X
تبلیغات
رایتل

دینسوال:« به کسی که هیچ کمبودی در زندگی ندارد نه بیماری نه در دریا غرق شدنی ...نه فقری..ونه.....چگونه می توان ضرورت نیاز به دین راتفهیم نمود؟باسپاس فراوان از زحماتتون /taha54

پاسخ مهیمن:اول باید خدمتتون عرض کنم که اینگونه از افراد مطمئنا و یقینا مشکلات و گرفتاری های مادی(به جز معنوی) خاص خودشون رو دارن.
اما اینکه ما این گرفتاری ها رو نمی بینیم و یا اونها این گرفتاری ها رو از ما مخفی میکنن دلیل بر راحتی زندگی اونها نیست.
این هم حرف بنده نیست بلکه حرف خداوند متعال در سوره ی زمر آیه 124 هست که میفرماید:«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى‏»
«و کسیکه از یاد من دوری کنه زندگی تنگ و سختی برای او خواهد بود و روز قیامت کور محشور میشه»جالب اینه که قرآن میگه«کسی که» ،یعنی مهم نیست که پولدار باشه یا فقیر،خوشگل باشه یا زشت،یا در ظاهر گرفتار باشه یا اصلا ظاهرا گرفتاری نداشته باشه!
تازه این مال دنیا هست و توی آخرت کور محشور میشه.


این رو گفتم که بگم این افراد زندگیشون آسون نیست پس نمیتونید ادعا کنید که نه بیماری ای دارن و ....
البته ممکنه تا یه مدتی اینجوری باشه(اونم مدت کم و محدود) ولی واقعا اینجوری نیست چون وعده ی خدا در آیه 124 زمر حقه.

برای اثبات ضرورت دین به سه دلیل افرادی اشاره میکنم که در واقع دین گریز هستن و میگن اصلا نیازی برای وجود دین نیست. با بیان این سه دلیل و رد حرف اونها،ضرورت وجود دین رو اثبات میکنم:
اولین دلیل اونها اینه که میگن ما عقل داریم و عقل نیازهای ما رو جواب میده پس دیگه لزومی نداره که دین بیاد و به ما بگه که چیکار بکن و چیکار نکن.
دومین دلیل اونها برای رد دین اینه که میگن علم روز به روز پیشرفت میکنه و به خیلی از مسائل ناشناخته دست پیدا کرده و دیگه نیازی به دین نیست.
تازه خیلی چیزها رو دین نگفته ولی علم الان داره بهشون دست پیدا میکنه.پس دیگه نیازی به دین نیست.

از طرف دیگه یه چیز دیگ هم اسنان توی زندگیش داره که اونم در کنار عقل و علم به انسان کمک میکنه و اونم تجربه هست .انسان با استفاده از تجربه خودش و دیگران میتونه زندگیش رو روز به روز بهتر از گذشته کنه پس دیگه نیازی به دین نداره.


همونطور که در بالا دیدم مخالفان دین با سه دلیل که شامل عقل،علم و تجربه می شد،داشتن دین رو امری غیر ضروری می دونستن اما در زیر میخوام ثابت کنم که این دلایل فقط زاییده ی ذهن ناقص اونهاست و هرگز نمیتونه نفی کننده ی دین باشه:


اول اینکه آیا عقل شما کامله که بتونه به تمام سوالات شما پاسخ بده؟؟؟

یقیناً کامل نیت. حتی اگه کامل هم بود نمیتونست به تمام سوالات بشر پاسخ بده.

مثلا از عقل می پرسیم: جناب عقل! ما بعد از مردن به کجا می ریم؟؟؟

عقل میگه: والا من تا قبرستون و داخل قبر رو میدونم که میری ولی شرمنده تم بعدش رو نمیدونم.


پس با همین سوال ساده و هزاران سوال متشابه به اون معلوم میشه که عقل ناقصه و نمیتونه همه ی سوالات ما رو پاسخ بده.


میریم سراغ علم: علم ما امروز میگه باید توی این خیابان تابلوی توقف ممنوع نسب کنیم. ما هم این کار رو میکنیم.

اما به هزار و یک دلیل دیگه فردا به این نتیجه میرسیم که باید این تابلو رو از اینجا برداریم!

خوب یه سوال به ذهن میرسه و اونم اینه که چطوره که تا دیروز ما انواع و اقسام دلایل علمی رو برای نسب این تابلو توی این خیابون داشتیم و علم ما هم با قطعیت میگفت که باید این تابلو اینجا باشه و ضرورتش رو صد در صد تایید میکرد حالا بعد از گذشت مدتی میگه که دلایل قبلی کاملا غلط بوده و باید این تابلو برداشته بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

(در مسائل مختلف علمی و پزشکی و ... هم همینطوره!!!)

نتیجه اینکه علم هم محدوده و ناقص!!

و آخرین دلیل منکران ضرورت دین هم که تجربه بود.

تجربه هم ناقصه!!

چرا؟؟؟

بخاطر اینکه اگه ما همزمان دوتا لیوان رو که توی یکیشون آب داغ(که دست رو نمیسوزونه) و توی دیگری آب سرد ریختیم رو بیامریم و همزمان انگشت دست راستمون رو توی لیوان آب داغ و انگشت دست چپمون رو توی لیوان آب سرد کنیم و بعد از چند لحظه همزمان هر دو انگشتمون رو از هر دو لیوان در بیاریم و توی لیوان سومی که توش آب نیمه گرم(ولرم) ریختیم بکنیم اونوقت دو تجربه ی متفاوت خواهیم داشت.

انگشتی که توی آب داغ بوده احساس سردی میکنه و انگشتی که توی آب سرد بوده احساس میکنه که داره میسوزه!!!

مگه هر دوی این انگشت ها مال یک دست نبودن؟؟؟

مگه هر دوی این انگشت ها همزمان داخل هر دو لیوان و سپس داخل لیوان سوم نرفتن؟؟؟

پس چرا هر کدومشون یه اطلاعات و تجربه ی غلط رو به مغز مخابره میکنن؟؟؟؟


نتیجه اینکه تجربه هم محدود و ناقصه و نمیشه به امید اون رفت جلو و بر اون تکیه کرد.


اما دین میگه اگه تو بیای جلو و نور هدایت منو قبول کنی من یه امکان و اختیاری بهت میدم که خیلی خیلی قوی تر و مهم تر و کامل تر از  عقل و علم و تجربه هست و به سوالاتت هم پاسخ میده و اونم «وحی» هست!

در سایه ی تعلیمات دین میتونه به بهترین زندگی از لحاظ اخلاقی،انسانی،اجتماعی و ... دست پیدا کنی!!

پس اینجاست که ضرور وجود دین معلوم میشه.




والسلام علی من اتبع الهدی



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 مرداد‌ماه سال 1393 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :