X
تبلیغات
رایتل

امام حسن(ع) در مقابل عایشهعایشه همسر پیامبر اکرم(ص) و دختر ابوبکر،خلیفه ی اول اهل سنت هست. قرآن کریم زنان پیامبر رو به عنوان ماران مومنین معرفی میکنه و میگه این زنان پیامبر به مثابه مادران مومنین هستن و همونطور که انسان نمیتونه با مادر خودش ازدواج کنه، بعد از پیامبر ،هیچکس حق نداره با زنان پیامبر ازدواج کنه و این حکم هم بخاطر احترام و شان و مقام پیامبر اکرم(ص) هست!
از طرف دیگه قرآن میگه که زنان پیامبر باید در خانه های خودشون بنشینن و خودشون رو در معرض نگاه ها و قلب های مریض افراد مختلف جامعه قرار ندن:«و قرن فی بیوتکن»
پس وظیفه ی زنان پیامبر این بود که توی خونه های خودشون بشینن و عفت پیشه کنن اما بعد از رحلت پیامبر،عایشه با همدستی طلحه و زبیر ،جنگ جمل رو راه انداختن و عایشه برای جنگ با حضرت علی(ع) از خانه خارج شد ،اونم در کسوت فرمانده لشکر!



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1391 توسط مهدی
آمیزش جنسی

خیلی فکر کردم تا ببینم چه عبارتی پیداکنم برای این پست که هم مفهوم رو برسونه و هم اینکه بار منفی نداشته باشه!

قرآن درباره ی همه چی حرف زده و نظر داره ،حتی درباره نحوه ی آمیزش جنسی بین زن و شوهر و اینکه آیا میشه یک مرد با همسر خودش آمیزش جنسی از دُبُر(عقب) داشته باشه یا نه؟

نظرات درباره آمیزش جنسی با همسر،از دبر(پشت) نظرات متفاوت و مختلفیه. بعضی ها (مثل برخی از ادیان مختلف) هیچگونه ضابطه و قید و بندی رو برای آمیزش جنسی قائل نبوده و حتی انواع و اقسام رفتارهایی که در شان انسان نیست رو هم در رابطه ی جنسی آزاد میدونن.

اما بعضی های دیگه قائل به این هستن که آمیزش جنسی از عقب محل اشکال هست. اما از همه ی این حرفها که بگذریم نظر قرآن از همه اینها مهم تره!

قرآن کریم میگه:«نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُم‏» بقره-223

یعنی:«زنان شما کشتزار شما هستند،پس به کشتزارتون از جایی که میخواهید وارد بشید.»

خوب با توجه به این آیه بالا،نظر شما چیه؟

آیا فکر میکنید آمیزش از عقب با همسر،آزاده؟

اگر میخواید بدونید ادامه مطلب رو با دقت بیشتری بخونید.



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 23 شهریور‌ماه سال 1391 توسط مهدی

قطب دراویشبرخی از درویش ها(صوفیان)معتقدن که قطب های(رییس فرقه دراویش) دراویش همگی دارای علم لدنی هستند و از طرف خداوند متعال این علم به بزرگ و قطب دراویش میرسه و در واقع اونها دارای علمی حضوری(معنوی و از جانب خدا)هستند و نه علمی حصولی (و کسب کردنی)!

به مطلب زیر که از «عرفان ایران(مجموعه مقالات)شماره 8،تهران،حقیقت،1380» نقل میشه توجه کنید:«یکی از اصول اصلی تصوف این است که مشایخ بزرگ صوفیه علم حقیقی را حصولی و اکتسابی نمی دانند و بلکه معتقد به علم لدنی هستند که منشاء الهی دارد و سینه به سینه از شیخی به شیخ دیگر به طریق ارث معنوی منتقل می شود.».

البته اینم یکی از ادعاهای دروغ تصوف و درویش هایی که در لباس حق و دینداری،دارن بر علیه اسلام و خدا و ائمه اطهار(ع) گام بر میدارن!

در جواب این آقایون باید عرض کنم که اگر علمبزرگان و اقطاب دراویش،علمی لدنی و از جانب خدا باشه،اونوقت نباید هیچکدوم از اونها بر دیگری برتری در علم داشته باشه و همه باید همطراز و هم رده باشن! که میبینیم اینطور نیست و برخی از همین قطب های محترم(نامحترم)،خودشون رو بر قطب های دیگه برتری و ارجحیت میدن!



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1391 توسط مهدی

برای دیدن تصاویر در اندازه بزرگتر بر روی آنها کلیک کنید 

         

         



نوشته شده در تاریخ شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1391 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :