X
تبلیغات
رایتل

یا زهرا(س)تذکری قبل از مطالعه: منابع مطالب رو در انتهای این پست میارم تا بدونید این حرفها در کتب مختلف اهل سنت ذکر شده و حرف بنده و امثال بنده نیست. تا بدونید کور بودن و جهالت تا چه اندازه دنیای اسلام رو فراگرفته تا مظلومیت مادرم زهرا(س) رو بیشتر متوجه بشید.

بعضی از اهل سنت به دنبال اینن که بگن اصلا حضرت زهرا به شهادت نرسیده چه برسه به اینکه عمر بن خطاب در این ماجرا دخالتی داشته باشه.

اما به روایتی در این مورد توجه کنید: «إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.»
یعنی: «عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گردید.»(1)

پس طبق این روایتی که از علمای مختلف اهل سنت ذکر شده،عمر بن خطاب(لعنة الله علیه) نه تنها در ماجرای شهادت زهرا(س) حضور داشته بلکه با لگد هم  ضربه ای به بدن مطهر اون حضرت میزنه که باعث سقط جنین حضرت هم میشه.

حالا بریم سراغ اصل ماجرا و آتش زدن خانه ی حضرت زهرا(س) و نقش عمر بن خطاب(لعنة الله علیه) در آتش زدن این خانه ی مقس،در روایات اهل سنت:

«عمر بن خطاب به خانه علی آمد در حالى که گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. به آنان گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى کشم؛ مگر اینکه براى بیعت بیرون بیایید. زبیر از خانه بیرون آمد درحالى که شمشیر کشیده بود، ناگهان پاى او لغزید و شمشیر از دستش افتاد، در این موقع دیگران هجوم آوردند و شمشیر را از دست او گرفتند.»(2)

نتیجه اینکه طبق این روایت، عمر بن خطاب تهدید به سوزاندن خانه حضرت زهرا(س) رو هم مطرح میکنه.

شاید هم اولین تئوریسین به آتش کشیدن این خانه هم شخص عمر بوده ولی به هر حال این روایت عمق عداوت و کینه عمر بن خطاب رو نسبت به اهل بیت پیامبر(ص) نشون میده.


به روایتی دیگه توجه کنید:

«عمر با ابوبکر بیعت کرد، مردم در ده روز میانى ماه ربیع الأول سال یازدهم هجرى براى بیعت هجوم آوردند؛ ولى گروهى از بنى هاشم، زبیر، عتبه پسر ابولهب، خالد بن سعید بن عاص، مقداد بن عمرو، سلمان فارسی، ابوذر، عماریاسر، براء بن عازب و أبى بن کعب به طرف علی رفتند و به او گرایش یافتند.

عتبه بن ابولهب در این باره شعرى سرود و گفت:

گمان نمى‌کردم خلافت از بنو هاشم و از علی گرفته شود، کسى که در ایمان اول و سابق بر همه بود، کسى که آگاه‌ترین مردم به دانش قرآن و سنت بود و آخر کسى بود که همراه پیامبر بود و او را ترک نکرد، کسى که جبرئیل در غسل و کفن نمودن رسو لخدا او را یارى مى‌داد، کسى که در میان مسلمانان او را همانندى نبود و همه خوبی‌ها را همراه داشت.

همچنین از بیعت با ابوبکر افرادى مانند ابوسفیان از قبیله امیه سرپیچى کردند، ابوبکر، عمر را فرستاد تا علی و همراهانش را از خانه فاطمه بیرون بیاورد و دستور داد که اگر اطاعت نکردند، با آنان بجنگد، عمر با شعله‌اى از آتش به طرف خانه فاطمه آمد، فاطمه او را دید، فرمود: کجا آمده‌ای، آیا مى‌خواهى خانه مرا آتش بزنى؟ گفت: آری... »(3)



ابو بکر عبداللَّه بن محمد بن ابى شیبه، شیخ و استاد بخارى، در کتاب المصف، می‏گوید:

«آنگاه که بعد از رسول‏خدا (ص) براى ابوبکر بیعت می‏گرفتند. على (ع) وزبیر براى مشورت در این امر نزد فاطمه (س) دختر پیامبر (ص) رفت وشد می‏کردند. عمر بن خطاب با خبر گردید و به نزد فاطمه (س) آمد وگفت: اى دختر رسول خدا (ص) ! به خدا در نزد ما کسى از پدرت محبوبتر نیست وپس از او محبوبترین تویى ! ! وبه خدا قسم این امر مرا مانع نمی‏شود که اگر آنان نزد تو جمع شوند، دستور دهم که خانه را با آنها به آتش کشند. اسلم گفت: چون عمر از نزد فاطمه (س) بیرون شد، على (ع) و... به خانه بر گشتند. پس فاطمه (س) گفت: می‏دانید که عمر نزد من آمد، وبه خدا قسم یاد کرده اگر شما (بدون اینکه با ابوبکر بیعت کنید) به خانه برگردید خانه را با شما آتش میزند؟ وبه خدا قسم که او به سوگندش عمل خواهد کرد»



حالا با اینهمه دلیل و روایاتی که توی کتابهای مختلف اهل سنت ذکر شده-که من فقط یه مقدار مختصر از اونها رو بیان کردم-آیا دلیلی برای رد مظلومیت و به شهادت رسیدن حضرت زهرا(س) و دخالت عمر بن خطاب(لعنة الله علیه) در این جنایت میشه آورد.؟؟؟


لعنة ابدی خداوند و ملائکه و همه انبیاء و اولیاء الهی بر عمر بن خطاب.



1- الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ) میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 1، ص 283، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1995م؛

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 15، ص 578، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ؛

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852 هـ) لسان المیزان، ج 1، ص 268، تحقیق: دائرة المعرف النظامیة - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.



2-الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای310هـ)، تاریخ الطبری، ج 2، ص 233، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت.



3-أبو الفداء عماد الدین إسماعیل بن علی (متوفای732هـ) المختصر فی أخبار البشر، 1، ص 107





والسلام علی من اتبع الهدی



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 12 فروردین‌ماه سال 1393 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :