X
تبلیغات
رایتل

آیت الله بهجتسوال: ریحانه: ازکجا بفهمیم روح ونفسمان پاک است؟


پاسخ:پایگاه قرآنی مهیمن:

در وصف ابن سیرین(معبر مشهور) گفتن که اون در مغازه ای(مثلا بقالی) شاگرد بود. اون جوانی خوشگل و زیبارو بود. روزی زنی برای خرید مایحتاج منزلش به در اون مغازه اومد و یه سری از اجناس مورد نیازش رو تهیه کرد و بعد از مغازه دار درخواست میکنه که شاگردش(ابن سیرین) رو برای آوردن اونها تا منزل، بفرسته.خلاصه،ابن سیرین اجناس رو تا درب منزل اون زن میبره. بعد اون زن از ابن سیرین درخواست میکنه که اونها رو به داخل منزل بیاره.ابن سیرین هم قبول میکنه و اونها رو داخل خونه میبره. بعد،زن،ناگهان درب خونه رو میبنه و به ابن سیرین میگه که باید حتما به خواسته ی من تن بدی و با من درآمیزی!!!!

ابن سیرین هم خودشو توی یه دام اساسی میبینه سریعاً فکری میکنه و میگه:



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1391 توسط مهدی

سوال:با سلام توبه
بنده نازنین احمدی  یکی از دانش آموزان سرکار خانم ملکی هستم . مزاحمتون شدم که سوالی ازتون بپرسم و خوشحال میشم بهم جواب بدید و کمکم بکنید.
از کجا بفهمیم خدا توبه ما را پذیرفته است؟


پاسخ پایگاه قرآنی مهیمن:

اولا قرآن میگه:« وَ هُوَ الَّذی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ وَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ »شوری-25

یعنی:«و او(خدا)کسی است که توبه رو قبول میکنه از بندگانش و از گناهان میگذره و آنچه رو که انجام میدهید را میداند.»

پس طبق این آیه باب توبه برای انسان بازه.

روایتی هم داریم که میگه:«توبه کننده از گناه،همانند کسیه که (هیچ)گناهی نداره.»

اما توبه یعنی چی و چطور باید فهیمد که توبه انسان پذیرفته شده؟



نوشته شده در تاریخ جمعه 25 فروردین‌ماه سال 1391 توسط مهدی

مزاحمین نوامیسسمیرا مثل هر روز از خونه خارج شد که بره دبیرستان.سمیرا 15 سالشه. اون روز روز 20 دی90 بود.اما بعد از مدتی مدیر دبیرستان با پدر سمیرا تماس میگره و میگه چرا امروز سمیرا به مدرسه نیومد.پدر سمیرا هم میگه که سمیرا امروز اومده مدرسه.

خلاصه متوجه میشن که سمیرا مفقود شده و پدرش ماجرا رو به پلیس خبر میده و پلیس هم بعد از تحقیق و تفحص های مختلف،موفق به پیدا کردن سمیرا نمیشه. تا اینکه روز 19 بهمن یعنی تقریبا یک ماه بعد از مفقود شدن سمیرا،سرو کله ی این دختر پیدا میشه و پرده از راز جنایتی هولناک بر میداره.



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 24 فروردین‌ماه سال 1391 توسط مهدی
مراجع تقلید

یه جا بحث میکردم دیدم بعضی از افرادی که اونجا بودن گفتن:« من نماز میخونم اما از مراجع تقلید، تقلید نمیکنم و پرسیدن که اصلا چرا بین مراجع تقلید در بیان برخی احکام اختلاف نظر هست؟؟ اینا بین خودشونم اختلافه!»

اما من این سوال رو سخت تر میکنم و میگم مگه میشه حرف خدا دوتا باشه که یکی از مراجع تقلید مثلا میگه فلان کار حرام نیست و اون یکی میگه حرامه؟؟؟ بالاخره از نظر خدا یا حرامه یا نیست؟؟ پس چرا این همه اختلاف وجود داره؟؟؟

آیا میشه اصلا تقلید کرد یا مثل این دوستمون باید ما هم عباداتمون رو انجام بدیم و بگیم که ما اصلا از کسی تقلید نمیکنیم.؟

اول میخوام جواب این دوستمون رو بدم و بحث لزوم تقلید رو اثبات کنم(هرچند قبلا در این مورد هم حرف زدم) بعدش بریم سراغ اختلاف نظرهایی که بین مراجع تقلید در برخی از فتواها وجود داره.



نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 22 فروردین‌ماه سال 1391 توسط مهدی
هجوم به خانه حضرت زهرا(س)

توی این پست میخوام درباره جنایات بزرگی که ابوبکر در حق حضرت فاطمه زهرا(س) روا داشت صحبت کنم.اگه این حرفها به مزاج کسی خوش نیومد لطفا نظر مخالف نذاره،چون از منابع اهل سنت میخوام استفاده کنم و مستدل و منطقی حرف میزنم واگه جای ایرادی هم باشه، به من نیست بلکه این اشکال به کتب اهل سنت وارده نه به من! ضمنا منابع رو در آخر پست ذکر میکنم تا بدونید که در بسیاری از کتب اهل سنت این حرفها زده شده و این حرفها مال من نیست. برای تحقیق بیشتر میتونید به منابع رجوع کنید.

داستان اعتراف ابوبکر که متن اون رو از کتاب الأموال ابن زنجویه،‌ از دانشمندان قرن سوم اهل سنّت ،براتون نقل مى‌کنمعبد الرحمن بن عوف به هنگام بیمارى ابوبکر به دیدارش رفت و پس از سلام و احوال‌پرسى، با او گفت و گوى کوتاهى داشت. ابوبکر به او چنین گفت:من در دوران زندگى بر سه چیزى که انجام داده‌ام تأسف مى‌خورم ، دوست داشتم که مرتکب نشده بودم ، یکی از آن‌ها هجوم به خانه فاطمه زهرا بود ، دوست داشتم خانه فاطمه را هتک حرمت نمى‌کردم؛ اگر چه آن را براى جنگ بسته بودند... .»(1)




نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1391 توسط مهدی

پرسش و پاسخبخش پرسش و پاسخ پایگاه قرآنی مهیمن رو افتتاح شد.

از این به بعد میتونید با گذاشتن سوالات خودتون اونها رو به همراه جوابشون و تحت عنوان یه پست مستقل در صفحه پرسش و پاسخ وبلاگ مهیمن مشاهده کنید.

برای طرح سوالات اعتقادی،قرآنی،و عقیدتی خودتون کافیه که در بخش نظرات یکی از پست ها،سوال خودتون رو مطرح کنید.

اگه نام و نام خانوادگی خودتون و هم درج کنید بهتره. چون ممکنه اسمتون  هم بعنوان سوال کنند ذکر بشه.



نوشته شده در تاریخ شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1391 توسط مهدی

i love islamیکی از کاربران وبلاگ مهیمن با نام"ملینا" در بخش نظرات پست"تنها جایی که میتوان حجاب نداشت" همین وبلاگ نظرگذاشته بود و گفته بود که:«سلام,میخواستم بگم خیلی خوبه که با تکیه بر قران جواب دادین من هم کاملا قانع شدم ولی احساس میکنم لحنتون کمی تند بود.یه سوالی که ذهنمو مشغول کرده همیشه که چرا وقتی به دنیا میایم میگن بچه مسلمونی و دینت اسلامه چرا خودمون دینمونو انتخاب نمیکنیم نظر شخصی من اینه که ادم هر چیزیو که خودش انتخاب میکنه بیشتر پاش وایمیسه و بهش عمل میکنه.میشه اگه اطلاعاتی راجع به پاسخ سوالم دارین در اختیارم بذارین,مرسی».

قرار شد که منم تحت عنوان پستی بنام "اسلام زوری" به این سوال جواب بدم.

اول باید بگم که اگه توی اون پست یا هرکدوم از پست های این وبلاگ،احساس کردید که لحن و بیان من تند بوده،صمیمانه عذرخواهی میکنم. اما درمورد این سوال باید خدمتتون عرض کنم که اول اینکه وقتی آدم به دنیا میاد و یه عده(مثلا پدرومادر و آشنایان) به آدم میگن که تو مسلمونی، این تنها یه لفظ و جمله س و هیچگونه بار اجرایی و الزام آور برای انسان نداره.



نوشته شده در تاریخ شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1391 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :