X
تبلیغات
رایتل

   سوره فاتحه                    سوره بقره                  سوره آل عمران

                



نوشته شده در تاریخ جمعه 24 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

نام کتاب:   طب الرضا(ع)

نویسنده:   نصیرالدین امیر صادقی

نوع فایل کتاب: pdf

حجم:   726 kb





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

نام کتاب:   گرامر زبان انگلیسی ج 3

نویسنده:   سعید عنایت پور

نوع فایل کتاب: pdf

حجم:   980 kb





نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

نام کتاب:   گرامر زبان انگلیسی ج 2

نویسنده:   سعید عنایت پور

نوع فایل کتاب: pdf

حجم:   976 kb





نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

نظر قرآن در رابطه با سکس،نه نظر «گاندی» است که کلا رابطه و میل جنسی را طرد میکند و نه نظر  «فروید» است که اعتقاد به آزادی روابط جنسی داشت، بلکه نظر اسلام اعتدال و میانه روی است.  

 

نظرقرآن درباره دوست پسر/دوست دختر بازی: 

قرآن صراحتاً از ایجاد و برقراری رابطه ی دوستی میان دختران و پسران نهی فرموده و آنرا حرام اعلام میکند: 

تا آنجا که میگوید یک زن و دختر مومن هرگز نباید با یک مرد یا پسر رابطه ی دوستی داته باشد یعنی این کار را حرام اعلام میکند:«وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدان‏»نساء آیه 25 

 و یا «وَ لا مُتَّخِذی أَخْدان‏» مائده-آیه 5 

  اما نکته ای که بسیار مهم است این است که قرآن به شدت از برقرای رابطه جنسی میان دختر و پسر نهی فرموده و حتی نزدیک شدن به این نوع از سکس نامشروع را نیز حرام اعلام میکند و میفرماید که به زنا نزدیک نشوید و این خود نشان میدهد که مسئله چقدر مهم است که حتی نباید به آن نزدیک شده چه برسد به این که این کار را انجام داد: 

«وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبیلاً »اسراء-32



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

ذوالقرنین یا همان کوروش کبیر!!!در اینکه ذو القرنین که در قرآن مجید آمده از نظر تاریخى چه کسى بوده است، و بر کدام یک از مردان معروف تاریخ منطبق میشود؟ در میان مفسران گفتگو بسیار است، نظرات مختلفى در این زمینه ابراز شده که مهمترین آنها سه نظریه زیر است.

اول: بعضى معتقدند او کسى جز" اسکندر مقدونى" نیست، لذا بعضى او را به نام اسکندر ذو القرنین می ‏خوانند، و معتقدند که او بعد از مرگ پدرش بر کشورهاى روم و مغرب و مصر تسلط یافت، و شهر اسکندریه را بنا نمود، سپس شام و بیت المقدس را در زیر سیطره خود گرفت، و از آنجا به ارمنستان رفت، عراق و ایران را فتح کرد، سپس قصد" هند" و" چین" نمود و از آنجا به خراسان بازگشت شهرهاى فراوانى بنا نهاد، و به عراق آمد و بعد از آن در شهر" زور" بیمار شد و از دنیا رفت، و به گفته بعضى بیش از 36 سال عمر نکرد، جسد او را به اسکندریه بردند در آنجا دفن نمودند .

دوم: جمعى از مورخین معتقدند ذو القرنین یکى از پادشاهان" یمن" بوده (پادشاهان یمن بنام" تبع" خوانده می ‏شدند که جمع آن" تبابعه" است).

از جمله" اصمعى" در تاریخ عرب قبل از اسلام، و" ابن هشام" در تاریخ معروف خود بنام" سیره" و" ابو ریحان بیرونى" در" الآثار الباقیه" را مى‏توان نام برد که از این نظریه دفاع کرده‏ اند.




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

در زیر براتون چندتا قاعده میذارم که ممکنه هم مربوط به روخوانی باشه و هم تجوید.

اسامی قواعد زیر رو ممکنه تا حالا نشنیده باشید چون اسمهاشون رو خودم روشون گذاشتم:

1- قاعده ی تبدیل صدای بلند به کوتاه:

هرگاه در آخر کلمه ای یکی از صداهای بلند (و-ا-ی)باشد و این کلمه به الف وصل، برسد،آنگاه صدای بلند ما به صدای کوتاه متناسب با آن صدای بلند تبدیل میشود:


مثلا:            

اگه در عبارت بالا دقت کنید در کلمه اولوا، واو دوم که در آخر کلمه اومده(حرف الف در آخر این کلمه،الف زینت است و خوانده نمیشود پس حرف آخر واو است) صدای بلنده و چون به الف وصل رسیده(که با رنگ آبی مشخص شده) پس به صدای کوتاه متناسب با خودش که همون حرکت «ــُ» هست تبدیل میشه.

در مورد الف و یاء هم همین طور است.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

علائم وقف، علامت هایی هستن که برای راهنمایی قاری ای که زبون عربی رو نمیدونه و به محل های وقف و وصل آیات تسلط نداره ، قرار داده شدن!

این علامت ها عبارتند از:







این علامت بر روی هر کلمه ای که باشد باید حتماً بر روی آن کلمه وقف کرد. اگر بر روی کلمه ای علامت وقف لازم وجود داشته باشد و ما روی آن کلمه وقف نکنیم،احتمال تحریف در معنای آیه وجود دارد!







اگر بر روی کلمه ای علامت«ج» وجود داشته باشد ما مجاز هستیم که بر روی آن کلمه وقف و یا وصل کنیم. یعنی هم می توان وقف کرد و هم می توان وصل نمود.



نوشته شده در تاریخ شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی
وقف: در لغت بمعنای حرکت نکردن و ساکن شدن است و در قرائت عبارتست از قطع صوت در حین قرائت برای تجدید نفس

سکت: در لغت بمعنای وقفه یا سکوت کوتاه است و در تجوید بمعنای قطع صوت در حین قرائت بدون تجدید نفس برای مدت کوتاه(مثلا یک ثانیه) و سپس ادامه ی قرائت می باشد.

موارد سکت در قرآن چهار مورد به شرح ذیل هستند:















نوشته شده در تاریخ شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

در قرآن کریم بر آخر کلمات سه نوع هاء به شرح زیر می آید که هرکدام مفهوم خاص خود را دارند.

1- هاء ضمیر

2- هاء سکت

3- هاء جوهری(ذاتی)

در زیر به توضیح هرکدام از این موارد می پردازم:


هاء ضمیر:



نوشته شده در تاریخ شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی
مد در لغت به معنای بالا آمدن و امتداد یافتن است و در تجوید بمعنای کشیدن بیش از اندازه یک حرف در زمان تلاوت است

علامت مد در قرآن به شکل مقابل است:         

قصر بمعنای کوتاهی و کوتاه کردن و در تجوید بمعنی در حالت عادی و به اندازه معمولی تلاوت کردن یک حرف اطلاق میگردد.

مد بطور کلی به دو دسته تقسیم میشود که عبارتند از:

1- مد اصلی

2- مد فرعی



نوشته شده در تاریخ شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی
ادغام درلغت بمعنای داخل کردن می باشد و در تجوید بمعنای حذف حرف ساکن و مشدد نمودن حرف بعدی است.

ادغام بطور کلی به چهار دسته تقسیم میشود که عبارتند از:





نوشته شده در تاریخ شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی
تعریف صفت : صفت به حالت و ویژگی ای گفته میشود که به یک موجود یا شیء نسبت داده میشود

مثلا وقتی گفته میشود این دیوار سفید است ، حالت و صفت  سفید بودن را به دیوار نسبت می دهیم

صفات به دو دسته عمده تقسیم میشوند:

الف) صفات اصلی

ب) صفات فرعی




نوشته شده در تاریخ شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی
 میم ساکن سه حکم یا قانون به شرح ذیل دارد

الف - ادغام        ب - اظهار       ج-  اخفاء

الف- ادغام:

هرگاه میم ساکن به میم مثل خودش برسد که متحرک(حرکت دار) باشد آنگاه میم ساکن در میم متحرک ادغام میشود یعنی میم ساکن حذف شده و در عوض میم متحرک مشدد خوانده می شود.

مثال:


مثال:



نوشته شده در تاریخ شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی

 نون ساکن نونی است که هیچ کدام از حرکت های فتحه،کسره و یا ضمه را ندارد.

تنوین ها هم نون ساکن حساب میشوند چون علارغم اینکه در هنگام نوشتن تنوین،نونی وجود ندارد اما در هنگام قرائت آنها،نون ساکن تلفظ می شود.

نون ساکن 4 حکم(قانون) به شرح زیر دارد:

الف)ادغام:

ادغام در لغت بمعنای داخل کردن و وارد کردن و در تجوید به معنای حذف نون ساکن و مشدد کردن حرف بعدی است

هرگاه نون ساکن به یکی از حروف کلمه «یرملون» برسد ادغام میشود یعنی نون ساکن حذف شده و آن حرف یرملون با تشدید خوانده می شود:

مثال:


در مثال بالا، تنوین رفع که بر روی کلمه ی «کنز» وجود دارد به حرف«ل» در کلمه ی «لهما» رسیده و تنوین همان نون ساکن است و «ل» هم جزء حروف کلمه«یرملون»است پس ادغام نون ساکن داریم.

مثال:


مثال:


نکته : کلمات زیر استثناء بوده و بجای ادغام، اظهار(که بعد گفته خواهد شد) میشوند:



نوشته شده در تاریخ شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 توسط مهدی
   1      2    >>

 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | تهیه و طراحی : مهدی شعبان | :