X
تبلیغات
رایتل

اختیار انسانیه استاد ارجمند و دانشمندی داشتیم که ایشون یه روز در یکی از جلسات درسش از یه مبحثی صحبت کرد که به نظرم صحیحی نیست. ایشون میگفت که انسان در این دنیا اختیار داره و در اون دنیا دیگه اختیاری به اون صورت نداره!

من با این حرف ایشون مخالفم. با اینکه خیلی برای ایشون ارزش و احترام قائلم اما هرچی فکر کردم نتونستم این حرفشو رو قبول کنم.

دلیلم هم اینه که قرآن میگه بعضی از افراد در قیامت هستن که دست و پاهای خودشون بر علیه اونها شهادت میده. قرآن میفرماید:«الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ » یس-65

یعنی:«امروز بر دهنهای اونها مهر(خاموشی) میزنیم و دستهاشون با ما حرف میزنن و پاهاشون بر آنچه بدست آوردن شهادت میدن»!

از این آیه این برداشت به ذهن میرسه که در روز قیامت ممکنه بعضی از مجرمان به گمان رهایی خودشون در برابر خلافهایی که کردن ، دروغ بگن و اونها رو انکار کنن اما خداوند میگه که دستها و پاهای اونها بر علیه اونها شهادت میده. نتیجه ای که گرفته میشه اینه که مجرمان با اراده و اختیار خودشون توی اون دنیا دست به انکار میزنن!

 

یا مثلا در جای دیگه ای قرآن میگه که بعضی از افرادی که رفتن توی جهنم انقدر عذاب میکشن که میخوان از جهنم فرار کنن:«کُلَّما أَرادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعیدُوا فیها» حج-22

یعنی:«هرچی (جهنمیا) اراده میکنن که از جهنم (و) از اندوه(های اون) خارج بشن دوباره به جهنم برگردونده میشن»!

خب بازم از اینجا معلومه که اونها اراده و اختیار دارن و اقدام به فرار میکنن هرچند دوباره به زور به جهنم برگردونده میشن.

اتفاقا همین آیه رو برای استاد ارجمندم بیان کردم اما ایشون با استفاده از لفظ(ارادوا= اراده کردند) حرف منو رد کرد و گفت که آیه میگه اراده کردند. تصور من اینه که منظور استاد این بود که اونها اراده کردند و هنوز این اراده به عمل تبدیل نشده!!

اما باید عرض کنم که این اراده به عمل هم تبدیل میشه! دلیلم هم کلمه ی «اُعیدوا=برگردانده میشوند» هست. چون تا عملی صورت نگیره هیچ دلیل وجود نداره که اونها به جهنم برگردوندنه بشن چون توی جهنم هستند

پس جهنمیا هم اراده میکنن و هم اینکه این اراده رو به عمل تبدیل میکنن اما به زور دوباره به جهنم برگردونده میشن.

خب این اراده و عمل باز نشون دهنده ی اختیار داشتن اونهاست.

اما تنها تفاوتی که وجود داره اینه که انسان در دنیا اراده و اختیار داره و با این اراده و اختیار میتونه هر کار خلاف و گناهی رو انجام بده و خدا هم جلوی اونو نمیگیره اما وقتی بساط این دنیا بر چیده شد اونوقت این انسان نمیتونه با این اختیار خودش هرکار خلافی رو بکنه.

نه اینکه اختیار نداره ، بلکه اختیار داره اما هرچیزی بر اساس میل و اراده ی اون صورت نمیگیره.

مثلا میتونه اراده کنه و حرف بزنه اما ممکنه بعضی جاها به زور جلوی این کارش گرفته بشه میتونه گرفته هم نشه.

میتونه ارده کنه از جهنم خارج بشه و نفس این اراده و. نفس اقدام کردن برای فرار نشون دهنده ی اختیار اونه اما نتیجه که برگشت مجدد اون به جهنم هست دیگه زوره و از اختیار اون خارجه.

مثل همین دنیا که ما میتونیم اراده کنیم که کی بخوابیم اما نمیتونیم ارده کنیم که کی روز بشه یا کی شب بشه.


نتیجه اینکه انسان هم در دنیا و هم در آخرت ارده داره اما چون در آخرت شرایط فرق کرده و اونجا سرای برداشت هست دامنه اختیار انسان ممکنه مقداری نسبت به دنیا محدودتر بشه!

چون حتی اگه به زور هم شده باشه باید این انسان مکافات اعمال خودش رو پس بده!


والسلام علی من اتبع الهدی



نوشته شده در تاریخ جمعه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1393 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :