X
تبلیغات
رایتل

تروریستغربی ها ما رو متهم میکنن به اینکه تروریست هستیم. اتفاقاً برخی از افراد(که حتی برخیشون ممکنه ادعای اسلام شناسی هم داشته باشن)، یه دلیل قرآنی هم برای این حرفشون دارن و به قرآن استناد میکنن و با دلیل و آیه ی قرآنی میگن که قرآن کتاب تروریست هاست و مسلمونها رو تشویق به ترور کردن دشمنانشون میکنه! بدتر از همه اینکه یه مشت احمق و نادان به اسم اسلام، ریختن توی سوریه و عراق و پاکستان و افغانستان و ، مسلمونهای دیگه رو تیکه تیکه میکنن و اونها رو تکفیر میکنن و این خودش شده دلیلی برای تایید این حرف اشتباه، که مسلمونها تروریست هستن!!!

حالا بریم سراغ دلیل اونها:

اول اینکه واژه ی ترور به معنای ترس و وحشت هست! توی زبون عربی به تروریسم میگن: «إرهاب»! و به تروریست میگن:«إرهابی»!...  الان هم که توی سوریه جنگ هست، اگه به خبرهای اونجا دقت کنین از مخالفان دولت سوریه با عنوان إرهابی(تروریست) نام برده میشه!

 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

همیشه این واسم سوال بود که چرا بعضی از نمازگزارها که انگشتر به دستشون هست، موقع قنوت نماز،نگسن انگشترشون رو به سمت صورت و کف داستشون میگردونن! همیشه فکر میکردم که شاید این یه حکم شرعی ای چیزی داشته باشه و شاید مستحبی چیزی باشه!

اما متاسفانه تحقیق نکرده بودم و از کسی هم نپرسیده بودم. تا اینکه یه روز در یه جایی داشتم با یکی دوتا از دوستان صحبت میکردم و اونها رو برای مسابقات احکام دانش آموزی مرحله ی استانی آماده میکردم که یکی از اونها که انگشتر به دستش بود و داشت برای من نماز رو اجرا میکرد تا ایراداتش رو بگیرم در حین اجرای یا در خارج از اجرای نماز ، گفت که موقع قنوت هم نگین انگشترمون رو برمیگردونیم رو به سمت صورتمون و این کار هم مستحبه!!

منم که باز برخوردم به این موضوع و چون اطلاعی نداشتم، حرفی ازش نزدم و تایید و تکذیبش نکردم!

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

توی زمان جنگ وقتی ارتش بعث عراق با مقاومت جانانه ی ملت بزرگ ایران روبرو شد تصمیم به موشکباران شهرهای ایران گرفت. این کار تاثیرات منفی مختلفی داشت یکی اینکه مردم بیگناهی که در پشت جبهه ها بودن کشته میشدن و دیگه اینکه رزمنده هایی که در خط مقدم جنگ بودن با شنید خبر بمباران شهر و دیارشون، روحیه ی جنگی خودشون از دست میدادن و دلواپس زن و بچه و خونواده شون میشدن!

از طرف دیگه عراقی ها اعلام کرده بودن که ایران توان مقابله موشکی رو در برابر عراق نداره و هنر ایران فقط اینه که یه دیوار انسانی و گوشتی در خط مقدم جبهه در مقابل ارتش ایران درست کرده و ایران توان موشکی ای آنچنانی ای در مقابل عراق نداره!

همه ی این شرایط دست به دست هم داد تا ایران هم ضرب و شتمی به عراق و ارتش بی رحم اون نشون بده!

این ماجرا با امام خمینی(ره) ،مطرح شد و نهایتا تصمیم بر موشکباران شهر بغداد گرفته شد. اما امام خمینی(ره) برای موشک باران عراق و شهرهای اون، شرایطی رو تعیین میکنه و که فقط  با این شرایط بود که رزمندگان اسلام میتونستن شهرهای عراق رو مورد اصابت موشک قرار بدن در غیر اینصورت نباید این کار رو بکنن چون موشک بی گناه و گناهکار نمیشناسه!

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

جالب اینه که بدونید امام صادق(ع)، نوه ی ابوبکر هست. بله همون ابوبکر ابن ابی قحافه که غصب کننده ی حق علی(ع) توی خلافت بود و به حضرت زهرا(س) ظلم کرد. بعضی از اهل سنت هم برای اینکه شبهه درست کنن و شیعه رو محکوم کنن میگن که ابوبکر فامیل امام صادق هست و اینجوری میخوان یا برای ابوبکر فضیلت تراشی کنن یا اینکه شیعه رو محکوم کنن و بگن که این دوتا باهم فامیلن، و شماها دارید بیخودی باماها مخالفت میکنید.

جعفر بن ابی طالب،همسری داشت به اسم اسماء بنت عمیس. بعد از شهادت جعفر بن ابیطالب، اسماء با ابوبکر ازدواج میکنه و خدا بهشون پسری میده به اسم محمد که در دوران کودکی، پدرش(ابوبکر) رو از دست میده و بعدش اسماء با حضرت علی(ع) ازدواج میکنه و به این ترتیب، محمد بن ابوبکر، فرزندخوانده حضرت علی(ع) میشه و در دامان حضرت علی(ع) بزرگ میشه. محمد بن ابوبکر برخلافت دشمنی پدرش با علی(ع)، بسیار به حضرت علی ارادت داره و از پیروان و شیعیان ایشون هست. محمد ابوبکر از مخالفان سرسخت عثمان بود. محمد بن ابوبکر یه پسری داره به اسم قاسم که این قاسم هم دختری داره به اسم ام فروه، که این ام فروه، مادر امام صادق(ع) هست. در نتیجه امام صادق(ع)، نوه ی ابوبکره!

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

گدایییه چیزی که شاید گاها آدم رو به فکر وادار کنه اینه که آیا به گدا کمک کنه یا نکنه؟ آیا واقعا این گدایی که الان توی خیابون و جلو ی مردم داره گدایی میکنه نیازمنده یا الکی داره این کارو میکنه؟

قرآن کریم میگه بعضی از انسانها هستن که انقد شان و شخصیت دارن که هرگز با وجود نیازی که خودشون دارن، اما دست نیاز به سوی دیگران دراز نمیکنن و به قول خودمون با سیلی صورتشون رو سرخ نگه میدارن: « وَ یُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَة» حشر-9

یعنی: «دیگران رو بر خودشون ترجیه میدن هرچند که خودشون نیازمند باشن

باور کنید من جوون سالمی رو دیدم که اومد و شخصیت انسانی خودشو لگدمال کرد و گفت آقا من میخوام برم روستا، یه پولی بهم کمک کن و منم بهش کمک کردم. یه مدت بعد دوباه منو دید و همین درخواست رو کرد. آخه میگن دروغگو کم حافظه س. ولی دیگه من که فهمید این جوون با وجود سلامتی اینو کرده یه ابزار برای تلکه کردن مردم بهش کمک نکردم. باز بعد از مدتی، یه شب دیگه توی یه خیابون به هم برخورد کردیم و دوباره گفت آخه یه پولی به من بده میخوام برم روستا. منم که ناراحت شده بودم از این رفتار زشتش بهش گفتم خجالت بکش و برو کار کن و ... اونم کولشو گذاشت روی دمشو رفت.

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

نظریه تکامل انسانداروین نظریه ی تکامل نسل انسانها از میمونها رو مطرح کرد و گفت که انسانها تکاتمل یافته ی میمونها هستن و الان به شکل امروزی مبدل شدن! اما امروز میخوام دلیلی رو که برخی از مذهبیون از آیات قرآن برداشت میکنن و با اون میخوان بگن که نظریه داروین غلط هست رو براتون مطرح کنم. اما جالب اینه که دلیل همین مذهبیون هم قابل رد هست و نمیشه به اون استناد کرد مگه اینکه دلیل محکم تری برای رد نظریه ی آقای داروین بیاریم.

پس ابتدائا دلیل مخالفان آقای داروین رو مطرح میکنم و بعدشم این دلیل رو رد میکنم. سپس با یک دلیل عقلی و یک دلیل قرآنی اثبات میکنم که نظریه ی آقای داروین باطل و غلطه.

بعضی از متدینین اومدن و استناد کردن به آیه ی « إِنَّ مَثَلَ عیسى‏ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ» آل عمران-159    یعنی: «همانا مثل عیسی نزد خداوند همانند مثل آدم است که خداوند اورا از خاک آفرید». برخی ها به این آیه استناد میکنن و میگن که طبق این آیه، انسان از خاک آفریده شده و لذا نظریه ی آقای داروین درباره اینکه انسانها از نسل میمونها هستند غلطه. چون قرآن گفته که انسانها از خاک آفریده شدن نه از میمونها. اما باید عرض کنم که این جواب متدینان، جواب قانع کننده ای نیست و نمیتونه باعث رد نظریه ی آقای داروین باشه چون قرآن گفته که انسان رو از خاک آفریده و ممکنه که نظریه داروین درست باشه و انسان از نسل میمونها باشه و ماده ی اولیه خلقت میمونها(که انسانها طبق نظریه داروین از نسل اونها هستن)از خاک باشه. و اینها منافاتی باهم نداره.

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

شاید بارها توجه کرده باشید که برخی از کسانی که به جرم قتل به زندان افتادن و منتظر اعدام هستند ،سالهای سال بعد زا گذشت مدتهای طولانی از جرمشون، اعدام میشن! اما بجز کاغذبازی های اداری و تشریفاتی و ... چه علتی میتونه وجود داشته باشه که یک فردی که مرتکب قتل شده، سالهای سال توی زندان بمونه و بعدا اعدام بشه؟

اینجا ممکنه این جواب به ذهنتون بیاد که اگه هرکی سریعاً مرتکب قتل بشه و اعدامش کنن دیگه شرایط لازم برای خانواده ش مهیا نیست که برن و از خانواده مقتول طلب بخشش کنن. و چه بسا خانواده هایی که با به تعویق افتادن حکم اعدام یکی از عزیزانشون، تونستن شرایط لازم برای عفو و بخشش اون رو از سوی خانواده مقتول فراهم کنن و به عزیزشون، که مرتکب قتل شده و باید اعدام میشده، حیاتی دوباره بخشیدن!

پس در نگاه اول این زندانی شدن و به تعویق افتادن حکم اعدام، میتونه کار خوبی باشه. اما واقعا این نوع نگاه درسته یا نه؟نظر قرآن چیه؟؟؟

 



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی
برابری حقوق زن و مرد

مثلا یکی از تفاوت هایی که اسلام برای زن دو مرد قائل شده اینه که زنان،نصف مردان ارث می برن!

و این خودش یکی از بهانه هایی شده که بعضی از مدعیان حقوق بشر،اینو تبدیل به یه چماق کردن و هی میزننش توی سر مسلمونا!

یا مثلا چرا اگه یه زن یه مرد رو بکشه،اون زن باید اعدام بشه اما اگه یه مرد یه زن رو بکشه،اون مرد اعدام نمیشه و برای اعدام کردن اون مرد باید اول نصف دیه ی اون مرد به خانواده ش داده بشه،بعد اون مرد رو بکشن؟

اما اول ارث:

یه مثال ساده میزنم تا مطلب رو متوجه بشید.

فرض کنید یه دختر و یه پسر با خانواده شون زندگی میکنن! اما بر اثر یه سانحه،تمام اعضای خانواده شون از بین میره و تمام مال و اموال خانواده به این دختر و پسر میرسه!

فرض کنید که قیمت کل اموال باقیمانده 3 ریال باشه(فقط فرض کنید. دیگه به این 3 ریال ایراد نگیرید و مسخره نکنید.)



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

اعتکافسال دوم دبیرستان بودم. رشته م هم ریاضی فیزیک بود.یکی از فامیلامون هم که توی رشته ی انسانی درس میخوند توی همون دبیرستان بود. اعتکاف داشت نزدیک میشد. این فامیلون که اسمش هم سعید بود اومد و گفت: مهدی میای بریم اعتکاف؟؟ منم که تا حالا اعتکاف نرفته بودم گفتم سعید نه من نمیام. خلاصه هرجوری بود بهانه آوردم که نرم. آخه راستشو بخواید،خجالت میکشیدم و پیش خودم میگفتم آخه سه روز میخوام برم توی مسجد و پامو جلوی بقیه دراز کنم و توی یه عده آدم که بینشون غریبه هستم و ...  هرجوری بود گفتم نمیام. تا اینکه یه روز با مادرم داشتم توی خیابون میرفتیم که مادرم خواست از یه مغازه سبزی فروشی که کنار خیابون بود،سبزی بگیره.منم منتظر کنار خیابون موندم تا اون برگرده!

مادرم وقتی میره سبزی بخره،با یه خانومی که اونم اومده وبد سبزی بخره صحبت میکنه. اون خانوم میگه که میخوام برم ثبت نام کنم واسه اعتکاف. بعدش مادرم اومد و به من گفت: تو هم برو ثبت نام کن واسه اعتکاف. اصلا برو به سعید بگو و با هم برید ثبت نام کنید. خلاصه حالا دیگه من دنبال سعید میگشتم تا باهام بیآد اعتکاف. کلی گشتم تا آخر سعید رو پیداکردم.سعید هم که رفته بود یه بخاری خریده بود،واسه خونه شون،بهم گفت که نمیتونه بیاد و دنبال کارهای بخاریه!!!



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

توی منابع شیعه و سنی روایاتی از پیامبر اکرم(ص) هست که توی اون روایات اومده به این مضمون که:« بعد از من امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم میشن که فقط یک فرقه از اونها اهل نجات هست و بقیه گمراهند و اهل جهنم».

برخی ها گفتن عدد 73 توی این حدیث برای بیان کثرت و تعدد فرقه هاست، که از نظر این حقیر زیاد صحیح به نظر نمیرسه چون کسانی که استدلال کردن و گفتن که عدد 73 ظاهرا برای بیان کثرت هست،دلیلشون این بوده که تعداد فرقه های اسلامی در طول زمان ،بیشتر از 73 فرقه بوده.

اما به نظر میرسه که این حرف صحیح نباشه چون اگه قرار به بیان کثرت باشه نباید گفته بشه 73 فرقه بلکه بهتر این بود که گفته بشه 70 فرقه. چون مثلا ما توی فارسی وقتی میخوایم یه چیزی رو زیاد جلوه بدیم و اون رو با بیان کثرت و زیادی، شرح بدیم میگم هزار. مثلا میگیم امروز هزارتا کار دارم. یعنی اینکه امروز خیلی کار دارم. و هیچوقت نمیاییم و بگیم که امروز هزار و سه تا یا هزار و هفتا کار دارم. پس بیان عدد سه در 73 فرقه خالی از دلیل به نظر میرسه و لذا نمیتونیم 73 رو حمل بر کثرت کنیم

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

پشیمانیشاید تا حالا کسانی رو دیده باشید که گناهی رو مرتکب شدن و بعدش از کرده ی خودشون پشیمون شدن. یا اینکه بعد از انجام گناه، ابراز ندامت و پشیمونی کردن. پشیمونی از گناه خودش کار خوب و مثنبتیه در جهت توبه کردن اما قرآن یه چیز خیلی عجیبی رو بیان میکنه که شنیدنش خالی از لطف نیست و بلکه میتونه نقش خیلی مهمی در عوض کردن تصور مردم درمورد پشیمونی از گناه و توبه کردن داشته باشه.

قرآن کریم درباره ماجرای شتری که معجزه ی حضرت صالح (ع) بود و به اذن خدا از دل کوه بیرون اومد میگه که از قوم حضرت صالح خواسته شد که این شتر که معجزه ی حضرت صالح بود رو رها کنن تا برای خودش در زمین خدا چرا کنه و کسی حق نداره که اونو اذیت کنه چون یک معجزه ی الهی بود. اما بعد از مدتی، عده ای به فکر کشتن این شتر افتادن و این شتر رو کشتن.

«فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِینَ**فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ » سوره شعرا-157 و 158

یعنی: «شتر رو پی کردند(کشتند) و بعد از اون پشیمون شدند.(اما) عذاب اونها رو دربرگرفت!»

نکته ی بسیار جالبی که توی این آیه هست اینه که نشون میده با اینکه افراد گناهکار قوم حضرت صالح(ع)، بعد از کشتن شتر، از کرده ی خودشون پشیمون شدند اما بازهم دچار عذاب الهی شدند. یعنی اینکه پشیمون شدن از گناه، نمیتونه باعث دفع عذاب از انسان بشه.

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

هدهد و مورچهتا حالا شاید در باره مورچه ای که با در زمان حضرت سلیمان (ع) بقیه مورچه ها رو خطاب قرار داد و گفت که از جلوی راه سلیمان و لشگریانش کنار برید تا اونا پا روتون نذارن شنیده باشین. شاید بارها اینو شنیده باشین که اون مورچه یه مورچه ی ماده بوده. چون قرآن کریم درباره این مورچه میگه: «حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى‏ وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساکِنَکُمْ لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا یَشْعُرُون‏» نمل/ 18    یعنی: «وقتی که سلیمان و لشگریانش به سرزمین مورچه ها رسیدند و مورچه ی ای گفت: ای مورچه ها داخل خونه هاتون بشید تا سلیمان و لشگریانش شمارو درحالیکه نمیدونن(حواسشون به شما نیست) لگدمال نکنن.»

حضرت سلیمان که به اذن خدا حرف حیوونات رو میفهمید، متوجه این کلام مورچه شد و لبخندی زد: «فَتَبَسَّمَ ضاحِکاً مِنْ قَوْلِها» نمل/19

توی زبون عربی، مورچه میشه «نمل» و مورچه مونث میشه «نملة». توی آیه اومده که «قالَتْ نَمْلَةٌ» و از اینجا معلوم میشه که این مورچه، یه مورچه ماده بوده. و یا اینکه هدهد که یه پرنده س و در خدمت حضرت سلیمان بود یه پرنده نر بوده چون وقتی برمیگرده پیش حضرت سلیمان و ماجرای ملکه ی سبأ و مردم سرزمینش رو میگه، حضرت سلیمان به اون دستور میده که برو و نامه ی منو پیش ملکه سبأ بنداز. قرآن در این باره میگه: «اذْهَبْ بِکِتابی‏ هذا فَأَلْقِهْ إِلَیْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا یَرْجِعُون‏» نمل/28 یعنی :«با این نامه من برو و اونو به سوی اونها بنداز و بعدش از اونها رویگردان شو و منتظر باش که اونها چطور برمیگردن(به سمت من) »  از این آیه و عبارت هایی مثل «اذْهَبْ -فَأَلْقِهْ -تَوَلَّ-فَانْظُرْ»  که همه فعل امر هستند و برای امر کردن به یک مذکر بکار میرن میشه فهمید که هدهد یک پرنده نر بوده. اما قصد قرآن از بیان این ماجرا ،نشون دادن این نبوده که اون مورچه ماده س و این پرنده نر! بلکه هدف قرآن چیزی والاتر و فراتر از این داستانها هست.

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

فرقه های مختلف اسلامی، هرکدومشون خودشون رو بر حق میدونن و معتقدن که خودشون اهل نجات هستن و وارد بهشت میشن. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) به این مضمون نقل شده که:« امت من بر ۷۳ گروه تقسیم می گردند: یک گروه آن در بهشت و ۷۲ فرقه در دوزخ قرار خواهند گرفت.»

این فرقه ای که نجات پیدا میکنه و رستگار میشه و اهل نجات هست و معروف شده به «فرقه ی ناجیه»، کدوم فرقه س؟؟.

به این مطلب دقت کنید که چطور برخی از آقایون اهل سنت خودشون رو اهل نجات میدونن و معتقدند که اون یک فرقه ای که اهل بهشته، اونها هستند.

استاد دینی در دانشگاه امام محمدبن سعود در ریاض، میگه که:« فرقه ی ناجیه همون فرقه ایه که علمای ما بر اون مذهب هستن و همچنین اهل نجد(منطقه ی وسیعی در عربستان) و کسانی که از اونها پیروی میکنن. و اضافه میکنه که اهل سنت یا همون فرقه ی ناجیه کسانی هستند که زمین از وجود اونها خالی نمیشه و تعداد اونها در این سرزمین خیلی زیاده. .... همانطور که نوشته شده که یک فرد عامی در سرزمین نجد از یک فرد عالم در مصر بهتره(چون این فرد عامی اهل نجات هست).»خب حالا ما بعنوان یک شیعه چطور باید اثبات کنیم که اونها اشتباه میکنن و فرقه ای که اهل نجات هست، شیعه و پیروان حضرت علی(ع) هستند؟؟؟  اگه استناد کنیم به واقعه ی غدیر، اهل سنت،باب میل خودشون اونو تفسیر میکنن. اگه استناد کنیم به روایات شیعه، باز هم اهل سنت میگن که روایات شیعه دروغ و باطله و مورد پذیرش ما نیست.

بنابراین باید دنبال یک دلیل محکم باشیم تا بتونیم اثبات کنیم که فرقه ی ناجیه ای که در روایت پیامبر اومده، شیعه س!!! و تنها ترین و بهترین راه ما اینه که به قرآن و روایات مورد پذیرش سنی و شیعه استناد کنیم.



نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

خانقاه دراویش بروجرددراویش،که خیلی ارادت و علاقه به حضرت علی(ع) نشون میدن،یه کارهایی میکنن که شیطان بهشون احسنت و صدباریک الله میگه.

یکی از کارهایی که اونها انجام میدن اینه که به مسجد نمیرن. اونها مکانی دارن که توی اون عبادت میکنن و در اصل اسمش"خانقاه" هست. اما چون توی جمهوری اسلامی،اونها نمیتونن از این اسم استفاده کنن،اسم حسینه رو بر روی خانقاه خودشون میذارن.

معمولا(نه همه)دراویش مسجد نمیرن و نماز هم توی اون خانقاهی که دارن، میخونن. وقتی هم که ازشون می پرسی و میگی چرا مسجد نمیری میگن:«من مسجد نمیرم چون فلان است و بهمان است و ...» و دلایل واهی و مزخرفی رو عنوان میکنن. اما محکم ترین و قاطع ترین دلیلی که من تا حالبا ازشون شنیدم دلیلیه که الان میخوام براتون بگم و اگه کسی اطلاع و آگاهی نداشته باشه،به راحتی گول اونها رو میخوره و حرف اونها رو می پذیره.!!!

اونا میگن:



نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی

یکی از سوالات مهم توی فلسفه ی احکام اینه که چرا برای فلان فعل، فلان عقوبت و یا فلان شرایط قرار داده شده.مثلا بین جرم قتل و زنا، مسلماً و یقیناً، قتل از زنا،جرمش سنگین تره اما می بینیم که دین اسلام برای اثبات جرم قتل گفته که 2 تا شاهد کافیه اما برای اثبات اینکه،آیا دو نفر زنا کردن یا نه میگه باید 4 نفر شاهد باشن تا این جرم به اثبات برسه.

قرآن میفرماید:«وَ اللاَّتی‏ یَأْتینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُم» نساء - 15

 یعنی کسانی از زنان شما که مرتکب زنا شوند،برای(اثبات جرم)آنها چهار شاهد بطلبید.

تازه قرآن میگه اگه سه شاهد بیان و چهارتا نباشن اون سه نفر رو به حکم اینکه دارن به دو نفر تهمت میزنن باید 80 ضربه شلاق زد:«وَ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانینَ جَلْدَةً » نور-4  یعنی اونایی که به زنان پاکدامن تهمت میزنن و 4 تا شاهد نمی آرن(برای این ادعاشون) بهشون 80 ضربه شلاق بزنید.

علت این کار هم اینه که آبروی مومن به قدری مهمه که حتی اگه سه شاهد هم بیان قرآن میگه چون 4 تا نیستن باید اونها مجازات بشن.یعنی داره میگه ولو اینکه 2 نفر با هم زنا کنن و شما خبر دار باشید و تعدادتون هم 3 نفر باشه نباید برید و بگید که این دو نفر با هم زنا کردن و نباید آبروشون رو ببرید

توجه شما رو به یه داستان واقعی که در زمان حضرت علی(ع) اتفاق افتاده جلب میکنم:



نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1394 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :