X
تبلیغات
رایتل

یه کلیپی دیدم از یکی از شبکه های ماهواره ای ضد شیعی که به ترویج عقاید اهل سنت می پردازه!

توی این کلیپ از یکی از به قول خودشون اساتیدشون دعوت کرده بودن و داشتن درمورد عدالت صحابه حرف میزدن که یه آقایی از ایران تماس میگیره و درمورد معاویه و اینکه اون ظالم بوده و جنایت کرده، حرف میزنه اما اون فردی که بعنوان میهمان و استاد دعوت شده بود به این بیننده ی ایرانی میگه که ما بحثمون درمورد عثمان هستش  و در مورد این فرد حرف بزن.

این استاد ، میگه که ما خودمون یه استادی داشتیم که همیشه بهمون میگفته وقتی بلعیدن(قبول کردن) خلفا، برای بعضی ها(شیعیان) سخته ، دیگه در مورد معاویه حرف نزنید! خلاصه، این استاد قلابی هی دم از یه آیه ای میزد و به این بنده ی خدا که زنگ زده بود میگفت که شما در مورد این آیه چی میگید؟؟؟؟

آیه هم این بود:«وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الَّذینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَریمٌ» انفال-74

یعنی:« و اونایی که ایمان آوردن و هجرت کردن و در راه خدا جهاد کردن و اونایی که(به مهاجران) پناه دادن و یاری کردن، اینها مومنان حقیقی هستن و براشون آمرزش و روزی ای نیکو است»

فکر کنم منظور این استاد این بود که ، عثمان (خلیفه ی سوم)، شامل این آیه میشه چون آقای عثمان خان، جزء مهاجرینه و از مکه به مدینه مهاجرت کرده! نتیجه اینکه طبق این آیه، ایشون(عثمان) ، جزء مومنان حقیقی هست و اگر هم(به قول شما شیعیان برخی از صحابه مثل معاویه و عثمان و ...)خطایی داشته، خداوند متعال اونو بخشیده، حالا وقتیکه خدا اونو بخشیده، شما شیعیان چی میگید دیگه؟؟؟؟

 

 این بنده ی خدایی هم که از ایران تماس گرفته بود توی جواب گیر کرده بود و به همین اکتفا کرد که چون عثمان ، خلافت علی(ع) رو غصب کرده پس آدم خودبی نیست!

هرچند این حرف، حرف کاملا درستیه و این بنده ی خدا به زبون خودش اینو گفت، اما توی این جور بحث ها باید بحث از پشتوانه ی محکمی برخوردار باشه و عام پسند باشه و بتونه همه رو قانع کنه و در دهن دشمنان شیعه رو ببنده نه اینکه خودش بشه ابزاری برای اینکه اونها از این سوء استفاده کنن و بگن، ببینید شیعه جوابش این بود که چون از نظر ما(شیعیان) عثمان حق علی(ع) رو غصب کرده پس عثمان آدم خوبی نیست!!!

اصلا به نظر من کسی که نمیتونه و دلالیل کافی برای اثبات حقانیت شیعه نداره، حق نداره که با یک سنی بحث کنه چون اگه توی این بحث مغلوب بشه اونوقت اونها میگن که شیعه رو محکوم کردیم.

درصورتیکه این فرد نماینده ی شیعه نیست و بخاطر ضعف اطلاعات و دلایل، در مقابل یک سنی که اساساً مذهبش باطل هست، شکست خورده و این اصلا صحیح نیست.

حالا بریم سراغ جواب این آقای به ظاهر استاد که به آیه ی بالا استناد میکرد:

در جوابش باید بگیم بله اگه عثمان واقعا مومن باشه و چون هجرت هم کرده، شامل در این آیه میشه و خداوند هم گناهانش رو می آمرزه اما...

اولا یه آیه ی  دیگه ای داریم توی سوره ی انعام آیه 82 میگه: «الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ»

یعنی:«اونایی که ایمان آوردن و ایمانشون رو به ظلم(شرک) ،آلوده نکردن، اینها براشون امان هست و هدایت یافتگان هستن!»

اولا: آیه 74 انفال میگه کسایی که ایمان داشته باشن و توی آیه 82 انعام میگه، کسانی که ایمانشون رو به ظلم(شرک)، آلوده نکرده باشن!

نتیجه اینکه عثمان در صورتی شامل آیه 74 انفال میشه و خداوند اونو می بخشه که ظلمی نکرده باشه.هرچند برخی از احادیث دلالت میکنن بر اینکه ظلم توی آیه ی 82 انعام یعنی شرک! یعنی مومن کسیه که شرک نیاورده باشه و شرک توی کارش نباشه!

خب ممکنه بگید عثمان که نماز میخونده و قرآن میخونده پس مسلمونه!

اما قرآن نظرش این نیست و میگه هرکسی که ولایت علی(ع) رو نداشته باشه کافر هست.

کافر از مشرک بدتره چون کافر یعنی پوشاننده، یعنی کسیکه حق رو می بینه اما اونو می پوشونه و نادیده میگیره!

وقتیکه پیامبر توی غدیر، علی(ع) رو بعنوان جانشین خودش به مسلمونا معرفی کرد این آیه نازل شد:«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» مائده-3

یعنی:«امروز دین شما رو کامل کردم و نعمتم رو بر شما تمام کردم و به دین اسلام برای شما راضی شدم.»

میدونید این آیه چی میگه؟؟؟

مخصوصاً قسمت آخرش که میگه «به دین اسلام برای شما راضی شدم»!!!

مگه تاحالا که مسلمونها نماز میخوندن و روزه میگرفتن و حج میرفتن و احکام الهی رو انجام میدادن مسلمون نبودن؟؟؟؟

مگه اسلام نداشتن؟؟

چرا داشتن.

اما این آیه میگه هرکسی که این جانشینی رو قبول نداشته باشه ولو اینکه نماز بخونه و روزه بگیره و حج بره، مسلمون نیست.

و وای به حال کسیکه مثل عثمان نه تنها این حق رو پوشوند(کافر شد) بلکه این حق رو هم غصب کرد!!

پس آیا مگه عثمان مسلمون و مومن هست که شامل آیه 74 انفال بشه و خداوند اونو بخشیده باشه و مومن حقیقی باشه؟؟؟

هرگز اینطور نیست. چون طبق آیات قرآن، اون نه تنها مومن نیست بلکه کافر هم هست هرچند که نماز بخونه و روزه بگیره!


این از جواب روداری های این آقای به ظاهر استاد که داشت از کم سوادی اون مخاطب، سوء استفاده میکرد و برعلیه شیعه موضع گیری میکرد!


اما خود جناب عثمان بن عفان رو بیشتر بشناسید:

این آقا جزء کسیه که توی جنگ احد و بعد از شکست مسلمونها، فرار رو بر قرار ترجیح میده و پیامبر رو رها میکنه و خدانگهدار!

این آقا کسیه که سید رضی از قول حضرت علی(ع) درمورد عثمان مطلبی رو نقل میکنه که «آنگاه سومى(عثمان) برخاست ، در حالى که از پرخوارگى باد به پهلوها افکنده بود و چونان ستورى که همّى جز خوردن در اصطبل نداشت . خویشاوندان پدریش با او همدست شدند و مال خدا را چنان با شوق و میل فراوان خوردند که اشتران ، گیاه بهارى را»

فکرشو بکنید چقدر عثمان پست بوده که بیت المال رو حیف و میل کرده و به شکم بارگی رو آورده تا جایی که حضرت علی(ع) در موردش اینجوری میگه!

مروان بن حکم از چهره های پلید و کثیف تاریخ محسوب میشه! مروان و پدرش به زبون رسول خدا، مورد لعنت قرار گرفتن و به حکم و دستور ایشان، از مدینه تبعید شدن و حق ورود به مدینه رو نداشتن. فکرشو بکنید که مروان و پدرش چقدر پلید بودن که وقتی عثمان چند بار برای رفع تبعید اونها پیش رسول اکرم که پیامبر اخلاق و دارای اخلاق نیکوی عظیم هست رفت، پیامبر این درخواست عثمان رو نپذیرفت. در زمان ابوبکر و عمر هم این دو نفر همچنان در تبعید بودن تا اینکه عثمان به خلافت رسید و برخلاف نظر رسولخدا، این دو نفر رو نه تنها از تبعید آزاد کرد بلکه مروان داماد عثمان شد و بهش عزت و احترام هم میذاشت.


ابن مسعود یکی از صحابه رسول خدا و از قاریان و بزرگان و مفسران قرآنه که در اسلام دارای جایگاه بسیار بالا و مهمی هست.

این آقای ابن مسعود با عثمان مخالف بود. خلاصه این اختلاف تا جایی بالا میگیره که عثمان ، ابن مسعود رو به مدینه فرا میخونه!

وقتی ابن مسعود وارد مدینه شد،یکسره به مسجد رفت و عثمان رو بالای منبر مشغول سخن گفتن دید!
بلاذری مینویسه:وقتی که چشم عثمان به عبدالله بن مسعود افتاد،رو به مردم کرد و گفت:ای مردم! هم اکنون حیوان ریز بدبویی بر شما وارد شد.جانداری که روی غذای خود راه میرود و قی میکند و آنرا آلوده میسازد!!!
عبد الله چون این را شنید،در پاسخ آن گفت:من چنین نستم.من صحابی پیامبر و رزمنده روز بدر و بیعت کننده در بیعت الرضوان هستم.
در این هنگام عایشه از حجره خود فریاد کرد:عثمان! چرا صحابی پیامبر را چنین یاد میکنی؟ و کشمکش آغاز شد.برای رفع غائله،عبد الله به امر خلیفه از مسجد اخراج شد.ابن زمعه او را به زمین زد.نیز گفته شده که هجوم،غلام عثمان،او را بلند کرد و محکم به زمین کوبید بطوریکه دنده های او شکست.در این هنگام امام علی علیه السلام به اعتراض برخواست و گفت:با سخن چینی ولید،صحابه پیامبر را چنین شکنجه میدهی؟!

سرانجام امام علیه السلام عبدالله را به خانه خود برد،ولی عثمان به او اجازه خروج از مدینه را نداد و او در مدینه باقی ماند تا در سال 32 هجری ( سه سال پیش از قتل عثمان ) رخ در نقاب خاک کشید.


در زمان عثمان انقدر فساد و بخور بخور زیاد شد که خیلی ها به انتقاد و اعتراض از رفتارهای غیر دینی عثمان پرداختن که از جمله ی این افراد ابوذر غفاری بود که عمان اونو به ربذه تبعید کرد و این یار بزرگوار رسول خدا در اونجا از دنیا رفت.


خلاصه، گندکاری های عثمان انقدر زیاد شد که دیگه نمیشد روش سرپوش گذاشت تا اینکه مردمی از مصر و کوفه و بصره به این اقدامات اعتراض کردند و نقل شده که مردمی از مصر و کوفه و بصره به اطراف دارالخلافه اومدن و اونجا رو محاصره کردن و چون واسه ی عثمان سخت بود که از خلافت کناره گیری کنه و باعث آبروریزیش میشد، این کار رو نکرد و مردم هم کاسه صبرشون لبریز شد و ریختن توی دارالخلافه و عثمان رو فرستادن اون جایی که حقشه!


نتیجه اینکه:

اولا:کسیکه نمیتونه با اهل سنت بحث کنه و اطلاعاتش در مورد کثیف کارهای سه غاصب اول و انحرافات اهل سنت کمه، نباید این کار رو بکنه.

ثانیا: عثمان و دو خلیفه ی قبل از اون ، معلوم الحال هستن و این حرف، صرفا حرف من نیست بلکه اگه وقت بذارید و یه سری به کتابهای مهم و معتبر اهل سنت بزنید، شاید خیلی چیزا دستگیرتون بشه.



والسلام علی من اتبع الهدی



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1392 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :