X
تبلیغات
رایتل

ابراهیم(ع)اهل سنت بر این اعتقادند که پدران انبیاء الهی(نه همه ی انبیاء) مشرک بوده اند یعنی حداقل پدر تعدادی از انبیاء الهی مشرک بوده اند.اما شیعه بر این اعتقاد است که پدران انبیاء الهی و  و ائمه ی معصومین (ع) همگی موحد و یکتا پرست هستند.

اهل سنت ممکنه گاها به آیه 74 سوره مبارکه انعام استدلال کنند که میفرماید:« وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ لِأَبیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّی أَراکَ وَ قَوْمَکَ فی‏ ضَلالٍ مُبینٍ» یعنی:«و هنگامیکه ابراهیم به پدرش آزر گفت:آیا بت ها را(بعنوان) معبود انتخاب میکنی؟ من تو و قومت را در گمراهی آشکار می بینم».

و بگن که طبق این آیه، پدر حضرت ابراهیم(ع) مشرک و بت پرست بوده!

اما ان شاء الله در این پست ثابت خواهم کرد که پدر حضرت ابراهیم(ع) آزر نبوده و نظر اهل سنت اشتباه است.

اولا: اینکه طبق نقل تاریخی، پدر حضرت ابراهیم(ع) تارخ نام داشت نه آزر و آزر عموی حضرت ابراهیم بوده.

اینجا ممکنه بگید: خُب! این که دیگه بدتر شد. مشکل اگه یکی بود حالا شد چند تا!!! اما باید بگم که صبر داشته باشید.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی

یه بنده خدایی که خیلی دوسش داشتم و اهل نماز و عبادت و دینداری بود، میگفت: «اون جوونایی که شلوار لی میپوشن در مقابل امام زمان(عج)، حیا ندارن که این کارو میکنن.»

یعنی منظورش این بود که اینها اگه حیاء داشتن در مقابل امام زمان که ناظر به اعمال اونهاست، حیاء میکردن و شلوار لی نمی پوشیدن.

این حرف این دوست دیندار اما جاهل من ، خیلی حرف احمقانه ای بود که از سر جهل و نادانی و شاید به نوعی تعصب و افراط نشأت میگیرفت.

اولش بگم خودم با این موافقم که شلوار جین نباشه اونم به خاطر اینکه خیلی اندام افراد رو بیرون میندازه و گاهاً تحریک کننده میشه! به همین خاطره که خودم شلوار پارچه ای رو ترجیح میدم. بگذریم و بریم سر جواب دادن به این دوست جاهل:

اولا: خیلی از بچه ها و جوونای ما هستن که شلوار جین می پوشن اما خیلی هم به خدا نزدیکن.

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی

شراببرخی بر این عقیده اند که شراب برای بدن منفعت های مختلفی دارد.پس چرا حرام است؟ 

اتفاقاًقرآن هم میفرمایدکه شراب دارای منافع ای است:«یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فیهِما إِثْمٌ کَبیرٌ وَمَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُمِنْ نَفْعِهِما» بقره-219 

یعنی:«(ای پیامبر) از تو درمورد شراب و قمار سوال میکنند.بگو در شراب و قمار گناه(و انحراف)بزرگی (نهفته)است و(اما) منفعت هایی هم برای مردم دارد اماگناه(وانحراف) آن بیشتر از منفعتش است.»

خمر(شراب) به پوشش و حائلی گفته میشه که روی یه ظرف رو میگیره.مثلا در قدیم روی ظرفهای کوزه ای شکل بزرگ رو با پارچه می پوشندن و شاید به همین خاطر بوده که به این ظرفها،خمره میگفتن.شاید علت اینکه به شراب،خمر گفته میشه این باشه که شراب مثل یه پرده بر روی عقل افتاده و اونو می پوشونه.


ماجرای باردار شدن خواهری از برادرش به خاطر شراب: 

درکتابی درباره ماجرایی واقعی که درتهران اتفاق افتاده بودمطلبی خوندم.دراین ماجرا اومده بودکه «زن وشوهری بعدازمدتی متوجه باردار شدن دخترشون میشن.مادرکم کم و بازبون نرم از دخترش سوال میکنه و میگه:



نوشته شده در تاریخ شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی

امام علی(ع)برادران اهل سنت به آیه 40 سوره مبارکه توبه استناد میکنن و این آیه رو فضیلتی برای ابوبکر بعنوان خلیفه ی اول مسلمین میدونن و کلی روی این آیه مانور میدن:

آیه 40سوره توبه درباره ماجرای مهاجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه در شب«لیلة المبیت» بود که حضرت علی(ع) در بستر پیامبر خوابید تا ایشون بتونه از شهر خارج بشه!

این در حالی بود که 40 مرد مسلح از قریش میخواستن پیامبر رو بُکُشن تا هم از دست اسلام راحت بشن و هم اینکه بنی هاشم نتونه با 40 قبیله ای که این چهل نفر هرکدوم از یکی از اون قبیله ها بودن وارد جنگ بشه و در نتیجه به گرفتن دیه ی خون پیامبر راضی بشه!

بعد از اینکه پیامبر موفق به فرار میشه در بین راه، ابوبکر رو میبینه و اونو با خودش می بره!

تا اینکه به غار ثور میرسن و برای اینکه از دست مشرکانی که اونها رو تعقیب میکردن در امان باشن وارد این غار میشن!

قرآن میگه:«إِذْ هُما فِی الْغارِ إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها» توبه-40

یعنی:«وقتیکه آن دو(پیامبر و ابوبکر)در غار بودند.آن هنگام که(پیامبر)به همراهش(ابوبکر)گفت:ناراحت نباش!همانا خدا باماست.پس خدا آرامش خودش را بر او(پیامبر)نازل کرد و او را با لشکریانی که نمی بینید تایید کرد.»



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی

حضرت موسی(ع)سوال:آیا حضرت موسی(ع) اعلم بود یا حضرت خضر(ع)؟ اگر بگیم که حضرت موسی(ع) اعلم بود اونوقت باید به این سوال هم جواب بدیم که اگه موسی،اعلم بود پس چرا علت کارهای حضرت خضر، رو نمیدونست؟ کارهایی مثل کشتن یک پسر بچه،خراب کردن کشتی مساکین،و بازسازی دیواری رو در یکی از روستاها!!!!!

اگر بگیم حضرت خضر نسبت به حضرت موسی علمش بیشتر بود و اعلم بود اونوقت باید به این سوال جواب بدیم که اگه حضرت خضر اعلم بوده پس چرا موسی که علمش کمتر بوده ،شده پیامبر اولوالعزم اما حضرت خضر که علمش بیشتر بوده ،نشده پیامبر اولوالعزم؟

آیا بین دونفر انسان کامل(مثل خضر و موسی) این عدالته که اونی که علمش کمتره بشه پیامبر اولوالعزم و اون دیگری که علمش بیشتره نشه پیامبر اولوالعزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قبل از اینکه ادامه مطلب و جواب رو بخونید ابتدا کمی فکر کنید و ببینید که خودتون چی فکر میکنید و عقل خودتون چی میگه بعد ادامه مطلب رو بخونید!

پاسخ مهیمن:



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی

جبر و اختیاریکی از مخاطبان مهیمن (الیاقیم) پرسیده:«سلام
من دوباره اومدم...میدونیدچیه من میگم کجای کارآدم اختیاریه وقتی واسه یه چیزکلی تلاش میکنی اما آخرش هیچ نتیجه ای نمی گیری اون وقت همه میگن یه حکمتی داره پس این جا عملا اختیاربی معنی میشه چون بازم خواست خدا بوده.
مثلا دبیرمامیگه اگه یه کسی تلاش کردوپیشرفتی براش حاصل شداگه بگه که به خواست خودم بود دچارشرک شده وبایدبگه خواست خدابودواین درحالیه که اگه یه نفرباهمون شرایط ازموقعیتش استفاده نکنه اونم نمیتونه بگه خواست خدانبوده که من پیشرفت نکردم واون کارش اختیاری بوده ولی اولی اگه بگه به اختیاروخواست خودم پیشرفت کردم دچارشرک شده...من که گیج شدم»

پاسخ مهیمن:

جوابتون رو کامل و واضح میدم اما لطف کنید و با دقت همه ی مطالب رو بخونید!

ببینید با کمال احترام باید بگم که حرف دبیر شما کاملا اشتباهه! البته شاید بشه گفت که از یک دیدگاه و نظر دیگه حرف ایشون درسته اما از دیدگاه دیگه غلط! به هر حال از همون نظر،حرف ایشون غلطه که باعث شده شما براتون شبهه ایجاد بشه و اصلا نتونید حرف ایشون رو متوجه بشید. در ثانی چطور ممکنه وقتی انسان به موفقیت میرسه اون کار رو به خدا نسبت بدیم اما وقتی شکست میخوره به خودش نسبت بدیم؟؟؟

پس این استدلال دبیر شما اصلا پذیرفتنی نیست! اما جواب چیه؟  قرآن چی میگه؟




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی

آیت الله العظمی الامام خامنه اییکی از دوستان با یه سوالی از طرف یکی از مخاطبین وبلاگش روبرو شده بود و عینا اون رو پرسیده بود و من جوابشو توی بخش نظرات دادم.

اما دیدم خودش یه پست خوب و جالبه به همین خاطر تصمیم گرفتم که عینا اونو بذارم.

«سلام یکی از دوستانم این کامنت را برای من گذاشته که من عینا برای شما میگذارم.

اگر می شود به بنده جواب لطف بفرمایید.
سلام خدمت دوست عزیز
ممنون از وبلاگ خوبتون
سوالی برام پیش اومده در مورد این پستتان که در صحبت های خیلی از دوستان شنیدم ولی اجازه ی صحبت کردن نمیدهند! یعنی تا سوال می پرسم میگند که این فکر دشمنه و راه ما جداست از اونها و روشنگری نمیکنند. امیدوارم شما مارو به چوب عداوت نزنید. سوال رو نگفته به قدر کافی پر حرفی کردم
سوال اینکه شما تو این پست بیان کردید «ولی امر مسلمین جهان» و «حضرت آیت الله العظمی»، شک ندارم که طبق آیه ولایت (55 مائده) ولی مسلمین خدا و رسولش (ص) و ائمه ی معصومین (ع) هستند. حال چطور رهبر عزیزمان هم در زمره ی ولی امر قرار میگیرند؟
توضیح بیشتر اینکه من شک ندارم که ایشون در عرض سه ولیی که در آیه ذکر شده اند نیستند. سوال ام این است که طبق چه رابطه ای ایشان در طول این اولیا که توسط قرآن معرفی شده اند قرار می گیرد؟

در مورد لفظ دوم هم که به طور مشابه آیت الله العظمی به معنی نشانه ی خداست، باز در این مورد شک ندارم که خداوند اگر نشانه ای داشته باشد از طرف خودش جعل شده است، و خودش او را نشانه برای خلق قرار داده است. که اینجا مجدد سوال مطرح میشود که چطور می توانیم کسی را آیت خدا بدانیم؟ چه پیش نیازهایی هست تا کسی رو آیت خدا بدونیم ؟ امکان دارد ما هم آیت خدا شویم؟»




نوشته شده در تاریخ جمعه 4 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی

سجده کفرآلود بر بزرگ فرقه ی دراویش گنابادیبا سلام! امروز میخوام یه عده از دشمنان قرآن رو که در زیر چتر دین و قرآن دم از علی(ع) میزنن رو بهتون معرفی کنم. البته این در حالیه که کلام و اعمال این افراد به صراحت ،مخالف با قرآنه.

"دراویش" یا همون "صوفیان" کسانی هستند که خودشون رو عاشق علی(ع) معرفی میکنن و دم از علی(ع) میزنن اما این افراد یکی از بزرگترین خیانتها رو به علی(ع) میکنن.

دراویش دارای انحرافات زیادی هستند که به بررسی اونها و نقد اونها با توجه به آیات و روایات می پردازیم.از جمله انحرافات اونها میتونیم به موارد زیر اشاره کنیم:

1-سجده بر قطب(بزرگ فرقه):

یکی از انحرافات اساسی درویش هاف سجده کردن بر پیر و بزرگشون هست که بهش "قطب" میگن.وقتیکه از یکی از دراویش درباره سجده ی بعضی هاشون به قطب، سوال کردم گفتم :«چرا این کار رو میکنید؟مگه خدا نگفته غیر خدا رو سجده نکنید؟» در جواب من موند و گفتن خوب لابد برای این سجده یه دلیلی دارن دیگه!!!!!

درصورتیکه قرآن میفرماید«قل هوالله احد»بگو خدا یکتاست(یعنی در همه چیز یکتاست حتی در پرستش پس غیر خدا رو نپرستید و سجده نکنید.)

2-عشریه:



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :