X
تبلیغات
رایتل

حضرت محمد(ص)

گفته میشه که یه آقایی به اسم دکتر سینا،سالهای قبل یه سری از شبهات رو  بر علیه اسلام و پیامبر اکرم(ص) مطرح کرده بود و حتی برای کسی هم که بتونه به شبهات پاسخ بده،50.000 دلار جایزه هم تعیین کرده بود.

یکی از شبهاتی که اون به حضرت رسول اکرم(ص) وارد کرده بود ماجرای ازدواج حضرت رسول اکرم(ص) با صفیه دختر حی ابن اخطب است.

صفیه در واقع یهودی بود و پدرش رییس قبیله یهودی بنی نضیر بود. بعد از جنگ مسلمانها با یهودیان و کشته شدن پدر و بعضی از اقوام صفیه،زنان یهودی به اسارت گرفته شدند و پیامبر(ص) با صفیه ازدواج کرد.

دکتر سینا شبهه ای رو به این صورت مطرح کرده که چرا پیامبر اسلام اومده و زیباترین اون زنان رو بعنوان همسر برای خودش انتخاب کرده؟

دکتر سینا میگه:پیامبر اگه میخواست میتونست با زنان دیگه ای ازدواج کنه اما بخاطر بهره گیری جنسی با این زن ازدواج کرده و ...

اولا ازدواج حضرت رسول اکرم(ص) با صفیه به زور و اجبار نبوده و مورخان گفتن که پیامبر اکرم(ص) به صفیه میگه که اگه مسلمان بشی،تو رو آزاد میکنم و باهات ازدواج میکنم.

و صفیه هم قبول میکنه و اینطور میشه که پیامبر باهاش ازدواج میکنه.

 



نوشته شده در تاریخ شنبه 28 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

مونالیزای با حجابتوی محله ی ما یه خانواده ای زندگی میکنن که «دینشون از عقلشون بیشتره!». اول این جمله رو توضیح بدم که یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عده از آدمها هستن که دینشون با عقلشون انطباق داره.نه دینشون از عقلشون جلو تره و نه عقلشون از دینشون،مثل حضرت علی(ع). اما یه عده ی دیگه صرفا بخاطر اینکه فقط گفته میشه دین خوبه و دیندار بودن خوبه،مومن و مسلمون هستند و در واقع دینشون از عقلشون جلو تره،مثل خوارج.یه عده ی دیگه هم هستن که عقلشون از دینشون جلوتره(به اصطلاح امروزی،روشنفکرن) مثل عمر و عاص که عقلش مایه ی بدبختی و عاقبت به شرّ شدنش شد. اما افراد دسته ی اول هم از نظر عقل و هم از نظر دین،از جایگاه بسیار بالاتری برخوردارن.

این خونواده دو تا دختر داره که دختر بزرگ خونواده به قدری در حجاب و اسلامی گری افراط کرده که موجب وهن یا تمسخر خودش توسط دیگران شده.(البته بگم تمسخر دیگران هرگز مانع از اجرای حکم و امر خدا نیست)اما یه وقتهایی افراطی گری ماها باعث میشه که خودمون دین و دینداری رو به دیگران جور دیگه ای نشون بدیم که باعث نفرت اونها از دین و حجاب بشه.

این خانوم محترم، به قدری چادرش رو توی صورتش میگیره که به تعبیر یه بنده خدایی، فقط دماغش بیرونه!!!



نوشته شده در تاریخ جمعه 27 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

مردی همسر و سه تا فرزندش رو در پی روزی خود و خونواده ش ترک کرد و راهی سرزمینی دور شد... بچه هاش اونو از صمیم قلب دوس داشتن و بهش احترام میذاشتن.
مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش رو برای اونا فرستاد.

بچه ها اونو باز نکردن تا اون چیزی که توش بود رو بخونن ، بلکه یکی یکی ،نامه رو در دست گرفته و بوسیدن و گفتن: این نامه از طرف عزیزترین کس ماست.سپس بدون این که پاکت رو باز کنن ، اونو توی یه  کیسه ی مخملی قرار دادن ...

هر چند وقت یکبار ،نامه رو از کیسه درآورده و غبار روش رو پاک میکردن و دوباره اونو توی کیسه میذاشتن... و با هر نامه ای که پدرشون میفرستاد همین کار رو می کردن.

سال ها گذشت.

پدر برگشت، ولی به جز یکی از پسراش کسی باقی نمونده بود.

از او پرسید : مادرت کجاست؟



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 26 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

عصبقرآن حدود 1400سال پیش ، اشاره ای به بُعد پزشکی و عصب شناسی بدن انسان میکنه و در آیه ای از آیات قرآن این موضوع رو مطرح میکنه.ببینید چقدر قشنگه:

در سوره مبارکه نساء آیه 56 میگه:«إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلیهِمْ ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیْرَها لِیَذُوقُوا الْعَذاب‏»

یعنی:«اونایی که نسبت به آیات ما کافرند بزودی توی آتیش(جهنم) میندازیمشون.هرچی که پوست بدنشون میسوزه(وبرشته میشه) بجای اون پوست یه پوست جدید براشون میاریم تا (پیوسته) عذاب رو بچشند.»

این آیه اشاره به این نکته مهم داره که وقتی پوست انسان بر اثر تماس با آتش ، بسوزه ، عصب هایی (که علم امروزه ی ما به اونها اشاره داره) که زیر پوست هستند هم می سوزند و از بین می رن در نتیجه بعد از این مرحله دیگه انسان درد رو احساس نمیکنه چون در واقع ، چیزی به اسم عصب برای حس کردن درد وجود نداره.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

اول با آقای کعب الاحبار آشناتون کنم تا بدونید که چه شخصیتی بوده بعد بریم سراغ خبر مرگ عمر بن خطاب.

کعب الاحبار یه فرد یهودی بوده که طبق بعضی از نقل ها ، یمنی و پدرش هم یه خاخام یهودی بوده.. این آقا که تازه اسلام میاره شروع میکنه به بیان داستانهای مختلفی که شاید منبع بسیاری از اونها از کتاب تحریف شده ی تورات باشه. این داستانها که گاها مبنای درستی نداشت و دروغ بود یواش یواش طرفدارانی پیدا کرد و حرف های چرند و پرند کعب الاحبار برای بعضی از مسلمونهای اون موقع ، جالب و شنیدنی بود.

به همین خاطر کعب الاحبار تازه مسلمون شده، در بین مسلمونها جایگاه و مقام پیدا کرد. البته این نکته رو هم بگم که کعب الاحبار اصلا پیامبر اکرم(ص) رو ندیده بلکه در زمان عمر بن خطاب مسلمون میشه. عمر بن خطاب هم خیلی خیلی کعب الاحبار رو قبول داشته و تاییدش میکرده و این خودش یه دلیلی برای این بوده که کعب الاحبار آزادانه مطالب دور از واقعی رو بعنوان حدیث و روایت بیان کنه که امروزه علمای تفسیر و دانشمندان علوم قرآنی به این مطالب دروغ و غیر واقعی اسرائیلیات میگن!!! شایدم علت این باشه که چون منشاء این مطالب از کتابهای یهودیان بوده به اینها اسرائیلیات میگن.

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

ویژگی ها و امکانات نرم افزار

1- مخزن عظیم صوتی:

یک مخزن عظیم صوتی با 5000 صوت طبقه بندی شده که قابلیت به روز رسانی نیز پشتیبانی می کند .صوت ها در 8 فصل مختلف طبقه بندی شده اند.1-قرآن 2-ادعیه 3- ولایت 4-سخنرانی 5-مشاوره 6-مداحی 7- مولودی 8-سایر


2-انعطاف پذیری بالا:

این پلیر انطاف پذیری بالایی دارذ و با توجه به نیاز کاربر به شکل ها و اندازه های مختلف قابل تغییر است .همچنین نرم افزار به صورت دو حالته درست شده و قابلیت پخش صوت به صورت عادی یا آنلاین را دارد . اگر صوت در مخزن صوتی موجود باشد حالت اول فعال میشود و اگر نباشد حالت دوم فعال میشود. در صورتی که صوت را دانلود کنید صوت به صورت خودکار در نرم افزار ذخیره شده و حالت اول فعال میشود.ضمن اینکه نرم افزار از قسمت های جداگانه ای تشکیل شده که هر کدام می تواند در حکم یک نرم افزار مستقل عمل کند و در صورت نیاز به صورت یک نرم افزار به هم پیوسته در می آید.

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 21 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

امام رضا(ع)* عیادت از مریض و بهترین هدیه

مرحوم قطب الدّین راوندى در کتاب خود، به نقل از حضرت جوادالائمّه علیه السلام حکایت کند: یکى از اصحاب امام رضا علیه السلام مریض شده و در بستر بیمارى افتاده بود، روزى حضرت از او عیادت نمود و ضمن دیدار، به او فرمود: در چه حالتى هستى؟

عرض کردم: مرگ را بسیار سخت و دردناک مى بینم.

حضرت رضا علیه السلام فرمود: این ناراحتى که احساس مى کنى، اندکى از حالات و علائم مرگ مى باشد که اکنون بر تو عارض شده است، پس اگر تمام حالات و سکرات مرگ بر تو عارض شود، چه خواهى کرد؟!

و بعد از آن، در ادامه فرمایش خود افزود: مردم دو دسته اند: عدّه اى مرگ برایشان وسیله آسایش و استراحت است. و عدّه اى دیگر آن قدر مرگ برایشان سخت و طاقت فرسا است، که پس از آن احساس راحتى مى کنند. حال چنانچه بخواهى که مرگ برایت نیک و لذّت بخش باشد، ایمان و اعتقادات خود را نسبت به خداوند متعال و رسالت حضرت محمّد صلى الله علیه و آله و نیز ولایت ما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را تجدید کن و شهادتین را بر زبان و قلب خود جارى گردان.



نوشته شده در تاریخ جمعه 20 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

وهابیت،سلفی گری،تکفیری هامیخوام شما رو با چند کلمه آشنا کنم که اونها، امروزه در جهان اسلام،ظهور و بروز دارن و مثل یک غده ی سرطانی دارن بر پیکره ی اسلام و مسلمین ضربه میزنن:

سلفی گری:

سلف،در لغت به معنی گذشته یا گذشتگان هست و در اصطلاح به افرادی گفته میشه که اعتقاد دارن باید صرفا بر اساس شیوه و رفتار پیامبر اکرم(ص) و اصحاب و تابعین،تبعیت کرد.

این حرفشون در نگاه اول خیلی خوب به نظر میرسه و شاید هم در نگاه اول،باعث فریب خوردن انسان بشه. اما هر دستورالعمل و رفتاری که از نبی اکرم صادر شده باید با توجه به شرایط زمان و مکان مقایسه بشه. مثلا یادمه وقتی که آمریکا به عراق حمله کرد و عراق رو اشغال کرد،بعضی از سربازای آمریکایی به گنبد مطهر حرم حضرت علی(ع) تیراندازی کردن. اون موقع یه تعدادی از شیعیان میگفتن چرا ما نباید الان به عراق حمله کنیم و جلوی این جسارت ها و توهین ها رو بگیریم؟؟؟

اگه نگاه ما سلفی،باشه باید در مقابل این جسارت به کفار حمله کنیم و با اونها وارد جهاد بشیم. اما اگه نگاهمون ،یک نگاه شیعه گری باشه باید در نظر داشته باشیم که اون سنگ و آجر حرم رو میشه ساخت و درست کرد ولی اگه اون زمان بین ما و آمریکا جنگی رخ می داد ،بی برو برگرد خون های زیادی از شیعیان ریخته میشد.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی
یکی از خوانندگان مهیمن،با نام "الیاقیم" یه سوال رو مطرح کرده که امروز میخوام به اون سوال جواب بدم. ایشون پرسیده: «سلام
من یه جایی خوندم که بعضی گناها هستن که حتی اگه توبه هم بکنیم آخرش اون دنیا مجازاتشو می بینیم مث شراب خوردن میخواستم بدونم این درسته یانه؟

ممنون میشم اگه جواب بدیدباتشکر.»

پاسخ مهیمن:

در جواب باید عرض کنم که از نظر قرآن و اسلام تمامی گناهان قابل بخشش هستن و انسان میتونه با توبه ی از گناهان، به سمت خدا برگرده و گذشته رو جبران کنه.قرآن کریم میفرماید:«إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً» زمر-53

یعنی :«یقیناً خدا، همه ی گناهان رو می بخشد»

از این آیه استفاده میشه که هیچ گناهی وجود نداره که خداوند اون گناه رو نبخشه. تنها مسئله ای که وجود داره اینه که انسان واقعاً از گناه خودش برگرده و شرایط توبه رو طی کنه تا بتونه از شر گناهان راحت بشه.حتی اسلام برای گناهانی که جنبه ی حق الناس دارن، راهکار ارائه داده و حتی اگه کسی نتونه رضایت طرف مقابل رو بدست بیاره، اسلام بازم اونو از توبه محروم نکرده!



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

اهل سنت اعتقاد دارن که صحابه(یاران) پیامبر اسلام(ص)،همگی مورد احترام هستند و همگی عبدالله ابن زبیراونها رو باید محترم شمرد حتی اگه اونها در طول حیات خودشون اشتباهاتی رو انجام داده باشن!!!!

بعنوان مثال وقتی اوایل پخش سریال مختارنامه بود بعضی از علمای اهل سنت نسبت به پخش این سریال اعتراض کردن و حتی بعضی ها گفته بودن که تماشای فیلم مختارنامه حرامه!

علت این فتوای اونها هم این بود که به نظر اونها توی این فیلم به عبدالله بن زبیر  اهانت شده!

حالا جالب اینه که عبدالله پسر زبیر ابن عوام هست.

زبیر خودش از یاران پیامبر بود که در راه اسلام، کارهای مثبتی رو انجام داده اما بعد از رحلت پیامبر اکرم،دچار لغزش شد و حتی در قشون کشی برای جنگ با حضرت علی(ع) هم شرکت داشت.

توی حدیثی از حضرت علی(ع)، مطلبی اومده بدین مضمون:«زبیر با ما بود تا وقتی که فرزند نحسش به دنیا آمد».

اهل سنت قائل به این مسئله هستن که باید به تمام اصحاب پیامبر،احترام گذاشت و کسی که پیامبر رو درک کرده باشه و از اون حدیث یا مطلبی شنیده باشه در زمره ی اصحاب پیامبر هست.

اهل سنت میگن که باید به اصحاب پیامبر احترام گذاشت و شیوه ی اونها رو پذیرفت چون اونها پیامبر رو درک کردن و در حد و اندازه ی مجتهد هستن پس عمل اونها حجت هست.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

دامهای شیطانامروز میخوام براتو درباره چشم صحبت کنم!اصولا از نظر قرآن عامل اولیه و ابتدای در عفت و حجاب،حفظ چشمه.قرآن در آیه 30 سوره نور میفرماید:«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُم» یعنی به مردان مومن بگو که چشمهاشون رو فرو اندازند(از نامحرم نگه دارند)و فُج هاشون رو هم حفظ کنند.

جالب اینکه در آیه 31 همین سوره هم میگه که به زنان مومن هم بگو که چشمهاشون رو نگه دارند.

شاید علت اینکه در اینجا اول به مردها توصیه کرده چشمهاشون رو نگه دارن بعد به زن ها این توصیه رو کرده، به این خاطر باشه که معمولا مردها در چشم چرانی از زن ها ،پیشقدم تر باشن.

خوب!یه داستان واقعی هم براتون بگم:

سالهای قبل ما در یه محله ای دیگه(غیر از محله ی فعلی)زندگی میکردیم. یه شب یه صدای وحشتناک مثل ترکیدن،پیکنیک گاز، به گوش رسید و مردم بیرون ریختن و همین تصور رو هم داشتیم و اون شب گذشت و روز بعد معلوم شد که ماجرا،چیز دیگه ای بوده و خیلی ریشه دارتر از این ها!



نوشته شده در تاریخ جمعه 13 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

علی بن موسی الرضا(ع)مسیحیان قائل به خدایی،حضرت مسیح(ع)،هستند و اونو بعنوان پسر خدا و یکی از خدایان سه گانه،پرستش میکنند. قرآن درباره کسانیکه قائل به خدایی حضرت عیسی(ع) هستند در آیه 72 سوره مائده میگه که اونها کافرند:«لَقَدْ کَفَرَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسیحُ ابْنُ مَرْیَمَ» یعنی «محققا کافر شده اند، آنهایی که گفتند مسیح پسر مریم،خداست.»


مامون جلسه ی بحثی رو بین امام رضا(ع) و برخی از علمای ادیان مختلف ترتیب داد تا به این طریق امام رضا(ع) رو مغلوب کنه. در یکی از این بحث ها استدلال قوی ای درمورد رد خدا بودن عیسی(ع) بیان میشه که خیلی جالبه:


آورده اند که امام رضا(ع) به یکی از علمای اونها(مسیحیت) میگه که مسیح(ع) همه چیزش خوب بود،الّا اینکه عبادتش کم بود.

اون عالم مسیحی برآشفته میشه و میگه نه اینطور نیست،اتفاقا مسیح خیلی عبادت می کرده.!!



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

شهادت حضرت محمد (ص)توی تقویم و توی رسانه های ما هی دم از «رحلت پیامبر» زده میشه! این دقیقا همون چیزیه که اهل سنت قائل به اون هستن.یعنی میگن که پیامبر از دنیا رفته و رحلت کرده.البته بعضی از اهل سنت هم قائل بر شهادت پیامبر هستن و ضمنا روایاتی رو هم در این زمینه آوردن و توی این روایات ذکر کردن که بعد از جنگ خیبر یک زن یهودی برای پیامبر غذایی رو میاره و پیامبر و برخی از یاران ایشون از اون غذا میخورن و مسموم میشن و پیامبر بر اثر همین مسمومیت به شهادت میرسه.

اما متاسفانه شاید دقت کافی در این روایات یا برخی از دلایل تاریخی و ... وجود نداشته که این شبهه و ایراد رو برای اونها بوجود آورده.

ما منکر آوردن غذای مسموم از طرف یه زن یهودی برای پیامبر نیستیم اما اولا پیامبر در سال یازدهم هجری از دنیا رفته و ماجرای فتح خیبر و آوردن غذای مسموم توسط یک زن یهودی برای پیامبر، مربوط به حدود سال هفتم هجری میشه!

کدوم عقل سلیمی این مسئله رو قبول میکنه که پیامبر در سال هفتم هجری مسموم بشه و در سال یازدهم از دنیا بره؟؟؟؟؟

اما ماجرا از چه قرار بوده؟؟؟

در منابع اهل سنت ذکر شده که:« یک زن یهودی برای پیامبر یک گوسفند بریان و در عین حال مسموم شده میاره و پیامبر به اذن الهی از مسموم بودن این غذا مطلع میشه و به زن یهودی میگه چرا این کار رو کردی؟؟؟

زن یهودی میگه: من گفتم این گوسفند بریان مسموم رو برای او (پیامبر) میبرم. اگر واقعا پیامبر بود، خدا اونو از مسموم بودن این غذا مطلع میکنه و نجات پیدا میکنه اما اگر دروغگو بود، مردم رو از دستش راحت میکنم. بعد پیامبر گذاشت که بره.»

(منبع:السیره النبویه، ابن کثیر، ج 3، ص 396، از بیهقی و ابی داوود و تاریخ بغداد، ج 7، ص 384 و ... .)

اما چرا اهل سنت دچار چنین اشتباهی شدن؟؟؟

 



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 10 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

حسن بن علی(ع)قصابی را که چاقوی خون آلود دردست داشت،در خرابه ای دیدند و درکنار او جنازه خون آلود شخصی افتاده بود، قرائن نشان می داد که کشنده او همین قصاب است ، او را دستگیر کرده و به حضور امام علی (ع) آوردند.

امام علی(ع) به قصاب گفت: در مورد کشته شدن آن مرد، چه نظر داری؟

قصاب گفت: من او را کشته ام.

امام بر اساس ظاهر جریان، و اقرار قصاب، دستور داد تا قصاب را ببرند و بعنوان قصاص، اعدام کنند.

در این حال که مامورین، او را به قتلگاه می بردند، قاتل حقیقی با شتاب به دنبال مامورین دوید و به آنها گفت:عجله نکنید و این قصاب را به حضور امام علی (ع) بازگردانید.

مامورین او را به حضور علی (ع) باز گرداندند، قاتل حقیقی به حضور علی(ع) آمد و گفت: ای امیر مؤمنان! سوگند به خدا، قاتل آن شخص این قصاب نیست ، بلکه او را من کشته ام.

امام به قصاب فرمود: چه موجب شد که تو اعتراف نمودی من او را کشته ام؟



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی

شهادت امام حسن مجتبی(ع)واقعاً امام حسن مجتبی(ع) مظلومه! حتی وقتی قراره برای امام حسن مجتبی(ع) عزاداری کنیم یه جورایی وصلش میکنیم به امام حسین و برای امام حسین عزاداری میکنیم.

البته نمیخوام بگم که عزاداری برای امام حسین(ع) بده! نه اصلا بد نیست و خیلی هم خوبه اما حرف من اینه که در طول سال برای امام حسین(ع) عزاداری میکنیم اما ای کاش این یک روزی رو هم که میخوایم واسه ی امام مجتبی(ع) سوگواری کنیم رو کامل اختصاص میدادیم به این امام بزرگوار.

اصلا ولی زمان امام حسین،امام حسن بود!

این امام حسن بود که بر امام حسین،ولایت و سرپرستی داشت و اگه امام حسن اجازه نمیدادفامام حسین بدون اجازه ی ایشون حتی آب هم نمیخورد.

امام حسن در زمان خودش انقدر مظلوم بود که با خدعه ی معاویه ی یکی یکی سران لشکرش با وعده های زر و سیم معاویه،امام رو تنها گذاشتن و به جبهه ی معاویه پیوستن!

کار به قدری بالا گرفت که حتی ،فردی که میخواست از لشکر امام فرار کنه قبل از رفتن،خواست که دست خالی نره به همین خاطر نگاهی انداخت و دید که امام مجتبی داره نماز میخونه و چشم این فرد به سجاده ی امام افتاد که در زیر پای ایشون قرار داشت و اونو از زیر پای امام کشید.




نوشته شده در تاریخ شنبه 7 دی‌ماه سال 1392 توسط مهدی
   1      2    >>

 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :