X
تبلیغات
رایتل

اصغر فرهادی و آنجلیا جولی«روزی مردی وارد روستایی شد و خطاب به مردم اون روستا گفت: ای مردم میدونید من کی ام؟؟ شما باید من رو تکریم کنید و به خونه تون ببرید و ازم پذیرایی کنید و گرنه ... .

مردم پرسیدند: مگه تو کی هستی. مرد جوا داد: من خواهر زاده ی خدا هستم. یکی از اهالی روستا که مرد لطیف و نکته سنجی بود،جلو اومد و مسجد مخروبه ی ده رو به مردم نشون داد و گفت: می دونی اون چیه؟ اون خونه ی دائیته. بُدو برو اونجا.» بعضی ها حیاء و دین و خدا رو طوری کنارگذاشتن که از انجام خیلی از گناهان اونم در ملاء عام ابائی ندارن. این آقا هم که داره با خانم آنجلیا جولی(که یکی از هرزه ترین و زناکارترین افراد دنیاست) داره دست میده،هیچ اهمیتی هم براش نداره.حالا میدونید مفهومش چیه؟



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1390 توسط مهدی

عزاداریاز بعضی از عرفا و دراویش منقوله که میگن در عزای حسین(ع) نباید گریان و نالان بود و باید شاد بود و شادی کرد.مثلا در کتاب روح مجرد- نوشته سید محمد حسین حسینی طهرانی ص78و79 از سید هاشم حداد که ظاهرا از شاگردان عارف بزرگ جهان اسلام،حضرت آیت الله قاضی(ره) بوده،نقل شده که:«در تمام دهه ی عزاداری،حال حضرت حداد،بسیار منقلب بود.چهره سرخ می شد و چشمان درخشان و نورانی؛ولی حال حزن و اندوه در ایشان دیده نمی شد؛سراسر ابتهاج و مسرت بود.میفرمود:چقدر مردم غافلند که برای این شهید جان باخته،غصّه میخورند و ماتم و اندوه بپا میدارند.صحنه ی عاشورا،عالی ترین مناظر عشقبازی است.... تحقیقاً روز شادی و مسرت اهل بیت است.زیرا روز کامیابی و ظفر و قبولی ورود در حریم خدا و حرم امن و امان اوست.»حالا ببینید مثلا امام رضا(ع) در حدیثی در بحار الانوار ج44ص286 میگه که آسمانها و زمین برای امام حسین(ع) گریه کردند یا امام صادق(ع) در ج44 ص291 بحارالانوار میفرماید:هرکس به اندازه ی بال مگسی برای امام حسین(ع) گریه کنه،پاداشش برعهده ی خداست و خدا برای اون به غیر از بهشت به چیز دیگه ای راضی نمیشه.

یا مثلا در خصوص بعضی از ائمه ی بزرگوار شیعه،گفته شده که اونها خودشون برای امام حسین(ع) مراسم روضه خوانی و مدیحه سرایی ترتیب می دادند و در عزای امام حسین(ع) گریه میکردند.

حالا سوالی خیلی مهمی که اینجا هست اینه که:



نوشته شده در تاریخ شنبه 24 دی‌ماه سال 1390 توسط مهدی

قیامتشاید تا حالا در مورد اینکه یک روز قیامت به اندازه ی چه تعداد از روز های دنیاست مطالبی رو شنیده باشید اما امروز میخوام دو آیه ی بظاهر متضاد رو در مورد مدت زمان یک روز در قیامت رو براتون بیان کنم.

آیه ۵ سوره سجده درمورد مدت زمان یک روز در قیامت میگه:«... فی‏ یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ» یعنی:«... در روزی که مقدارش،(به اندازه ی) هزار سال است از(سالهایی که در دنیا( شما می شمارید.»

از طرف دیگه آیه 4 سوره معارج میگه:«تَعْرُجُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فی‏ یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسینَ أَلْفَ سَنَةٍ» یعنی:«فرشتگان و روح  در آن روز که مقدارش پنجاه هزار سال است،بسوی او(بسوی خدا) عروج میکنند» حالا بین این دو یا باید کدوم قول رو قبول کنیم؟؟ اینو دیگه شاید تا حالا نشنیده بودید. درسته؟؟؟؟



نوشته شده در تاریخ جمعه 23 دی‌ماه سال 1390 توسط مهدی

نورعلی تابنده(لعنة الله علیه)بعضی از درویش ها بر این اعتقادند که اگه انسان به یقین برسه دیگه لازم نیست نماز بخونه. اونها اتفاقا برای این حرفشون هم دلیل دارن.اونم دلیل از قرآن. اونا میگن که خداوند در قرآن و در خطاب به پیامبر(ص) میفرماید:«وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتىَ‏ یَأْتِیَکَ الْیَقِین‏» حجر- 99

یعنی اینکه:«پروردگارت رو عبادت کن تا اینکه به یقین برسی.». اونها استدلالشون اینه که اگه کسی در امر شناخت خدا به یقین برسی و وجود خدا و برخی امورات دینی دیگه برای اون یقینی بشه ،طبق این آیه از قرآن،دیگه لازم نیست که نماز بخونه و نماز از اون برداشته میشه.

اما باید بگم که این هم یکی از انحرافات اساسی دراویش هست.اینه که قرآن میگه که همین قرآن باعث گمراهی یه عده میشه و باعث هدایت و افزایش ایمان یه عده ی دیگه. این دراویش بدون توجه به معنای اصلی کلمه«یقین»،اومدن و اون رو تفسیر به اطمینان قلبی درمورد خدا و سایر امورات دینی کردن.درصورتیکه آیات قرآن گاها با آیات دیگه تفسیر میشن،گاهی بوسیله ی روایات ائمه اطهار(ع) تفسیر میشن و گاهی هم بوسیله عقل و ...

از این آقایون دراویش سوال میکنیم و می پرسیم آیا شان و مقام شما بالاتره یا حضرت علی(ع)؟



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 دی‌ماه سال 1390 توسط مهدی

شهید بابایی یه دوستی داشتم که شغلش نظامی بود و برای یه ماموریت به همراه دو تا از دوستاش رفته بودن به یکی دیگه از استانها.موقع برگشتن،(گویا) بعلت سرعت زیاد خودروی اونها چپ میکنه و این دوستم که راننده ی ماشین هم بوده کشته میشه و اون دوتا دوستش که باهاش بودن هم زخمی میشن.

از اون به بعد اون شد شهید و خانواده ش هم شدن خانواده ی شهید.اما یه سوال خیلی مهم توی ذهن من بود و اونم این بود که چرا باید این دوست من شهید حساب بشه ولی اون کارگری که برای کسب روزی خانواده ش داره تلاش میکنه و مثلا از بالای ساختمون می افته و میمیره شهید حساب نمیشه.؟؟؟؟؟؟ حالا ببینید چه اتفاقی می افته!!!!یه حدیث داریم که میگه:«الکادُ علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله» یعنی«کسیکه برای کسب روزی برای خونواده ش تلاش میکنه،همچون مجاهد در راه خداست.»حالا یه سوالی اینجا مطرح میشه و اونم اینه که اگه اینطوره اون فرد نظامی،در حین کارش کشته شده و اون کارگر هم همینطور،اما چرا بنیاد شهید اولی رو بعنوان شهید قبول میکنه ولی دومی رو نه؟؟؟

ممکنه بگید:خوب اولی کارمند دولت بوده ولی دومی نبوده. اما باید بگم در مشاغل دیگه هم متاسفانه همینطوره مثلا اگه یکی از پرسنل اداره برق در حین خدمت دچار برق گرفتگی بشه و بمیره بنیاد شهید اون رو شهید حساب نمیکنه.




نوشته شده در تاریخ جمعه 2 دی‌ماه سال 1390 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :