هستند و برای امر کردن به یک مذکر بکار میرن میشه فهمید که هدهد یک پرنده نر بوده. اما قصد قرآن از بیان این ماجرا ،نشون دادن این نبوده که اون مورچه ماده س و این پرنده نر! بلکه هدف قرآن چیزی والاتر و فراتر از این داستانها هست.

 

اما چون خداوند متعال بسیار دقیق و راستگوست و حتی ذره ای امکان خلاف در بیان و عمل از ذات مقدسش سر نمیزنه، لذا در مقام بیان ماجرا که قرار میگیره نمیتونه بگه «قالَ نَمْلٌ» چون اون مورچه یه مورچه نر نبوده و خداوند هم از هرگونه خطا و دروغ په دوره لذا لفظ کامل و دقیق رو به کار میبره و میگه : «قالَتْ نَمْلَةٌ».

درمورد ماجرای هدهد هم به همین شکله.

اما نکته هایی که از این آیات قابل برداشت هست اینه که حیوانات هم دارای قوه ی تکلم و صحبت کردن هستن و با هم از طریق حرف زدن ارتباط برقرار میکنن ولی این انسان هست که بخاطر ناتوانی در درک کلام حیوانات، نمیتونه مقصود و منظور اونها رو بفهمه. در تایید این حرف، علاوه بر آیات بالا، قرآن کریم در مورد حیوانات میگه : «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطیرُ بِجَناحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ » انعام/38

یعنی: «هیچ جنبنده ای در زمین نیست و هیچ پرنده ای نیست که با بالهاش پرواز کنه مگه اینکه اونها هم امت هایی هستند مثل شما».

نکته بعدی که از این آیات قابل برداشت هست اینه که حیوانات هم از قوه ی عقل و درک مطالب برخوردان و برخلاف تصور عامه ی موردم که فکر میکنن حیوانات عقل ندارن، باید گفت که اونها هم مثل انسان عقل دارن و میتونن مسائل رو تجزیه و تحلیل کنن.

بعنوان مثال، مورچه تونست بفهمه که سلیمان (ع) با لشکریانشون دارن میان و ممکنه مورچه ها رو لگدمال کنن. جالب اینه که این مورچه حتی حضرت سلیمان رو هم میشناخته و اونو با اسم برای بقیه مورچه ها مشخص میکنه.

یا مثلا هدهد از قوه درک برخوردار بوده و میفهمیده که ملکه ی سرزمین سباء و مردمانش خورشید رو پرستش میکنن و میدونسته که اونها افرادی گمراه هستن و باید خدا رو پرستش کنن و نه خورشید رو. و لذا برای بیان این خطای بزرگ اونها، پیش حضرت سلیمان میاد و ماجرا رو بیان میکنه. یعنی هدهد تونسته بود که عمل این افراد رو ببینه، درک کنه، با عقلش اونو تجزیه و تحلیل کنه و مقایسه کنه که آیا خورشیدپرستی کار درستیه یا خداپرستی؟ بعدش نتیجه گیری کنه که خورشیدپرستی شرک هست و اونها باید خدا رو پرستش کنن پس کارشو درست نیست و بعدش به این نتیجه میرسه که باید این ماجرا رو با سلیمان (ع) در جریان بذاره و ...

پس نتیجه اینکه حیوانات هم از قوه ی تعقل برخوردار هستن اما در مراتبی پایین تر از انسان.


والسلام علی من اتبع الهدی



نوشته شده در تاریخ شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :