X
تبلیغات
رایتل

بندگان خدای رحمانمگر کسانی که از شرک توبه کنند وبه یکتایی خدا ایمان بیاورند وکارشایسته کنند، که اینان را خدا بدی های برخاسته از گناهانشان را از دل و جانشان می زداید وآنها را به آثاری نیکو تبدیل میکند، چراکه خداوند آمرزنده ومهربان است.

هرکس از گناهانش توبه کندوکار شایسته انجام دهد، قطعا اوچنانکه بایسته است، به سوی خدا بازآمده و درخور این است که خداوند بدی های اورا به نیکی مبدل سازد.
و بندگان واقعی خدای رحمان کسانی اند که درمجلس لهو و آوازه خوانی حاضرنمیشوند،و چون برمردمی که به گناه وکار بیهوده مشغولند، بگذرند، از آنان دوری می گردانند، وخود را گرامی تر از آن میدانندکه در محفلشان حضور یابند وبا آنان همنشین شوند.

و کسانی اند که چون آیات پروردگارشان به آنان یادآوری میشود، چشم وگوش بسته با آنها روبرو نمیشوند و آنها را از روی بصیرت باور میکنند.و کسانی اند که میگویند: پروردگارا، از همسران وفرزندانمان نسلی پرهیزگار به ما ببخش که مایه خرسندی و روشنی چشم ما باشد، وچنان کن که در کارهای پسندیده و دستیابی به رحمت تو از همگان سبقت گیریم و پیشوا و مقتدای تقواپیشگان باشیم.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 آذر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

امروز میخوام یه مطلبی براتون بگم که شاید خیلی شنیده باشید و خیلی به ذهنتون رسیده باشه؛اونم اینه که بعضی وقتا فکر میکنیم یا میشنویم که «ما هرچی راه راست رو میریم و خوبی میکنیم و انواع و اقسام کارهای پسندیده و خدایی رو انجام میدیم،انگار که خدا زیاد با ما نیست و به ما توجهی نمیکنه اما فلانی که این همه خلاف میکنه، خدا براش میخواد».


اما خود خدا توی قرآن جواب این مطلب رو میده.توی آیه ی 44 سوره انعام میگه:« فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ»

یعنی:«وقتی آنچه را که به آن متذکر شده بودند را فراموش کردند،دربهای همه چیز(انواع نعمتها) را به روی آنها گشودیم تا هنگامیکه به آنچه به آنها داده شده،شاد شدند.(آنگاه)ناگهانی آنها را(به باد عذاب)گرفتیم در این هنگام(همگی) ناامید شدند.»

این آیه به خوبی پاسخ اون سوال رو میده و میگه اگه به یه عده از گناهکاران،نعمت های زیادی داده شد،فکر نکنید که بخاطر اینه که خدا اونها رو بیشتر از مومنان واقعی،دوست داره،نه! بلکه چون اونها راه حق رو به فراموشی سپردن،خدا هم برای مجازات اونها،نعمت های خودش رو به اونها عرضه میکنه تا بیشتر در دنیا غرق بشن(البته اختیار رو از اونها نگرفته و درب توبه بازه) و وقتی توی نعمت های دنیایی و مادی غرق شدن و خدا رو فراموش کردن،خدا هم اونها رو بصورت ناگهانی مجازات میکنه.

یه داستان عبرت آموز واقعی براتون بگم  و اونم اینکه یکی از دوستانم که خونشون اتفاقا توی اطراف محله ی ماست،یه داداش داشت که از خودش کوچکتر بود ولی خیلی خوشگل بود. سنشم الان شاید حدود 20 سال باشه.واقعا خیلی خیلی خوشگله اما یه عیب اساسی داشت.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 آذر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

نام کتاب:   لیلی و مجنون

نویسنده:   نظامی گنجوی

نوع فایل کتاب: pdf

حجم:   898 kb





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 آذر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

نام کتاب:   نقشه قطب شمال

نویسنده:   -----

نوع فایل کتاب: pdf

حجم:   428 kb





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 آذر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

نام کتاب:   نقشه اروپا

نویسنده:   ----

نوع فایل کتاب: pdf

حجم:   1.38 MB





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 آذر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

قلب حرم خداستقرآن کریم در آیه 89 سوره ی مائده میفرماید:«لا یُؤاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فی‏ أَیْمانِکُمْ وَ لکِنْ یُؤاخِذُکُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَیْمانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساکینَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْریرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ ذلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمانِکُمْ»

یعنی:«خداوند شما را در بیهودگی سوگندهایتان مواخذه نمیکند ولی به آنچه با قسم پیمان بستید(وقسم خوردید) مواخذه میکند.پس کفاره یآن(عمل نکردن به قسم) غذا دادن به ده مسکین از حد میانه آنچه(آن غذایی که) به خانواده خود می دهید، یا لباس پوشاندن آنها(آن ده مسکین)  یا آزاد کردن بنده ای است. پس هرکس توانایی بر این کارها نداست پس باید سه روز روزه بگیرد. این کفاره (عمل نکردن به)سوگندهایتان است.»

یعنی تنها و تنها در یک جا هست که قرآن انسان رو از اینکه به چیزی قسم بخوره و مثلا بگه که :به خدا قسم فلان کار رو انجام میدم ولی انجام نده(دروغ گفتاری)، مواخذه نمیکنه و اون هم جایی هست که قسم انسان،لغو و بیهوده باشه.

لغو و بیهوده بودن قسم یعنی چی؟  یعنی اینکه انسان شرایط لازم برای قسم خوردن رو نداشته باشه ولی به چیزی قسم بخوره. برای قسم خوردن تعادل روحی و عصبی لازمه؛اگر کسی از روی عصبانیت و در حالت عصبانیت،قسم بخوره و بگه:به خدا قسم فلان کار رو انجام میدم،این قسم جزء «لغو در قسم» محسوب میشه،چون قسم یاد شده از روی عصبانیت و عدم تعادل روحی و عصبی بوده.

بعنوان مثال:



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 آذر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

علی ولی اللهمیدونم ماه محرمه و باید از امام حسین(ع) صحبت کنم ولی یکی از عزیزان یه کامنتی گذاشته بود و در مورد اثبات ولایت علی(ع) درخواست کرده بود.به همین خاطر، این پست رو به این موضوع اختصاص میدم.

در مورد اثبات ولایت حضرت علی(ع) ،بد نیست با ذکر چند مورد و طرح سوالات متفاوت،این موضوع رو پیگیری کنیم:

1- اولا در بین مسلمانان (هم شیعه و هم سنی)این قضیه پذیرفته شده است که اولین مرد مسلمان،حضرت علی(ع) هست و اولین کسیکه با پیامبر نماز میخوند ایشون بود. و این در حالیه که ابوبکر و عمر و عثمان سالهای و یا مدتها،بعد اسلام آوردند و نماز خوندند. و قرآن میگه:«وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ**أُوْلَئکَ الْمُقَرَّبُونَ»سوره واقعه آیه 9و10 «و پیشگامان در طاعت خدا*اینان مقربان( درگاه اویند)». پس طبق این آیه معلوم میشه که علی(ع) که نسبت به بقیه مردم(چه برسه به ابوبکر و عمر و عثمان) در طاعت خدا مقدم و پیشگام تر بود،در نزد خداوند هم مقرب تره. پس چطور ممکنه کسیکه در پیشگاه خدا مقرب تره کنار گذاشته بشه و دیگری به جای اون بعنوان جانشین رسول خدا(ص) قرار بگیره.هرگز چنین چیزی در عدالت خدا راه نداره.

2- روزی که پیامبر(ص)دعوتش رو علنی کرد و مشرکانی رو که از خویشاوندان پیامبر بودند دعوت کرد و بعد از دادن غذا و صرف غذا،دعوتش رو به اونها ابلاغ کرد و گفت:



نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 10 آذر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

انّی سلم لمن سالمکمتوی زیارت عاشورا، عبارتی وجود داره به این طریق که میگه:«انّی سلم لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم» یعنی من با کسی که با شما در صلح و آشتی باشد من هم با او در صلح هستم و با هرکسی که با شما سر جنگ داشته باشد منم با اون سر جنگ دارم.

اما مثلا یه کسانی هستند که این افراد از نظر قرآن باید با اونها جنگید و سر جنگ داشت اما این افراد امام حسین(ع) رو دوست دارند و با امام حسین(ع) در صلح و آشتی هستند. مثلا قرآن میگه:«قاتِلُوا الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُه‏»توبه-29 یعنی با اونهایی که(از اهل کتاب)که به خدا و روز قیات ایمان ندارند و آنچه را که خدا و رسولش حرام کرده رو حرام نمیکنند،بجنگید.

خوب اینجا یه سوال پیش میآد و اونم اینه که ممکنه از این اهل کتاب(مثلا یهودیان و مسیحیان) بعضیاشون امام حسین(ع) رو بخاطر عظمت وجودی و کاری که کرده دوست داشته باشه ولی اسلام و خدا رو قبول نداشته باشه،اونوقت تکلیف چیه؟ باید با او در صلح بود و یا در جنگ بود؟

شاید هم این فراز از زیارت عاشوراء مشکل داره؟؟؟



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 آذر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

نام کتاب:   نقشه آفریقا

نویسنده:   ----

نوع فایل کتاب: pdf

حجم:   428 kb





نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 8 آذر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

مناجاتچه رویدادبزرگی است! زمانی که عقل و دل همراه شوند،می توانند جهانی رادگرگون کنند و وای برزمانی که این دو رو در روی هم قراربگیرند.چه قدرعظیم است هیاهوی دل وسکوت عقل واندرز وپند عقل ویک دندگی دل.نمیدانم شاید دل حق باشد ومن اشتباه میکنم وشایدعقل درست میگوید ودل احساسی شده، نمیدانم!

تنهامیدانم که همواره از جنگ بدم می آمد واین باربس جنگ بزرگی است.

خدایا درهرجنگی یکی پیروزاست ویکی بازنده، من ازتو می خواهم هم دل و هم عقل هر دو پیروز میدان باشند،تا دوباره و همواره در کنار هم پیش روند.

نمیخواهم به اندازه کوچکترین ذره ای که آفریده ای ازهم دور شوند.

خدایا آرامشی ده که درآن، دل وعقل همچون دوتکه جدانشدنی درکنارهم باشند.

خدایا یارم باش.


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

ثروت باد آوردهیکی از اقوام نسبتا نزدیکمون،از سالهای قبل،راهش رو یه کم از ما جدا کرد و افتاد توی خط خرید و فروش تریاک،ما هم که دیگه نمیتونستیم زیاد باهاش رفت و آمد کنیم،فقط گاهگاهی توی خیابون یا مهمونی های مختلف می دیدیمش و سلام و احوالپرسی میکردیم.

سالها گذشت و این فامیل ما که از دوتا زن داره،از زن اولش یه پسر داشت و از زن دومش یه پسر و یه دختر،زندگی خوبی به هم زد و وضعش خوب شد و زیاد هم به ما محل نمیذاشت.

هر دو تا پسراش بزرگ شدند و به سن جوانی رسیدند.پسر بزرگش که از زن اول بود،تقریبا هم سن و سال من بود(البته دور از جون من!)اما پسر دومش یه چند سالی کوچیک تر بود.

تا اینکه همین اواخر(شاید چند سال پیش)یه خبر عجیب و شکّه کننده،فامیل رو در بُهت و حیرت فرو برد.

و اونم این بود که پسر اول،خودش رو(به هر دلیلی؛کار نداریم) حلق آویز کرده بود و به زندگی خودش برای همیشه خاتمه داده بود.



نوشته شده در تاریخ شنبه 5 آذر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

الحمدلله ربّ العالمینابتدای سوره مبارکه انعام با عبارت«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْض»شروع شده و این درحالیه که ابتدای سوره مبارکه اسراء با عبارت«سُبْحانَ الَّذی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى» شروع شده.

اما چرا ابتدای سوره ی انعام با «الحمدلله» و ابتدای سوره اسراء با «سبحان» شروع شده؟ آیا نمیتونست با لفظ«الله اکبر» این سوره ها رو شروع کنه؟ مخصوصا اینکه در ابتدای سوره ی انعام درباره آفرینش آسمانها و زمین صحبت میکنه که در نوع خودشون،بسیار بزرگ هستن و عظمت خدا رو می رسونن؟



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 آذر‌ماه سال 1390 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :